بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

بهروز یوسف پور لزرجانی

درباره

سن: ۳۵
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۳۶۶ — ۱۳۶۷
محل: تهران، استان تهران، ايران
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا مشخص
اتهامات: ارتداد; پندار و/يا گفتار ضدانقلابی

ملاحظات

آقای بهروز یوسف پور لزرجانی، از اعضای سازمان فدائیان خلق ( اکثریت)، یکی از قربانیان کشتار جمعی زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ است. اکثر زندانیان اعدام شده از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بودند. علاوه بر آن، گروه‌های مارکسیست لنینیستی مخالف جمهوری اسلامی مثل سازمان فدائیان خلق (اقلیت) و حزب پیکار، فعالان احزابی چون حزب توده و فدائیان خلق (اکثریت) که فعالیتی در مخالفت با جمهوری اسلامی نداشتند نیزازقربانیان این کشتار بودند. اطلاعات تکمیلی در مورد این کشتار به وسیله بنیاد برومند از خاطرات آیت الله منتظری، گزارشهای سازمانهای حقوق بشر، و مصاحبه با خانواده‌ها و خاطرات شهود جمع آوری شده است. اطلاعات درباره آقای بهروز یوسف پور لزرجانی از طریق گفتگو با یکی از آشنایان هم‌سازمانی وی به عمل آمده است. نام او همچنین در کتابچه «آنان که نه گفتند»، آمده است. این کتاب شامل اسامی اعدام‌شدگان سال ١٣۶٧ است که از طرف انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران (پاریس) به چاپ رسیده است.

آقای بهروز یوسف پور لزرجانی در سال ١٣٣٢ در لزرجان از توابع کلاچای (نزدیک رودسر در استان گیلان) به دنیا آمد. وی هنگام دستگیری متاهل و صاحب یک فرزند پسر بود.  او در زندگی و در مبارزه آدمی فعال بود. آقای یوسف پور به آموزگاری اشتغال داشت که به دلیل اعتقادات سیاسی شامل «پاکسازی» شده و از کنار برکنار شده بود.

در سال ۱۳۴۹ «سازمان چریکهای فدائی خلق ایران»، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فداییان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ۱۳٦۲ از آن حمایت می‌کرد، از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

دستگیری و بازداشت

آقای یوسف پور لزرجانی در مرداد ١٣۶۵ در تهران دستگیر شد. اطلاع دیگری درباره دستگیری و حبس او در دست نیست.

دادگاه

بهروز یوسف پور یک بار محاکمه و به یک سال و نیم سال حبس محکوم شده بود. در تیرماه سال ١٣۶٧ دوران محکومیتش را به پایان رساند ولی از زندان آزاد نشد.

در مورد شرایط و چگونگی اعدامهای سال ١٣۶٧ اطلاع دقیقی در دست نیست. طبق اطلاعات موجود در مورد این قربانیان دادگاهی رسمی با حضور وکیل و دادستان برای آنها تشکیل نشد. زندانیانی که در سال ۱۳۶۷ اعدام شدند برای پاسخ به چند سوال در مقابل یک هیئت ویژه ۳ نفری، که متشکل از یک قاضی شرع، نماینده‌ای از وزارت اطلاعات و دادستان تهران، برده شدند. این هیئت از زندانیان چپگرا سوالاتی در ارتباط با عقاید آنها و اعتقادشان به خدا و مذهب می‌کرد.

خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیر قانونی که به اعدام هزارها زندانی در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده‌اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳۶۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان کاری در رابطه با این اعدامها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیرقانونی بودن اعدامها شمرده‌اند. آنها یادآور شده‌اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند.

اتهامات

مقامات قضایی جمهوری اسلامی علناً اتهامی به قربانیان اعدامهای جمعی سال ۶۷ وارد نکرده‌اند. بستگان قربانیان در نامه خود به وزیر دادگستری و در نامه دیگری که در سال ١٣٨١ به گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد، که به ایران سفر کرده بود، نوشته‌اند، به اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان "به عملیات نظامی... در مرزهای کشور"، که گویا اساس محکومیت عزیزانشان بوده اشاره نموده‌اند.

حکمی ازآیت الله روح الله خمینی که در خاطرات حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان، به چاپ رسیده است اظهارات خانواده‌های قربانیان را در رابطه با اتهامات وارده تأئید می‌کند. در این حکم آیت الله خمینی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به عنوان "منافقانی" یاد نموده که به اسلام اعتقاد ندارند و نوشته است: "کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند."

احتمال می‌رود که اتهام زندانیان وابسته به سازمانهایی غیر از مجاهدین خلق ایران تأکید بر عقایدشان و توبه نکردن بوده است.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست. خویشان قربانیان درنامه خود یادآورمی‌شوند که به عزیزانشان در دادگاه فرصت دفاع داده نشده بود. در همین نامه، در پاسخ این اتهام که زندانیان (از داخل زندان) با اعضای مسلح سازمان مجاهدین خلق در حمله به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همکاری داشته‌اند چنین آمده که این ادعا‌ها: "با توجه به اوضاعی که در زندانها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت‌ترین شرایط به سر می‌بردند، ملاقاتهای پانزده روز یک بار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و به وسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هرگونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر تجربه کرده‌ایم، حقانیت ادعای ما را به اثبات می‌رساند."

حکم

آقای بهروز یوسف پور در تابستان سال ١٣۶٧ (احتمالاً شهریور ماه) در تهران اعدام شد. مسئولین زندان در دی ماه ١٣۶٧ ساک حاوی وسایل آقای یوسف پور لزرجانی را به خانواده تحویل دادند و گفتند که او را اعدام کرده‌اند ولی محل دفن او را نگفتند. ولی بر اساس دانسته خانواده، او را در خاوران در گورهای دسته جمعی دفن کرده‌اند.

تصحیح و یا تکمیل کنید