بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

جلال نسیمی

درباره

سن: ۲۶
ملیت: ايران
مذهب: نامعلوم
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳ شهریور ۱۳۵۸
محل: زندان مریوان، مريوان، استان کردستان، ايران
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: جرم ضد انقلاب نامشخص
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۶

ملاحظات

آقای نسیمی معلم دبستان بود. او فردی صمیمی و مردم‌دار بود و  در فعالیت‌های جمعی مشارکت فعال داشت.  

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام آقای جلال نسیمی، فرزند صدیق، از طریق فرم الکترونیکی در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۷ برای بنیاد عبدالرحمن برومند ارسال شد. همچنین خبر اعدام آقای نسیمی و ۸ نفر دیگر در روزنامه جمهوری اسلامی (۴ شهریور ۱۳۵۸)، روزنامه کیهان (۴ شهریور ۱۳۵۸)، روزنامه‌ی اطلاعات (۶ شهریور ۱۳۵۸) و خبرنامه کومله (پاییز ۱۳۵۹) منتشر شد.  اطلاعات تکمیلی از مصاحبه‌ی بنیاد برومند با یک فرد آشنا با آقای نسیمی در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۹۷، روزنامه اطلاعات (۲۴ تیر ۱۳۵۸)، نگاهی به حقوق بشر کردستان ایران (بدون تاریخ)، وب‌سایت حزب کومونیست کارگری – حکمتیست – (۲۹ مرداد ۱۳۹۶ وب‌سایت پرتال امام خمینی (۲۵ مرداد ۱۳۹۳)، صحیفه امام، جلد ۹ (پیام ۲۷ و ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، حکم ۲۷ و ۲۸ مرداد ۱۳۵۸) وب‌سایت ایران گلوبال (۲۶ مرداد ۱۳۹۵)، وب‌سایت کاک فواد (۲۸ مرداد ۱۳۹۷)، وب‌سایت مرکز اسناد حقوق بشر ایران (۲۲ تیر ۱۳۹۱)، وب‌سایت حزب کومونیست ایران (۱۸ دی ۱۳۹۴) و وب‌سایت ناوه‌خت (۲۲ بهمن ۱۳۹۷) استفاده شده است.

آقای نسیمی، کرد و متولد ۲۸ تیر ۱۳۳۲ در مریوان بود. او در یک خانواده‌ی فرهنگی به دنیا آمده بود و ۵ برادر و ۳ خواهر داشت. آقای نسیمی فارغ‌التحصیل دانشسرای تربیت معلم بیجار بود و در روستای وله‌ژیر در نزدیکی مریوان معلم راهنمای دوران دبستان بود. او فردی مهربان، صمیمی و مردم‌دار بود و در رفع مشکلات روستاییان فعالانه شرکت داشت. آقای نسیمی به زبان ترکی مسلط بود و به فعالیت‌های هنری و تئاتر علاقه‌مند داشت. او از مدتی پیش از انقلاب ۵۷ در فعالیت‌های سیاسی شرکت داشت و عضو سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان – کوموله (۱) بود. (مصاحبه‌ی بنیاد با فرد آشنا با آقای نسیمی، فرم الکترونیکی، وبسایت حزب کومونسیت ایران، وبسایت کاک فواد)

