بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

رافق ناظراوغلو تقی‌زاده

درباره

سن: ۶۱
مذهب: نامعلوم
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲ آذر ۱۳۹۰
محل: بیمارستان مرکزی، باکو، جمهوری آذربایجان
نحوه کشته‌شدن: قتل فراقضایی با سلاح گرم
اتهامات: ارتداد

ملاحظات

او  پزشک، نویسنده، شاعر و روزنامه نگار سرشناس لائیک جمهوری آذربایجان بود.

اطلاعات در خصوص اعدام فراقضایی آقای رافق ناظر اوغلو تقی‌زاده (تقی)، از وبسایت‌های خبرگزاری مشرق (٣ آذر ١٣٩٠)، خبرگزاری فارس، آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی و پایگاه خبری تحلیلی قشم (۵ آذر ١٣٩٠)، آذر نیوز (٣ آذر ١٣٩٠)، خبرگزاری رسا (٩ آذر ١٣٩٠)، روزنامه جمهوری اسلامی (۶ آذر ١٣٩٠)، رادیو انگلیسی زبان اروپای آزاد- رادیوفردا (٣٠ آبان، ١ و ٢ آذر ١٣٩٠)، مصاحبه شریف آقایار به زبان آذربایجانی با دختر آقای تقی در وبسایت کونوز (ترجمه انگلیسی در وبلاگ خانم Amanda Rivkin) (١ آذر ١٣٩٣)، وبسایت جنبش راه سبز (١٢ آذر ١٣٩٠)، وبسایت محسن کدیور (٢٠ تیر ١٣٩۴)، دویچه وله (١٢ آذر ١٣٨۵، ٣ و ۴ آذر ١٣٩٠)، وبسایت انگلیسی زبان Azer news (٣ آذر ١٣٩٠) به دست آمده است. 

بنا به اطلاعات موجود، آقای تقی ۶١ ساله در در روستای خوش چوبانلی در منطقه ماسالی جمهوری آذربایجان به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در روستای تکله منطقه ماسالی به پایان رساند. او متاهل و دارای دو فرزند بود. او در دانشگاه علوم پزشکی نریمانوف آذربایجان تحصیل کرد و تخصص خود را در رشته کاردیولوژی در آکادمی پزشکی مسکو به اتمام رساند. از سال ١٣۶٩ در بخش خدمات بیمارستان باکو به کار مشغول شد.

آقای تقی هم طبابت می‌کرد و هم نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس لائیک جمهوری آذربایجان بود. او در مورد مسائل اجتماعی و تاثیر مذهب در جامعه و ترویج آن به عنوان ایدئولوژی سیاسی نیز مقالاتی نوشته بود و از نفوذ جمهوری اسلامی در آذربایجان و جهان انتقاد کرده بود. (شکایت خانم تقیه‌وا، همسر آقای تقی، علیه آذربایجان به دادگاه حقوق بشر اروپا- ١٠ آبان ١٣٩٣) داستان‌های او در سایت‌های ادبی آذربایجان، خواننده‌ی بسیاری داشت. او عضو و مدیر «اتحادیه نویسندگان آزاد آذربایجان» بود. 

دختر آقای تقی که با پدرش خیلی نزدیک بود، از او به عنوان یک انسان آزاده یاد می‌کند و می‌گوید که پدرش نوشتن را خیلی دوست داشت. او ساعت پنج صبح بیدار می‌شد تا پیش از اینکه کارش را شروع کند، فرصت نوشتن پیدا کند و روزهای تعطیل هم پشت کامپیوتر بود و با اشتیاق می‌نوشت. به گفته دختر آقای تقی او دوست داشت داستان‌های خنده‌دار را خیلی دوست داشت: «او با خوشحالی زیاد داستان تعریف می‌کرد و با ما می‌خندید... او از خنده اشکش سرازیر می‌شد...». (ترجمه مصاحبه با دختر آقای تقی در وبلاگ آماندا ریوکین، ۱۷ خرداد ۱۳۹۶)

