بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

معصومه قلعه‌چهی

درباره

سن: ۳۲
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۰ بهمن ۱۳۸۷
محل: رفسنجان، استان کرمان، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۳

ملاحظات

خبر اعدام معصومه قلعه‌چهی در وبلاگ وارش (۱۱ بهمن ۱۳۸۷) منتشر شد. اخبار تکمیلی از گزارش‌های منتشر شده در سایت روزآنلاین (۱۳ بهمن ۱۳۸۷)، سایت تغییر برای برابری (۹ بهمن ۱۳۸۷) و روزنامه اعتماد (۲۰ شهریور ۱۳۸۷) گرفته شده است.

بنا به گفته وکیلش خانم معصومه قلعه‌چهی ۳۲ ساله و متاهل بود. او دانشجوی سال آخر حسابداری بود که ورزش می‌کرد، مهربان و مودب بود و همه دوستش داشتند.خانم قلعه‌چهی دچار ناتوانی جسمی و روحی بود. او به بیماری صرع، تنگی نفس و روان‌‍پریشی مبتلا بود و در شرایط ناگهانی احساس خفگی می‌کرد.خانم قلعه‌چهی در ۲۰ سالگی به ازدواجی از پیش تعیین شده، سنتی و ناخواسته با عموزاده مادرش مجبور شد. بعد از ۲۴ ماه عقد زندگی با همسرش را آغاز کرد. خانم قلعه‌چهی همسرش را دوست نداشت تا جایی که در ۸ ماه زندگی مشترک با او هیچ رابطه زناشویی  نداشت. (روزآنلاین ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)

پرونده او به کشته شدن همسرش در پی یک تنش اتفاقی مربوط می‌شود.

دستگیری و بازداشت

درباره زمان و نحوه دستگیری خانم قلعه‌چهی اخبار متناقضی منتشر شده است. دو منبع زمان حادثه و دستگیری را در سال ۱۳۷۵ ویکی دیگر در سال ۱۳۷۹ اعلام کرده‌اند. وکیل مدافع خانم قلعه‌چهی گفت او خودش را به مقامات قضایی معرفی کرد و با شرح واقعه به کشته شدن همسرش بدون قصد قتل اعتراف کرد.

خانم قلعه‌چهی دوران بازداشتش را که در یک منبع ۹ سال و در منبع دیگر ۱۱ سال و در یک منبع دیگر ۱۲ سال ذکر شده در زندان رفسنجان سپری کرد. به گفته آقای عبدالصمد خرمشاهی، وکیلش، او در زندان صنایع دستی درست می‌کرد. همیشه کار می‌کرد و هزینه‌های زندگی‌اش در زندان را با کار کردن تامین می‌کرد. خانم قلعه‌چهی دوران سختی را در یک اتاق ۱۲ متری به همراه زنان دیگری با جرایم مختلف در زندان گذراند؛ چنانچه وکیلش به نقل از او گفت «یک شب زنی با چهار بچه را می‌آوردند. شبی دیگر زنی معتاد. یک وقت با زنی روانی و همبندی بعدی زنی بیمار. یکی بداخلاق و دیگری جانی...». (تغییر برای برابری ۹ بهمن ۱۳۸۷) (روزآنلاین ۱۳ بهمن ۱۳۸۷) (اعتماد ۲۰ شهریور ۱۳۸۷)

دادگاه

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم معصومه قلعه‌چهی در دست نیست. روشن نیست که زمان برگزاری دادگاه خانم قلعه‌چهی از حق داشتن وکیل برخوردار بود.

اتهامات

خانم قلعه‌چهی به «قتل عمد» همسرش متهم شد. (اعتماد ۲۰ شهریور ۱۳۸۷)

مدارک و شواهد

خانم قلعه‌چهی به مراجع قضایی مراجعه کرد و با معرفی خود ماجرای مرگ همسرش که  سنگ چاقوتیزکنی ناخواسته به گیج‌گاه همسرش خورده و او جان باخته است را شرح داد. سپس جسد او که در حیاط خانه‌شان در شهر انار در استان یزد دفن شده بود پیدا شد. (اعتماد ۲۰ شهریور ۱۳۸۷) (تغییر برای برابری ۹ بهمن ۱۳۸۷)

دفاعیات

بر اساس گفته‌های خانم قلعه‌چهی در روز حادثه در حالی که او در آشپزخانه مشغول کار کردن بود همسرش مثل همیشه به قصد شوخی ناگهان از پشت ‏او را گرفت. خانم قلعه‌چهی که شوکه شده و احساس می‌کرد نمی‌تواند نفس بکشد، در حالی که دست و پا می‌زد و نمی‌توانست رها شود و احساس خفگی می‌کرد، دستش را به سمت روی کابینت برده و اولین چیزی که به دستش رسیده بود برداشته و به سمت ‍پشت سرش زده بود. از شانس بد سنگ چاقوتیزکنی به گیج‌گاه همسرش اصابت کرده و او درگذشته بود.

عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانم قلعه‌چهی در جلسه دادگاه حضور نداشت. آنها بارها به وسیله تلفن با هم صحبت کرده بودند اما با توجه به این که فرصت کمی برای دفاع داشت از طریق پست وکالت‌نامه را برای امضا دریافت کرد و پرونده‌اش را نیز با پست برای وکیلش ارسال کرد. 

به گفته وکیل خانم قلعه‌چهی، که دفاع از موکلش را بر «قتل غیرعمد» متمرکز کرد، او در زمان وقوع حادثه انگیزه جنایت‌کارانه و قصد قبلی برای ارتکاب عمل مجرمانه نداشت. علاوه بر این سنگ جزو آلات قتاله محسوب نمی‌شود. خانم قلعه‌چهی پشت سرش را نمی‌دیده و ‏اصابت سنگ به گیج‌گاه همسرش فقط یک اتفاق بوده است. قصد او فقط رها شدن از وضعیتی بوده که دچار آن شده بود.

خانم قلعه‌چهی با بیان این که به شدت ترسیده بود، گفت: «در آن زمان تنها به این فکر می‌کردم که اگر خانواده همسرم ‏از این ماجرا با خبر شوند چه بلایی به سرم می‌آورند، و حتی کار من به پلیس و دادگاه نمی‌کشد. برای همین نخستین چیزی ‏که به ذهنم رسید این بود که فرار کنم تا آبها از آسیاب بیافتد. اما بعد که مدتی گذشت خودم نزد پلیس رفتم و اعتراف کردم و ‏ماجرا را هم شرح دادم. چون هرگز با قصد و غرض اقدام به کشتن همسرم نکرده بودم.»

‏وکیل خانم قلعه‌چهی با بیان این که او دچار بیماری صرع، تنگی نفس و روان‌پریشی است، از دادگاه خواست موکلش برای بررسی روانی به پزشکی قانونی انتقال یابد. علاوه بر این خانواده خانم قلعه‌چهی مدارکی از بیمارستان روانی زاهدان ارائه دادند که نشان می‌داد متهم به دلیل روان‌پریشی شدید و اقدام به خودکشی یک ماه در بیمارستان بستری بوده است. (تغییر برای برابری ۹ بهمن ۱۳۸۷) (روزآنلاین ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)

حکم

خانم معصومه قلعه‌چهی به اعدام (قصاص) محکوم شد.

هرچند پزشکی قانونی بیماری صرع و روان‌پریشی او را تایید کرد، اما گفت که این بیماری اراده او را سلب نمی‌کند. بر اساس اطلاعات موجود رئیس حوزه قضایی رفسنجان به صدور حکم اعدام  برای خانم قلعه‌چهی اعتراض کرد و گفت که این قتل غیرعمد بوده ‏است؛ اما حکم اعدام او پس از اعتراض در شعبه ۲۰ دیوان عالی کشور بررسی حکم قصاص تایید شد.

روز قبل از اجرای حکم وکیل خانم قلعه‌چهی به زندان رفسنجان رفت و برای نخستین بار با موکلش ملاقات کرد. او از همان زندان با دادستان تماس گرفت تا برای تعلیق اجرای حکم کمک کند. به گفته آقای خرمشاهی، همه مسئولان قضایی محلی و زندان  برای توقف حکم تلاش کردند و با متهم، وکیلش و خانواده‌اش همراهی کردند.

تلاش وکیل و خانواده او و همچنین مسئولان و مقامات زندان برای جلب رضایت خانواده همسر خانم قلعه‌چهی به جایی نرسید. خانم قلعه‌چهی صبح روز پنج‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ در حیاط زندان رفسنجان در حضور خانواده‌اش، خانواده مقتول، دادستان رفسنجان، رئیس زندان، وکیلش و چند تن از کارکنان زندان رفسنجان به شیوه حلق‌آویز اعدام شد. (روزآنلاین ۱۳ بهمن ۱۳۸۷)

تصحیح و یا تکمیل کنید