پیشینه حوادث مریوان – بهار و تابستان ۱۳۵۸

در روز شنبه ۲۳ تیر ۱۳۵۸ تظاهراتی در شهر مریوان برپا شد که به زد و خورد بین مردم، نیروهای مختلف سیاسی و اعضای سپاه پاسداران و برخی گروه‌های کرد مسلح مستقر در منطقه انجامید و حدود ۲۶ نفر کشته و ۶۰ نفر زخمی شدند. برخی از گزارش‌ها دلیل تظاهرات را اعتراض مردمی به اخباری که صدا و سیما از منطقه کردستان منتشر می‌کرده است بیان کرده‌اند. گزارش‌های دیگری این تظاهرات را اعتراض اتحادیه دهقانان مریوان (۲) به تنش‌هایی که برخی مالکان منطقه زیر پوشش اعضای کمیته انقلاب اسلامی انجام می‌دادند، نسبت داده‌اند. عده‌ای نیز از اعتراض گروهی از مردم به فعالیت‌های اعضای مکتب قرآن (۳) یا افرد وابسته به آن به رهبری آقای احمد مفتی‌زاده خبر داده‌اند. درباره علت بروز زد و خورد و گروه‌های سیاسی درگیر در ماجرا نیز روایت‌های مختلفی وجود دارد. طبق برخی از گزارش‌ها گروه‌های مسلحی در بین تظاهرات کنندگان به تحریک اعضای کمیته انقلاب اسلامی منطقه پرداخته‌اند که این موضوع منجر به بروز درگیری خونین شده است. گزارشات دیگری اعضای سپاه پاسداران و برخی فعالان کرد شامل اعضای مکتب اسلام و قیاده موقت (۴) به رهبری آقایان مسعود و ادریس بارزانی را عامل تیراندازی معرفی کرده‌اند که به مقابله به مثل افراد مسلح حاضر در بین تظاهرات کنندگان انجامیده است. علاوه بر نیروهای سپاه و افراد آقای مفتی‌زاده و آقای بارزانی، اعضای کوموله، نیروهای حزب دموکرات کردستان (۵) و افراد وابسته به آقای جلال طالبانی (۶) در این درگیری‌ها و بعد از آن در شهر حضور داشته‌اند. به گفته برخی منابع، اعتراضات در شهر مریوان از خرداد ۱۳۵۸ و به دنبال درگیری‌هایی که بین مالکان زمین‌های بزرگ و سایر گروه‌های فعال در منطقه پیش آمده بود، آغاز شد. (روزنامه اطلاعات، وبسایت حکمتیست)

مذاکرات نیروهای محلی با نمایندگانی که از طرف دولت مرکزی برای حل و فصل درگیری‌ها به منطقه اعزام شده بودند به نتیجه نرسید و برخی از فعالان سیاسی کرد در مریوان به منظور پرهیز از درگیری دوباره و در اعتراض به حضور نیروهای سپاه پاسداران در مریوان، ساکنان شهر را به تخلیه مریوان ترغیب کردند. در ۲۹ تیر ‍۱۳۵۸ مردم شهر با کمک نیروهای سیاسی فعال شهر را ترک کردند، به جنگلی در خارج از شهر کوچ کردند و در اردوگاه کانی‌میران مستقر شدند. مذاکرات سیاسی برای بازگرداندن مردم به شهر تا ۲۲ مرداد ۱۳۵۸ بی‌نتیجه بود. در این روز و همزمان با درگیری‌ نیروهای کرد مخالف حکومت مرکزی و نیروهای ارتش در شهر پاوه، مردم مریوان به شهر بازگشتند. (مرکز اسناد حقوق بشر ایران،‌ وب‌سایت ناوه‌خت)

آیت‌الله خمینی از روز ۲۲ تا ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ و به دنبال اوج‌گیری درگیری‌های فعالان سیاسی کرد با دولت مرکزی در مناطق مختلف کردستان به خصوص شهر پاوه، حداقل ۲ بار به عنوان رهبر انقلاب برای نیروهای انتظامی، ارتش و سپاه پیام عمومی صادر کرد و ۲ بار نیز به عنوان فرمانده کل قوا به این نیروها فرمان حمله به منطقه و به طور مشخص به شهرهای پاوه و سنندج را صادر کرد (۷) و از آن‌ها خواست تا کسانی را هم که فرار کرده‌اند دستگیر و محاکمه کنند. از این زمان تا پایان درگیری‌ها در آبان ۱۳۵۸، نیروهای مسلح در مناطق مختلف کردنشین مستقر شدند، لااقل ۵۸ نفر در شهرهای مختلف کردستان و کرمانشاه در دادگاه‌هایی چنددقیقه‌ای محاکمه و اعدام شدند و حداقل به دو روستای کردنشین قارنا و قالاتان حمله شد و تعداد زیادی از ساکنان آن‌ها قتل عام شدند. برخورد خشونت‌بار با اهالی کردستان بعد از آن زمان هم ادامه پیدا کرد و همچنان ساکنان این مناطق با انواع فشارهای سیستماتیک روبرو هستند. (پرتال امام خمینی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ایران گلوبال)

دستگیری و بازداشت

بنا به اطلاعات موجود، آقای نسیمی در  ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ نزدیکی مهمانسرای جلب سیاحان در نزدیکی دریاچه زریوار در غرب شهر مریوان، توسط نیروهای فعال کرد وابسته به آقای مفتی‌زاده شناسایی و توسط نیروهای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بازداشت و به همراه ۸ نفر دیگر در پاسدارخانه پادگان مریوان زندانی شد.