پیش زمینه

آقای تقی با انتشار مقاله‌ی «ما و اروپا» در روزنامه «صنعت» به تاریخ ١٠ آبان ١٣٨۵ آقای تقی در این مقاله او از ارزش‌های انسانی اروپا نوشت و دین اسلام را سدی برای پیشرفت دانست: «آزادی انسان ازنظر اهمیت آن در مشرق‌زمین، مسئله‌ای است که در پایین‌ترین سطح می‌خزد. به انسانی که آزادی‌های اجتماعی از وی سلب شده، خوشبختی‌های خیالی در سطح طریقت‌های ظلمانی اسلام بشارت داده می‌شود. با فلاکت‌ها راه سست بهشت به‌عنوان راه خروج از باتلاق‌های اجتماعی نشان داده می‌شود. اسلام باعث ایجاد اصول ریاکارانه در ساختار‌های کشور مشرق‌زمین شده است. سیستم طوایف بدوی، مشرق‌زمین را تماماً به ورطۀ ورشکستگی می‌کشاند و ته‌ماندۀ تفکرات و ایده‌های روشن اجتماعی مشرق‌زمین را ناکارآمد می‌کند...

او معتقد بود، در غرب مسیحیت منجر به حقوق بشر و دموکراسی شده است، در حالی که اسلام به استبداد شرقی مبدل شده است. او نوشت در مقاله‌ای نوشت، اگر آذربایجانی‌ها خواهان آزادی هستند، باید سکولاریزم را بپذیرند. 

او معتقد بود، در غرب مسیحیت منجر به حقوق بشر و دموکراسی شده است، در حالی که اسلام به استبداد شرقی مبدل شده است.

«در خلال جهش‌های غرب به‌سوی جلو، به‌نظر می‌رسد، شرق به‌سوی عقب گام برمی‌دارد. همۀ تلاش‌های آذربایجان در ایجاد نظامی لائیک متأثر از اروپا است... مناسبات دولت ما با کشور‌های اسلامی دلتنگ‌کننده، اجباری و به‌لحاظ دیپلماتیک، ساختگی است. اسلام به‌عنوان نشانۀ اجبار- ضروریت و باقی‌ماندۀ خشونت شرقی توسط متفکران آذربایجانی ادراک می‌شود. در طول تاریخ حتی در تاریخ نوین ما، احترام «خالصانه» رهبران آذربایجان به اسلام، عمدتاً از منافع «تخت و تاج» آنها ناشی شده است... همۀ کشور‌های جهان به شیوه‌های مختلف مشغول به تأمین آزادی هستند. آنها هنگام بررسی مسئلۀ حقوق بشر، اروپا را الگویی برای خود قرار می‌دهند. زیرا ارزش‌های اروپایی عامل پیشرفت غیرقابل پیشگیری است... انسان برای اولین‌بار در اروپا توانست بر خود غلبه کند، تا حد امکان از شر دور شده و به خیر نزدیک شود. اروپا نیز مرحلۀ گذر از انقلاب‌های خونین را سپری کرد اما این را مایۀ تجربۀ خود قرار داد و این‌بار نیز قبل از همه به آنها «نه» گفت.»

این مقاله باعث خشم برخی از مسلمانان در جمهوری آذربایجان به ویژه در شهرستان نارداران و در ایران شد. سفارت ایران در باکو واکنش سختی به انتشار این مقاله نشان داد. (وبسایت محسن کدیور- ٢٠ تیر ١٣٩۴) تظاهراتی نيز در باكو، تهران، تبريز و اردبيل در مقابل کنسولگری و سفارت آذربایجان سازماندهی شد و گروهی كه خود را «آمادگان شهادت» می‌نامیدند، در سايت اينترنتی خود اعلام کرد که «ضمن حمايت همه جانبه از فتوای حضرت آيت‌الله العظمی فاضل لنكرانی انجام نهايی اين فتوا را در آينده نزديك به جهان اسلام نويد می‌دهد.» مقامات ترکیه برای مدتی آقای تقی و خانواده‌اش را تحت حفاظت خود گرفتند. (شکایت همسر آقای تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ١٠ آبان ١٣٩٣ ؛ دویچه وله- ١٢ آذر ١٣٨۵)  از نظر عده‌ای از مسلمانان ایرانی و آذربایجانی آقای تقی به پیامرشان محمد توهین کرده بود. آنها از آیت الله محمد فاضل لنکرانی، یکی از اعضای جامعه مدرسین قم که پدرش متولد شهر لنکران در جمهوری آذربایجان بود، در مورد وظیفه مسلمانان در قبال این امر غیرقابل تحمل سوال کردند. او نیز فتوایی در ۴ آذر ١٣٨۵ علیه آقای تقی صادر کرد و او را مرتد خواند و قتلش را واجب دانست.* (وبسایت محسن کدیور- ٢٠ تیر ١٣٩۴) 

