بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

یعقوب بهنیا

درباره

سن: ۳۵
ملیت: ايران
مذهب: اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: مرداد ۱۳۶۷ — شهریور ۱۳۶۷
محل: شيراز، استان فارس، ايران، زندان مرکزی (عادل آباد)
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: طرفداری از گروه‌های چريکی مخالف نظام
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۸

ملاحظات

در دبیرستان عشایری در شیراز درس خواند و سپس به دانشکده افسری شهربانی رفت. انسانی آزاده، مهربان، باسخاوت، بی‌ریا و صادق بود و سعی می‌کرد به همه کمک کند.

آقای یعقوب بهنیا یکی از ۳۲۰۸ عضو و هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران است که خبر اعدا‌‌‌مش توسط این سازمان در کتابی تحت عنوان "جنایت علیه بشریت*" منتشر شده است. این کتاب گزارشی است در مورد اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال های ۱۳۶۷ و ١٣۶٨. اطلاعات تکمیلی درباره این پرونده از گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد نزدیک به او و دو فرم الکترونیکی فرستاده شده به بنیاد برومند توسط افراد آشنا با او و همچنین از سایت بیداران گرفته شده است.

آقای یعقوب بهنیا، فرزند خیبر، متولد ۳ خرداد ۱۳۳۲ و مجرد بود. او فرزند ارشد یک خانواده ترک قشقایی بود و دو برادر و یک خواهر داشت. پدر و مادر او دامدار و عشایر بودند. آقای بهنیا خانواده‌ای باغیرت و آبرودار داشت. او در دبیرستان عشایری در شیراز درس خواند و سپس به دانشکده افسری شهربانی رفت. آقای بهنیا  در زمان دستگیری افسر شهربانی فسا بود و پیش از آن در زندان‌های قصر تهران و عادل‌آباد شیراز و همچنین در شهربانی داراب کار کرده بود. به گفته یک فرد آشنا، آقای بهنیا انسانی آزاده، مهربان، باسخاوت، بی‌ریا و صادق بود و سعی می‌کرد به همه کمک کند. او  چندان مذهبی نبود. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع)

پرونده آقای بهنیا به امانت دادن ماشینش به یکی از دوستانش که عضو سازمان مجاهدین بود مرتبط است.

سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ پایه گذاری شد که از نظر اید‌ئولوژی، تشکیلاتی مذهبی و معتقد به اصول و مبانی اسلام بود. این سازمان، با تفسیری انقلابی از اسلام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم محمد رضا شاه پهلوی (١٢٩٨- ۱۳۵۹ اعتقاد داشت و مارکسیسم را به عنوان روشی علمی برای تحلیل اقتصادی و اجتماعی از جامعۀ ایران می‌پذیرفت و در عین حال، اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ و اید‌ئولوژی خود می‌دانست. در دهه ۵۰، زندانی شدن و اعدام بسیاری از کادرها باعث تضعیف سازمان مجاهدین شد. در سال۱۳۵۴ این سازمان با یک بحران ایدئولوژیک عمیق مواجه شد که در طی آن تعداد زیادی از کادرهای سازمان به نقد و نفی اسلام پرداختند و پس از حذف فیزیکی چند تن از کادرها و تصفیه اعضای مسلمان، مارکسیسم را به عنوان ایدئولوژی خود برگزیدند. این اقدام در سال ۱۳۵۶ منجر به انشعاب و ایجاد  بخش مارکسیست لنینیست سازمان مجاهدین خلق شد. در بهمن ماه سال ١٣۵٧، رهبران زندانی سازمان مجاهدین که هنوز معتقد به اید‌ئولوژی اسلامی بودند، همراه با دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شدند و به بازسازی سازمان و عضوگیری پرداختند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، مجاهدین که رهبری آیت الله خمینی را پذیرفته، و به دفاع از انقلاب اسلامی  برخاسته بودند، حضور در ارگان‌های حکومتی و شرکت فعال در حیات سیاسی جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. در دو سال اول انقلاب، آن‌ها هواداران بسیاری، به ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، یافتند ولی تلاششان برای کسب قدرت سیاسی، چه از طریق انتصاب  توسط مقامات و چه از طریق انتخاب توسط مردم با مخالفت شدید رهبران جمهوری اسلامی روبه رو شد.** 