آقای نسیمی در کوچ بزرگ مردم مریوان در تیر ماه ۱۳۵۸ نقش فعال داشت. بعد از فرمان آقای خمینی برای حمله نیروهای نظامی به کردستان، نیروهای سپاه با کمک برخی افراد محلی آقای نسیمی را شناسایی و دستگیر کردند. با دستگیری او تعدادی از زنان اهل مریوان تحصن کردند که به آزادی موقت او انجامید. 

از زمان دستگیری این افراد، گروهی از زنان مریوانی در شهر برای آزادی آن‌ها تحصن کردند. آقای نسیمی کمی بعد از غروب روز ۲ شهریور ۱۳۵۸ با قید وثیقه آزاد شد. تا زمان آزادی، خانواده‌ی آقای نسیمی و هم‌بندی‌هایش برای آن‌ها مواد خوراکی می‌برده‌اند. یک فرد آشنا با آقای نسیمی گفته است که او بعد از آزادی آثار شکنجه بر روی بدن‌اش از جمله جای سوختگی به وسیله آتش سیگار بر پشت و کف پا و همچنین آثار شلاق بر بدن‌اش را به اطرفیان‌اش نشان داده بود. بین ساعت ۹ و ۱۰ شب در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۵۸ تعدادی از ماموران سپاه پاسداران و کردهای محلی، آقای نسیمی را به بهانه امضای برگه‌هایی و انجام امور اداری از خانه با خود ‌بردند. آقای نسیمی آن شب به خانه بازنگشت و تا روز بعد خانواده‌‌اش خبری از او نداشت. (وبسایت حکمتیست، وبسایت کاک فواد، مرکز اسناد حقوق بشر ایران، فرم الکترونیکی، مصاحبه‌ی بنیاد برومند با یک فرد آشنا با آقای نسیمی)

دادگاه

دادگاه انقلاب مریوان آقای نسیمی و ۸ نفر دیگر را در ۳ شهریور ۱۳۵۸، بعد از ساعت ۱۰ شب محاکمه کرد. روزنامه‌ی جمهوری اسلامی اعلام کرد که آقای نسیمی و هم‌پرونده‌ای‌هایش ظرف «چند ساعت» محاکمه شده‌اند. اما بنا به شواهد موجود دادگاه این افراد بیشتر از نیم ساعت طول نکشیده است. (جمهوری اسلامی، مصاحبه‌ی بنیاد برومند با فرد آشنا با آقای نسیمی، سایت حزب کومونیست کارگری)

آقای نسیمی به وکیل دسترسی نداشت.

اتهامات

اتهام آقای نسیمی «شرکت مستقیم در وقایع مریوان و جمع‌آوری افراد مسلح» اعلام شد. (اطلاعات)

آقای نسیمی در جریان خروج مردم شهر مریوان در ۲۹ تیر ۱۳۵۸ در اعتراض به برخوردهای ماموران سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در این شهر، نقش فعالی ایفا کرد. به گفته فرد آشنا با آقای نسیمی، بعد از فرمان آیت‌الله خمینی مبنی بر برخورد با فعالان سیاسی کردستان، ماموران حکومتی اعزام شده به مریوان به دنبال او و سایر فعالانی بودند که در این اعتراضات مردمی نقش ایفا کردند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند با فرد آشنا با آقای نسیمی، مرکز اسناد حقوق بشر ایران)

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. سازمان‌های بین المللی حقوق بشر به گزارش‌هایی اشاره می کنند مبنی بر اینکه مقامات جمهوری اسلامی ایران، در برخی موارد اتهامات کاذبی از قبیل قاچاق مواد مخدر یا ارتکاب جرائم عمومی و جنسی را به مخالفان خود (از جمله فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و یا اقلیت‌های قومی و مذهبی) نسبت داده و آنان را همراه با محکومان عادی دیگر اعدام می کنند. هر سال صدها نفر در دادگاه‌های ایران به اعدام محکوم می‌شوند اما شمار افرادی که بر اساس اینگونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده‌اند معلوم نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از شواهد علیه آقای نسیمی نیست.