بنا به اطلاعات موجود، آیت‌الله دیگری به نام حمید بنی فضل، نماینده مردم آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری، نیز قتل آقای تقی را به دلیل ارتداد واجب دانسته و برای انجام آن خانه پدریش را به عنوان جایزه تعیین کرد. (خبرگزاری رسا- ٩ آذر ١٣٩٠)

چند روز پس از انتشار مقاله، مقامات ترکیه آقای تقی و ناشر مجله را بازداشت کرده وبه اتهاماتی چون «تشویق نفرت و دشمنی قومی و مذهبی» به سه سال زندان محکوم کرد. این دو در روزهای آخر سال ١٣٨۶ شامل عفو رئیس جمهور شدند. (شکایت همسر آقای تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ١٠ آبان ١٣٩٣) 

پس از آزادی، آقای تقی در یک مصاحبه مطبوعاتی تاکید کرد: «- من در مقاله ی "اروپا و ما" به هیچ وجه به تحقیر حضرت محمد فکر نکرده و چنین قصدی نداشتم. این مقاله فقط در مورد آینده‌ی آذربایجان بود. در این نوشته‌ی فلسفی من تلاش کردم جهت‌های پیشرفت آذربایجان را نشان دهم. مثلا، این مقاله و موضعی متفاوت از یک اندیشمند بود. این جنایت نیست. من در آن مقاله‌ام فقط خرافات را تحقیر کرده‌ام... انتقاد از خرافات، و افشاء آن برای دین اسلام هم مفید است... تاکید من بر اروپا به این دلیل است که در آذربایجان با این مسئله با جدیت برخورد نمی‌کنند. تطبیق با اروپا در میان سیاستمداران ما فقط شعار است... در اصل آنها از ارزش‌های اروپایی می‌ترسند... برای دولت‌هایی که به رشوه‌خواری عادت کرده‌اند ارزش‌های اروپایی زیان آور به حساب می‌آید... به نظر من اکنون در شرق ، حقوق انسان در ابتدایی‌ترین شکل آن است. دیگر دوران پادشاهانی که با انسانیت مبارزه می‌کنند به سر آمده، باید این را بدانیم. شرق همچون سنگ سنگینی است که از پای بشریت آویزان است. من با تحمل عذاب‌های فیزیکی و معنوی، گفتن اینها را برای خودم واجب می دانم» (سه مصاحبه با رافق تقی در وبسایت محسن کدیور- ٢٠ تیر ١٣٩۴)

زندگی را هدیه کن نه مرگ را! من هم از شما خوشم نمی‌آید، اما من به مرگ شما حکم نمی‌کنم. پس به من بگویید چه کسی به خدا نزدیکتر است. من از آیت‌الله‌ها هم به خدا نزدیکتر هستم.

او همچنین گفت: «هفت آیت‌الله برای مرگ من فتوا داده‌اند. برخی از آنها دار فانی را وداع گفتند. اینان که به اصطلاح خادمان دین هم هستند و بنام دین فتوای قتل دیگران را صادر می‌کنند، کارشان بی‌معناست. من مثل این آیت‌الله‌ها کتاب‌های دینی زیادی نخواندم و بیشتر کتاب‌های علمی خواندم، اما برای کسی آرزوی مرگ نمی‌کنم. بگذار زندگی کنند. نکش و حکم قتل صادر نکن! زندگی را هدیه کن نه مرگ را! من هم از شما خوشم نمی‌آید، اما من به مرگ شما حکم نمی‌کنم. پس به من بگویید چه کسی به خدا نزدیکتر است. من از آیت‌الله‌ها هم به خدا نزدیکتر هستم.» (دویچه وله- ۴ آذر ١٣٩٠)

در اسفندماه سال ۱۳۸۶، آقای تقی و ناشر مجله اقتصاد از دولت آذربایجان برای نقض حق آزادی بیانشان به دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت کردند. (وبسایت دادگاه حقوق بشر اروپا)

