بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

جمشید سپهوند

درباره

سن: ۲۸
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱ مهر ۱۳۶۴
محل: تهران، استان تهران، ايران، زندان اوين
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: ارتداد; قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی

ملاحظات

مخالفت با رژیم شاه را از سن خیلی پایین شروع کرد، به‌نحوی که وقتی فقط ۱۶سال داشت دستگیر شد. او تا آنجا پیش رفت که در دفتر دبیر سازمان فدائیان خلق مشغول به کار شد.

اطلاعات در باره آقای جمشید سپهوند بر مبنای مصاحبه با یکی از نزدیکان وی تهیه شده است. آقای سپهوند متأهل و دارای دیپلم متوسطه بود. در رژیم سابق، در سال ۱۳۵۳ در سن ۱٦ سالگی در رابطه با دکتر اعظمی دستگیر شد و به جرم "اقدام علیه امنیت ملی" تا سال ۱۳۵۷ در زندان بود. بعد از انقلاب به سازمان فداييان خلق ايران پیوست و مسئول دبیرخانه این سازمان شد. درانشعاب این سازمان ابتدا با اکثریت بود. در انقلاب بهمن در لرستان فعالیت می کرد و در سال ١٣٦٠ به تهران آمد. وی اولین بار در آبان ماه ۱۳٦٠ در مراسم چهلم سیامک اسدیان (اسکندر، چریک فدایی خلق اقلیت که در مهر ماه ۱۳٦٠ در یک درگیری مسلحانه با سپاه پاسداران کشته شد) دستگیر شد و ۹ ماه در زندانهای خرم آباد و سپس اوین به سر برد.

در سال ۱۳۴۹ "سازمان چریکهای فدائی خلق ایران"، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فدائیان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ۱۳٦۲ از آن حمایت می‌کرد، از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

دستگیری و بازداشت

آقای جمشید سپهوند در تاریخ ۱۸ آبان ۱۳٦۲ در تهران و همراه با همسرش در خانه‌ یکی از دوستانشان دوباره دستگیر شد. پاسداران که با حکمی برای دستگیری صاحب ‌خانه آمده بودند، آنها را نیز با خود بردند (همسرش یک سال و نیم بعد آزادشد). محل نگهداری وی در زندان اوین، بند ٢٠٩ بوده است. او از حق داشتن وکیل وهمچنین دسترسی به پرونده محروم بود. بعد از چهار ماه به پدر و مادرش ماهی دو بار اجازه ملاقات داده شد اما سپس قطع گردید. به گفته همبندانش، وی تحت شکنجه های شدید قرار گرفته و ازچهره های مقاومت زندان در آن سالها بوده است. بنا به اظهارات مصاحبه شونده، آثارشکنجه در بدن او مشهود بود وگوشه ای از چشمش ترکیده و دستش نیز آسیب دیده بوده است.

دادگاه

دادگاه رسیدگی به جرائم آقای جمشید سپهوند در زمستان ١٣٦٣ در زندان اوین تشکیل شد. از جزئیات جلسه دادگاه اطلاعی در دست نیست. پس از دستگیری عده ای از دوستانش، که اطلاعات جدیدی درباره او به مامورین دادند، آقای سپهوند دوباره مورد بازجوئی قرار گرفت. از این که آیا دادگاه دومی برای رسیدگی مجدد به اتهامات او تشکیل شده بود یا نه اطلاعی در دست نیست.

اتهامات

اتهامات رسمی آقای جمشید سپهوند دانسته نیست. اما نزدیکانش احتمال می دهند که اتهام وی "عضویت در سازمان فدائیان خلق ایران، مرتد و ملحد بودن و حضور در کردستان بوده است".

در شرایطی که حداقل تضمین های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

از مدارک ارائه شده علیه متهم اطلاعی در دست نیست.

دفاعیات

از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست.

حکم

آقای جمشید سپهوند در اول مهر ماه ١٣٦٤ درزندان اوین اعدام شد. روز۳۱ شهریور که خانواده اش به اوین رفته بودند، آنها را با مینی بوس به داخل زندان بردند و اجازه ملاقات حضوری دادند. متهم از آنها پرسید که آیا خواستار ملاقات حضوری* کرده اند. و چون پاسخ منفی بود، فهمید که قرار است اعدام شود. پانزده روز بعد وقتی خانواده اش بار دیگر برای ملاقات وی به اوین مراجعه کردند، مسئولان زندان ساک و وسائلش را تحویل دادند. پس از اصرار و دوندگی بسیار، قطعه ای در بهشت زهرا را به آنها نشان داده و اظهار داشتند که آنجا مکان دفن وی است.

------------------------------------

* آن روزها ملاقات از پشت شیشه و از طریق تلفن انجام می شد. ملاقات حضوری رو در رو و به ندرت صورت می گرفت. ملاقات حضوری بدون تقاضای قبلی ممکن بود نشانه اعدام باشد.

 

تصحیح و یا تکمیل کنید