دفاعیات

درباره دفاعیات آقای نسیمی در دادگاه اطلاعای در دست نیست.

حکم

دادگاه انقلاب مریوان در ۳ شهریور ۱۳۵۸ آقای جلال نسیمی و ۸ نفر هم‌پرونده‌ای‌اش را به اعدام محکوم کرد.

آقای جلال نسیمی و ۸ نفر هم‌پرونده‌ای‌اش قبل از نیمه شب ۳ شهریور ۱۳۵۸ در پادگان مریوان تیرباران شدند. (روزنامه جمهوری اسلامی، فرم الکترونیکی)

به گفته شاهدان عینی، ماموران دولتی بعد از تیرباران او و هم‌پرونده‌ای‌هایش، جنازه‌‌ی آن‌ها را پشت یک دستگاه کمپرسی قرار دادند و آن‌ها را مقابل بیمارستانی در شهر مریوان تخلیه کردند. به گفته برخی از شاهدان، زمانی که کمپرسی به سمت بیمارستان می‌رفت، از پشت آن خون جاری بود. برخی از افرادی که شاهد جنازه‌های اعدام‌ شدگان بودند، از تعداد زیاد گلوله‌هایی که به هر کدام خورده و بدن‌های خون‌آلود و متلاشی صحبت کرده‌اند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند با یک فرد آشنا با آقای نسیمی؛ مرکز اسناد حقوق بشر ایران)

خانواده‌ی آقای نسیمی، جنازه او و یکی دیگر از اعدام شدگان را در شمال شهر مریوان به خاک سپردند و برای او مراسم عزاداری برپا کردند. (مصاحبه‌ی بنیاد برومند با یک فرد آشنا با آقای نسیمی)