علی‌رقم تهدیدهایی که مقاله «اروپا و ما» به دنبال داشت، آقای تقی همچنان به نوشتن ادامه داد. به گفته یکی از دوستان نزدیکش، «هر وقت مقاله‌ای می‌نوشت با موجی از توهین و تحقیر دین‌داران رادیکال مواجه بود. خودش پیش‌بینی می‌کرد روزی احتمالا به جان او سوء‌قصد کنند و دغدغه‌ی ترور داشت.» دویچه وله ۴ آذر ۱۳۹۰) در آخرین مقاله‌اش، «ایران و ناگزیری جهانی شدن»، که به تاریخ ۱۷ آبان ۱۳۹٠ منتشر شد، آقای تقی از حکومت مذهبی ایران و نقشش در جهان به شدت انتقاد کرد. (شکایت همسر آقای تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ١٠ آبان ١٣٩٣) 

قتل آقای ناظر اوغلو تقی‌زاده 

آقای تقی روز شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٠ ساعت ١٠ شب در راه برگشت به خانه از سر کار مورد حمله شخص ناشناسی قرار گرفت و با هفت ضربه چاقو به ناحیه سینه بشدت زخمی شد. 

به گفته دخترش، آقای تقی با اینکه زخمی بود خود را به منزلش رسانده بود و از آنجا با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد و مورد عمل جراحی قرار گرفت. در این جراحی، پزشکان تحال او را که به شدت صدمه دیده بود از بدنش برداشتند. پس از جراحی او را به قسمت مراقبت‌های ویژه بردند و دو روز بعد، روز ۳۰ آبان، آقای تقی را که وضع جسمانیش ثابت بود و در حال بهبود بود به بند عمومی بیمارستان بردند و او حتی توانست در دو مصاحبه به سوال‌های خبرنگاران پاسخ دهد. بنا به اطلاعات موجود، حدود ساعت ۲ بعد از ظهر روز ۲ آذر، پرستاری به او چیزی تزریق کرد و ۴۰ دقیقه بعد آقای تقی به خانواده‌اش گفت که حالش خوب نیست. پزشکی که به درخواست خانواده او را معاینه کرد به آنها گفت مشکلی نیست. ده دقیقه بعد از رفتن پزشک آقای تقی استفراغ کرد و درگذشت. (شکایت به دادگاه حقوق بشر اروپا- ۱۰ آبان ۱۳۹۳؛ ترجمه مصاحبه با دختر آقای تقی در وبلاگ آماندا ریوکین- ۱۷ خرداد ۱۳۹۶) به گفته پزشکان آقای تقی، او بر اثر نفوذ استفراغ به نای، خفه شده است. عسگروف یکی از پزشکانش گفت: «او یک بیمار عادی بود و دلیلی به غیر از خفگی ناشی از استفراغ پیدا نکرده‌اند و ده دقیقه قبل از مرگ او پزشکان او را معاینه کرده بودند و وضعیت او ثابت بود.» (رادیو آزاد آروپا- رادیو فردا ١ آذر ١٣٩٠) بنا به گفته یکی از دوستان آقای تقی به آذر نیوز، برخی از دوستان نویسنده‌اش از نبود امنیت در بیمارستان احساس نگرانی کرده بودند و از دولت آذربایجان خواسته بودند که تدابیری اتخاد کند. (آذر نیوز- ۳ آذر ۱۳۹۰) 

قتل او را فتوی یک آیت‌الله ایرانی رقم زد.

رسانه های مستقل و وابسته به اپوزیسیون آذربایجان، به دست داشتن عوامل ایران در این سوءقصد اشاره کردند. خود آقای تقی نیز در بیمارستان، از احتمال دست داشتن عوامل ایران صحبت کرده بود. او در یکی مصاحبه‌هایش گفت: «ساعت ۱۰ شب به من حمله شد. ضارب صورتش را پوشانده، عصبی بود و حتی یک کلمه هم صحبت نکرد و اگر چنین می‌کرد من از لهجه می‌توانستم او را شناسائی کنم. من در طول هفته فقط یک روز ساعت ۱۰ شب به خانه‌ برمی‌گردم. شخص ضارب دقیقا اطلاع داشت که در کدام شب دیر برمی‌گردم. آنها مراقب من بودند و این حمله را سازماندهی کرده بودند. ضارب به من ۷ ضربه زد.» (دویچه وله- ۴ آذر ١٣٩٠)

