بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

محسن رضوی

درباره

سن: ۵۷
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۴ اسفند ۱۳۶۲
محل: زندان اوين، تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: اتهام نامعلوم
سن در زمان ارتکاب جرم: ۵۶

ملاحظات

خبر اعدام آقای محسن رضوی، در وبسایتهای خانه اسناد بهائی ستیزی در ایران (١۴ شهریور ١٣٩٧) و کمپین نه به آزار و زندان شهروندان بهائی- فهرست شهدا و مشاهیر بهائی (٢١ دی ١٣٩۵) انتشار یافت.

آقای رضوی در ١۵ تیر ١٣٠۵ در یک خانواده بهائی در شهرستان سریش‌آباد در استان کردستان متولد شد. او کودکی خود را در شهرستان قروه نزدیک شهر همدان گذراند و مدرسه ابتدائی را نیز در آنجا به پایان رساند. او در سال ١٣٣۵ ازدواج کرد و در تهران کارمند دولت بود.

آقای رضوی در سال ١٣۴٣  به ده ازگل در حومه تهران رفت و تا تشکیل محفل روحانی محلی* ساکن آنجا بود و به ترویج آئین بهائی می‌پرداخت. پس از ٢ سال به تهران بازگشت. در سال ١٣۵١ در سرآسیاب و سپس در افسریه ساکن شد. در هر دو محل عضو محفل روحانی محلی بود. او در سال ١٣۵٨ به تهرانپارس نقل مکان کرد.

وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با بیش از حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣۵٧*، یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است) مدام تحت آزار و سرکوب قرار داده و از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقامات کشور این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند، یا مراسم خود را به جا آورند. آنان از هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده‌اند و از حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند.**

دستگیری و بازداشت

آقای رضوی در ١۵ اردیبهشت ١٣۶٢ در خانه مسکونیش در تهران دستگیر شد. او به مدت ١٣ روز در زندان اوین بود و سپس به زندان گوهردشت منتقل شد. چهار ماه و نیم در سلول انفرادی بود و در اوایل شهریور همان سال دوباره به زندان اوین منتقل شد. گفته می‌شود او در زندان به شدت شکنجه شد. (خانه اسناد بهائی ستیزی در ایران) آقای رضوی ١٠ ماه در زندان به سر برد.

دادگاه

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه آقای رضوی در دست نیست.

اتهامات

از اتهامات آقای رضوی اطلاعی در دست نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه آقای رضوی نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای رضوی اطلاع دقیقی در دست نیست. اما بنا به اظهارات نمایندگان جامعه بهائی، معتقدات دینی سبب اصلی بازداشت و دادگاهی شدن پیروان این مذهب است. اطلاعاتی که این نمایندگان در مورد هم‌کیشان خود کسب کرده‌اند حاکی از این است که معمولاً درخواست متهمان برای مطالعه پرونده رد می‌شود و اگرچه قانوناً مجازند که از وکیل مدافع استفاده کنند اما از اواسط دهه هفتاد وکلای دادگستری تحت فشار قرار گرفته‌اند تا موکّل بهائی نپذیرند.

نمایندگان جامعه بهائیان اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی را که همواره در دادگاه‌ها به بهائیان وارد می‌شود تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دین‌شان وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌ن‌ها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می‌کند. این منابع اضافه می‌کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی است بی‌اساس که مبنای آن استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است.  حال آن که این مرکز سال‌ها قبل از تاسیس دولت اسرائیل در اواخر قرن نوزدهم میلادی در آن‌جا دایر شده است. 

حکم

آقای محسن رضوی در روز ١۴ اسفند ماه ١٣۶٢ در زندان اوین به دار آویخته شد.

ماموران در ٢٣ اسفند ١٣۶٢ به یکی از بستگان آقای رضوی خبر دادند که او اعدام شده است. جسد او را به خانواده‌اش تحویل ندادند و خانواده وی احتمال می‌دهد مامورین دولتی او را به خاک سپرده باشند.

---------------------------

*محفل روحانی محلی: هیئتی متشکل از نه نفر که سالانه با رأی بهائیان بزرگسال در هر شهر یا روستا انتخاب می‌شود و مسئول رسیدگی به امور جاری جامعه بهائی در آن محل است.
* "مرگ تدریجی بهائیان ایران" نوشته ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱۹۸۷۴؛ و "تضییقات بهائیان ایران ۱۹۸۴" نوشته داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨۴، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست.
** در قوانین کیفری مملکت برای بهائیان هیچ حقی پیش‌بینی نشده است و آنان همواره در معرض سوء‌استفاده و اعمال خشونت قرار دارند.  چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌ گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست.  مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند.  یکی از این مراجع، آیت‌الله روح‌الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود.
قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع می‌کند به زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است.  بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به "فرق منحرف" و یا اعضاء سازمانهایی که به زعم مسلمین پیرو «مکاتب الحادی»‌اند و یا در اساسنامه خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می‌کنند باید از همه مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواستنامه‌ها، فرمها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین‌المللی، حذف شده است)، آزادی بهائیان را جداً محدود کرده و آنها را از فرصتهای موجود در همه ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه و انجام سفر محروم می‌نماید.
در عمل از سال ١٣۵٨ تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آنها را از حق گردهم‌آیی، انتخاب و اداره موسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده‌اند.  پس از وقوع انقلاب اسلامی حداقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته‌اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.
به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می‌کنند که اینان به اتهاماتی نظیر «فعالیتهای ضد انقلابی»، «حمایت از رژیم سابق»، «جاسوسی برای صهیونیسم» و «فحشا، زنا و فساد اخلاقی» محکوم و مجازات می‌شوند.

تصحیح و یا تکمیل کنید