-------------------

۱- در اواسط دهۀ ۱۳۴۰چند تن از اعضای باقی مانده از حزب دموکرات کردستان ایران در عراق، سازمان انقلابی حزب دموکرات کردستان ایران را بنیان گذاشتند. اسماعیل شریف زاده، عبدالله معینی و ملا آوراه از جمله رهبران این تشکیلات بودند که با الهام از انقلاب کوبا، به مبارزۀ مسلحانه چریکی در کردستان روی آوردند. با شکست این جریان در سال ۴۸ و دستگیری بسیاری از اعضای آن، مبارزۀ چریکی مورد نقد قرار گرفت و گرایش مائوئیستی غلبه یافت. در سال ۱۳۵۷با آزادی برخی از رهبران زندانی، سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان- کومله تأسیس گردید. کومله براساس گرایش مارکسیستی خود، با خان‌ها و سرمایه‌داران کرد مخالف بود و کارگران و دهقانان کردستان را به شورش مسلحانه علیه آن‌ها و به ویژه دولت مرکزی فرامی‌خواند. این سازمان، حزب دموکرات کردستان را نمایندۀ طبقات مرفه کردستان می‌دانست و تبلیغات وسیعی علیه این حزب داشت که بارها به درگیری‌های مسلحانه با این حزب انجامید و صدها کشته به جای گذاشت. سازمان کومله در سال ۱۳۶۱با وحدت با یک گروه مارکسیستی به نام سهند، که فعالیتش بیشتر در زمینۀ تئوریک بود، حزب کمونیست ایران را بنیان نهاد و از این پس خود را "سازمان کردستان حزب کمونیست ایران- کومله" نامید. در سال‌های بعد، این سازمان از حزب کمونیست ایران انشعاب کرد و سپس با چندین انشعاب دیگر در میان خود روبرو گردید. حزب کومله کردستان ایران به رهبری عبدالله مهتدی، کومله، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران به رهبری ابراهیم علیزاده، از جمله این انشعاب‌هاست.  
۲- مبارزات دهقانان با فئودال‌ها و زمین‌داران از زمان إصلاحات اراضی در سال ۱۳۴۱ و با رهبری و حمایت گروه‌های سیاسی چپ شکل گرفت. این مبارزات در برخی از مناطق کردستان به صورت منسجم‌تر ادامه پیدا کرد. اعضای کوموله در مریوان بلافاصله بعد از انقلاب تشکلی را به نام «اتحادیه دهقانان مریوان» راه‌اندازی کردند. (وبسایت ناوه‌خت)
۳- مکتب قرآن‌ - احمد مفتی‌زاده
مدرسه یا مکتب قرآن در سال ۱۳۵۶ توسط آقای احمد مفتی‌زاده تاسیس شد. فعالیت این مکتب از شهر مریوان آغاز شد و به تعداد دیگری از شهرهای کردستان توسعه پیدا کرد. در جریان انقلاب ۵۷ و حوادث سال‌های بعد در کردستان برخی از فعالان محلی اعضای مکتب قرآن را به فعالیت نظامی علیه کردهای مخالف دولت مرکزی متهم می‌کردند و آن‌ها را در کنار نیروهای نظامی حکومتی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش قلمداد می‌کردند. آقای مفتی‌زاده در سال ۱۳۶۱ در تهران دستگیر شد و ده سال در زندان ماند.
۴- قیاده موقت (حزب دموکرات کردستان عراق) – مسعود و ادریس بارزانی
آقایان مسعود و ادریس بارزانی، فرزندان مصطفی بارزانی از رهبران کردستان عراق بودند. آقای مسعود بارزانی بعد از پدرش رهبری حزب دموکرات کردستان عراق یا پارتی دموکراتی کوردستان را بر عهده داشت. آقای ادریس بارزانی پیش از انقلاب ۵۷، گروه قیاده موقت یا رهبری موقت را تشکیل داد. این گروه‌ها بعد از انقلاب ۵۷ در حوادث کردستان نقش ایفا کردند. خانواده بارزانی با حکومت مرکزی ایران بعد از انقلاب ۵۷ ارتباط داشت و برخی فعالان کرد منطقه آن‌ها را در سرکوب مبارزه‌شان با حکومت مرکزی موثر می‌دانند.
۵- حزب دموکرات کردستان ايران در سال ١٣٢۴ با هدف خودمختاری برای کردستان در شمال غربی ایران تأسیس شد. پس از انقلاب اسلامی، اختلافات بین دولت جمهوری اسلامی شیعه و استان عمدتاً سنی‌نشین کردستان در مورد حقوق و نقش اقلیتها در تدوین  قانون اساسی، تعیین مذهب شیعه به عنوان دین رسمی کشور، و مخصوصا مساله خودمختاری کردستان به درگیریهایی شدید و گاه مسلحانه بین سپاه پاسداران و پیشمرگان (قوای مسلح حزب دمکرات کردستان) انجامید. حزب دموکرات کردستان رفراندم ١٢ فروردین را تحریم کرد. آیت‌الله خمینی در روز ٢٨ مرداد ١٣۵٨ حزب دمکرات کردستان را «غیر رسمی و غیر قانونی» اعلام کرد و آن را «حزب شیطان» خواند. اعدامهای دسته جمعی و نبرد سخت مسلحانه تا ماه‌ها در منطقه ادامه داشت. در طی ۴ سال بعد، حزب دمکرات قدرت خود را در ناحیه تا حد زیادی از دست داد.  چند تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ترور شده‌اند. در سال ۱۳۸۵ و در پی اختلافات داخلی، حزب دموکرات دچار انشعاب شد و به دو تشکیلات «حزب دموکرات کردستان ایران»‌ و «حزب دموکرات کردستان»‌ تقسیم شد.