واکنش مسئولان ایران

مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران، واکنشی در باره سوءقصد و مرگ آقای تقی نشان ندادند اما سفارت ایران در باکو، با صدور اعلامیه ای ارتباط سوءقصد به جان نویسنده آذربایجانی آقای تقی را با ایران رد کرد. در این بیانیه آمده است: « ما ادعاهای بی‌اساس و مغایر با واقعیت را که توسط برخی افراد و رسانه‌های جمهوری آذربایجان منتشر شده و تلاش برای قتل جان رفیق تقی را با جمهوری اسلامی ایران مرتبط می‌دانند، رد می کنیم. نشر اخبار دست داشتن جمهوری اسلامی ايران در سوء قصد به جان رفيق تقی، نويسنده آذربايجانی در راستای ايجاد خلل در روابط استراتژی ايران و آذربايجان است». (رادیو آزاد اروپا- ١ آذر ١٣٩٠)

وبسایت مشرق در گزارش خود در رابطه با مرگ آقای تقی نوشت: «سلمان رشدی*** آذربایجان به هلاکت رسید» و به نقل از روزنامه جمهوری اسلامی گفت: «وی به دلیل اهانت‌های بی‌سابقه به حضرت رسول اكرم، مورد نفرت مردم جمهوری آذربایجان بود. دیروز توسط فرد ناشناس به قتل رسید» (مشرق- ٣ آذر ١٣٩٠)

خبرگزاری فارس نیز درباره قتل آقای تقی نوشت: «ماجرای اعدام انقلابی وی اینگونه آغاز می‌شود که روز شنبه ٢٨ آبان ماه، شخص ناشناسی به "رافق تقی" مقاله‌نویس و نویسنده آذربایجانی به هنگام مراجعت به محل سکونت خود در باکو حمله‌ور شده و با شش ضربه چاقو، ناحیه چپ بدنش را (قلب، معده ، طحال و دنده های چپ قفسه سینه) بشدت زخمی می شود.» و در ادامه گزارش این قتل را نتیجه فتوی علمای شیعیان قلمداد کردند: «پس از توهین رافق تقی نویسنده صهیونیست به حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله چندین عالم بزرگ از علمای شیعه در پاسخ به مقلدین خود در جمهوری آذربایجان عامل توهین به پیامبر اکرم(ص) در روزنامه صنعت جمهوری آذربایجان را در صورت اعتراف به آگاهانه بودن اقدام خود واجب القتل دانست. این نویسنده اسلام ستیز پس از آزاد شدن از زندان نیز مجددا طی مقالات و مصاحبه‌های کماکان توهین و اهانت به مقدسات دین مبین اسلام ادامه می‌داد که هفته گذشته توسط افرادی ناشناس اعدام شد.» (خبرگزاری فارس- ۵ آذر ١٣٩٠)

محمد جواد فاضل لنکرانی فرزند آیت‌الله محمد فاضل لنکرانی که فتوای مرگ آقای تقی را صادر کرده بود، در پیامی به مردم آذربایجان گفت: «دشمنان اسلام بدانند كه مسلمانان آزاده و جوانان غیرتمند اجازه نخواهند داد توطئه‌های شوم استكبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل در اهانت به مقدسات اسلام عملی گردد و عناصر خودباخته و دین‌فروش را به سزای اعمال ننگین خواهند رساند.» (وبسایت محمدجواد فاضل لنکرانی ۶ آذر ١٣٩٠)

واکنش مسئولان آذربایجان

پلیس آذربایجان یک روز بعد از قتل تحقیقات جنایی مقدماتی در مورد قتل آقای تقی را آغاز کرد. از نتیجه تحقیقات اطلاعی در دست نیست و به خانواده آقای تقی هم به بهانه‌های مختلف، اطلاع زیادی از تحقیقات پلیس داده نشد. دادستانی جمهوری آذربایجان در ۷ بهمن ١٣٩٢ به همسر آقای تقی  اطلاع داد که پرونده آقای تقی را به این دلیل که کسی بازداشت نشده بسته شده است. (شکایت خانم تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ۱۰ آبان ۱۳۹۳؛ رادیو آزاد اروپا- ١٨ دی ١٣٩٢)

در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶، دادگاه حقوق بشر اروپا در پیگیری شکایت همسر آقای تقی در سال ۱۳۹۳، از دولت آذربایجان خواست تا همه مدارک و شواهد جمع‌آوری شده در پرونده قتل آقای تقی را در اختیار دادگاه بگذارد. زمان نوشته شدن این متن، نزدیک به پنج سال پس از درخواست دادگاه اروپا گذشته بود.

واکنش خانواده

پس از مرگ آقای تقی همسر او، خانم مایلا تقیوا، فعالانه پیگیر تحقیقات پلیس بود. در طول بیش از دو سال پس از مرگ وی، او بارها از پلیس و مقامات دیگر خواست که به عنوان قربانی به او امکان بررسی مدارک و شواهد پرونده از جمله فیلم دوربین‌های امنیتی در محلی که به شوهرش حمله شده بود و پرینت شماره‌ تلفن‌هایی که از تلفن‌های همراه در منطقه در زمان حمله به شوهرش با آن تماس گرفته بودند، بدهند. او همچنین از مقامات آذربایجان خواست تا به او امکان صحبت با افرادی که مسئول حفظ امنیت شوهرش بودند بدهند. اما نامه‌نگاری‌هایش نتیجه‌ای نداشت و دادگاه هم شکایاتش را رد کرد و چنین دسترسی به او نداد. (شکایت خانم تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ۱۰ آبان ۱۳۹۳) کمی پیش از مختومه شدن پرونده همسر نویسنده ، خانم مایلا تقیوا، به انجمن رسانه‌ها گفته بود:"همه قبول دارند که قاتل هیچ اثری از خود بر جای نگذاشته است. به نحوی، آنها یک قاتل را در روز می‌گیرند و مردی که همسر من را کشته است هنوز فراری است. بازپرس علاقه ای ندارد، آنها می گویند می خواهند پرونده را مختومه کنند. اگر دولت من کمک نکند، از کشورهای خارجی درخواست کمک خواهم کرد. " (رادیو آزاد اروپا- ١٨ دی ١٣٩٢)

نهایتا، پس از بسته شدن پرونده در سال ۲۰۱۴ و نتیجه نگرفتن از مراجعه به سیستم قضایی آذربایجان، خانم تقیوا از آذربایجان  در ۱۰ آبان ۱۳۹۳، بر اساس ماده ۲ (حق زندگی)، ۱۰(حق آزادی بیان) و ۱۳ (حق برخورداری از جبران خسارت موثر) کنوانسیون حقوق بشر اروپا، به دادگاه حقوق بشر اروپا شکایت کرد. او در شکایتش تاکید کرد که مقامات آذربایجان که از وجود خطر جانی برای آقای تقی مطلع بودند، اقدامات کافی برای حمایت از حق زندگی او نکردند. او همچنین از اقدامات پس از قتل شوهرش شکایت کرده و تاکید کرد که مقامات کشوری در انجام تحقیقات موثر و جدی قصور کرده‌اند. (شکایت خانم تقی به دادگاه حقوق بشر اروپا- ۱۰ آبان ۱۳۹۳، ۲۰۱۷)

تأثیرات بر خانواده

از تاثیرات قتل آقای تقی اطلاعی در دست نیست.

------------------------------------- 

* فتوی محمد فاضل لنکرانی-  چنین شخصی چنانچه مسلمان زاده باشد، با اعترافات مذکور مرتد است و چنانچه کافر بوده از مصادیق ساب النبی است و در هر صورت بر فرض چنین اعترافاتی قتل او بر هر کسی که دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقایدی را با علم و توجیه منتشر می کند همین حکم را دارد. خداوند اسلام و مسلمین را از شر دشمنان حفظ فرماید. یریدون لیطفوا نورالله بافواهم والله متم نوره ولوکره الکافرون. محمد فاضل لنکرانی  - ۴ آذر ١٣٨۵
** دادگاه حقوق بشر اروپا در ۱۴ آذر ۱۳۹۸ دولت آذربایجان را برای نقض آزادی بیان آقای تقی و ناشر مجله محکوم کردند.
*** فتوی قتل سلمان رشدی توسط خمینی- در تاریخ ٢٩ بهمن ١٣۶٧، خمینی فتوی قتل سلمان رشدی نویسنده کتاب «آیات شیطانی» را صادر کرد. در این فتوی آمده است: بسمه تعالی، انا لله و انا الیه راجعون، به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم شده است همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن محکوم به اعدام می باشند! از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود شهید است ان شاء الله! ضمنا اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد! والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته! روح الله الموسوی الخمینی ۲۹ بهمن ۱۳۶۷ / ۱۷ رجب

تصحیح و یا تکمیل کنید