۶- گروه جلال طالبانی:‌ حزب اتحادیه میهنی کردستان
اتحادیه میهنی کردستان در سال ۱۹۷۵ میلادی توسط آقای جلال طالبانی تشکیل شد. این حزب از جمله گروه‌های فعال در درگیری‌های کردستان بعد از انقلاب ۱۳۵۷ بود.
۷- پیام‌ها و فرمان‌های آیت الله خمینی؛
پیام ۲۷ مرداد ۱۳۵۸- صحیفه امام – جلد ۹
بسم الله الرحمن الرحیم‏
از اطراف ایران، گروههای مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کرده اند‏‎ ‎‏که من دستور بدهم به سوی پاوه رفته و غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر می کنم؛ و به‏‎ ‎‏دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می کنم اگر با توپها و تانکها و قوای مجهز تا 24‏‎ ‎‏ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می دانم.‏ من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می دهم که فوراً با تجهیز‏‎ ‎‏کامل عازم منطقه شوند؛ و به تمام پادگانهای ارتش و ژاندارمری دستور می دهم که‏‎ ‎‏ـ بی انتظارِ دستور دیگر و بدون فوت وقت ـ با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند؛‏‎ ‎‏و به دولت دستور می دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند.‏ تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می دانم. و در‏‎ ‎‏صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می کنم. مکرر از منطقه‏‎ ‎‏اطلاع می دهند که دولت و ارتش کاری انجام نداده اند. من اگر تا ۲۴ ساعت دیگر عمل‏‎ ‎‏مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمری را مسئول می دانم. والسلام.‏
فرمان؛ ۲۷ مرداد ۱۳۵۸- صحیفه امام – جلد ۹
بسم الله الرحمن الرحیم‏
به رئیس کل ستاد ارتش، و رئیس کل ژاندارمری ‏‏[‏‏جمهوری‏‏]‏‏ اسلامی، ‏‏[‏‏و‏‏]‏‏ رئیس‏‎ ‎‏پاسداران کل انقلاب اکیداً دستور می دهم که به نیروهای اعزامی به منطقۀ کردستان‏‎ ‎‏دستور دهند که اشرار و مهاجمین را که در حال فرار هستند تعقیب نمایند، و آنان را‏‎ ‎‏دستگیر نموده و با فوریت به محاکم صالحه تسلیم کنند؛ و تمام مرزهای منطقه را با‏‎ ‎‏فوریت ببندند که اشرار به خارج نگریزند. و اکیداً دستور می دهم که سران اشرار را با‏‎ ‎‏کمال قدرت دستگیر نموده و تسلیم نمایند. اهمال در این امر، تخلف از وظیفه و مورد‏‎ ‎‏مؤاخذۀ شدید خواهد شد. والسلام.‏
فرمان؛ ۲۸ مرداد ۱۳۵۸- صحیفه امام – جلد ۹
بسم الله الرحمن الرحیم‏
السّاعه خبر رسید که در سنندج «حزب دمکرات»، آنها ارتشیها و سازمانهای آنها را‏‎ ‎‏محاصره کرده اند، و اگر تا نیم ساعت دیگر کمک نرسد اسلحه ها را می برند. و از مسجد‏‎ ‎‏سنندج به ما اطلاع داده اند که حزب دمکرات زنهای ما را به گروگان برده اند. اکیداً به‏‎ ‎‏کلیه‌ی قوای انتظامی دستور می دهم به پادگانهای مراکز ابلاغ کنند که به قدر کافی به طرف‏‎ ‎‏سنندج حرکت کنند، و با شدت اشرار را سرکوب نمایند. پاسداران انقلاب ـ در هر محلی‏‎ ‎‏هستند ـ به مقدار کافی به طرف سنندج و کردستان ـ با پل هوایی ـ بسیج شوند و با شدت،‏‎ ‎‏تمام اشرار را سرکوب نمایند. تأخیر ـ ولو به قدر یک ساعت ـ تخلف از وظیفه، و به‏‎ ‎‏شدت تعقیب می‌شود. از ملت ایران می خواهم که مراقب باشند هر یک از مأمورین‏‎ ‎‏تخلف کردند فوری اطلاع دهند. من انتظار دارم که تا نیم ساعت دیگر از قوای انتظامی‏‎ ‎‏به من خبر بسیج عمومی برسد. والسلام.‏ 

تصحیح و یا تکمیل کنید