دستگیری و بازداشت

آقای بهنیا روز سوم خرداد ۱۳۶۱ توسط سپاه پاسداران در محل کارش دستگیر شد. او ۱۳ ماه نخست دوران زندان را در سلول انفرادی  زندان عادل‌آباد به سر برد و پس از آن به دلیل مبتلا شدن به بیماری کلیه به توصیه پزشک به بخش عمومی زندانیان سیاسی همان زندان منتقل شد. آقای بهنیا پس از دوره انفرادی، به صورت دو هفته یک‌بار به مدت ده تا پانزده دقیقه به وسیله تلفن از پشت شیشه امکان ملاقات با خانواده داشت. در نخستین ملاقات، آقای بهنیا از نظر جسمی بسیار ضعیف شده بود. مادر آقای بهنیا فارسی نمی‌دانست و در زمان ملاقات با او به زبان ترکی حرف می‌زد که این مسئله موجب اعتراض و تذکر ماموران زندان می‌شد؛ چرا که آنها می‌خواستند از مضمون گفت‌وگوها مطلع باشند. او سپس به زندان گچساران منتقل شد. در این مدت سه بار به مرخصی آمد و در ایام مرخصی سعی می‌کرد از حال فامیل و آشنایان خبر بگیرد. به گفته یک فرد مطلع، روحیه او در مدت زندان تغییر کرده بود؛ مثلا با این وجود که پیش از آن فردی مذهبی نبود، بعد از مدتی زندانی بودن، نماز می‌خواند. آقای بهنیا قبل از اعدام دوباره به زندان عادل‌‌‌آباد بازگردانده شد و خانواده‌اش مدت ۶ ماه از او بی‌خبر بودند. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع، فرم الکترونیکی ارسال شده برای بنیاد برومند)

دادگاه

آقای بهنیا پس از دستگیری در یکی از دادگاه‌های شیراز محاکمه شد. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع) درباره جلسه یا جلسات دادگاه و محل تشکیل آن اطلاعی در دست نیست. همچنین در مورد شرایط و چگونگی دادگاه‌هایی که این متهم و هزاران زندانی سیاسی دیگر را در طول چند ماه محکوم به مرگ کرد، اطلاع دقیقی در دست نیست.

خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیرقانونی که به اعدام هزارها زندانی در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده‌اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳۶۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان‌کاری در رابطه با این اعدام‌ها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیرقانونی بودن اعدام‌ها شمرده‌اند. آنها یادآور شده‌اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند.

هیئت سه نفره

در اوایل شهریور ماه ۱۳۶۷، هیئت سه نفره ای شامل حجت الاسلام اشراقی دادستان، حجت الاسلام نیری حاکم شرع و حجت الاسلام پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در اتاقی در زندانهای اوین و گوهردشت در چند دقیقه پرسشهایی درباره مسلمان یا مارکسیست بودن و نمازخواندن زندانیان سیاسی و همچنین مسلمان بودن خانواده می پرسیدند و براساس جوابهای زندانیان آنها را به اعدام و یا خوردن شلاق برای نماز خواندن محکوم می کردند. مسئولان اطلاعی در مورد هدف هیئت از این سؤالات و عواقب جوابهایشان به زندانیان نداده بودند. به شهادت زندانیان اوین و گوهردشت، در طول تابستان ۱۳۶۷ در این دو زندان تعداد زیادی از زندانیان چپ و هواداران مجاهدین خلق که به نظر هیئت سه نفره بر سر مواضع خود بودند اعدام شدند.خانواده‌های قربانیان کشتار سال ۱۳۶۷ به محاکمات غیرعادلانه و غیر قانونی که به اعدام هزارها زندانی در ظرف چند ماه منجر شد، به شدت اعتراض کرده‌اند. در نامه‌ای که در سال ۱۳۶۷ به وزیر دادگستری وقت، حسن حبیبی نوشتند، سیاست رسمی پنهان کاری در رابطه با این اعدامها را به پرسش کشیده‌‌ و آن را دال بر غیر قانونی بودن اعدامها شمرده‌اند. آنها یاد‌آور شده‌اند که اکثریت قریب به اتفاق قربانیان زندانیانی بودند که قبلاً در محاکم شرع به حبس محکوم شده بودند و در حال گذراندن دوران محکومیت خود و یا به پایان رساندن آن بودند. این زندانیان دوباره دادگاهی شده و به سرعت به مرگ محکوم شدند.

اتهامات

دادگاه آقای بهنیا را به «همکاری با سازمان مجاهدین خلق» متهم کرد. او متهم شد که ماشین شخصی‌اش را برای انجام عملیات در اختیار اعضای این سازمان قرار داده است. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع)

مقامات قضایی جمهوری اسلامی علناً اتهامی به قربانیان اعدام‌های جمعی سال ۶۷ وارد نکرده‌اند. بستگان قربانیان در نامه خود به وزیر دادگستری و در نامه دیگری که در سال ۱۳۸۱ به گزارشگر مخصوص سازمان ملل متحد، که به ایران سفر کرده بود، نوشته‌اند، به اتهاماتی نظیر "ضد انقلاب، ضد دین، و ضد اسلام" و یا انتساب قربانیان " ... به عملیات نظامی ... در مرزهای کشور"، که گویا اساس محکومیت عزیزان‌شان بوده اشاره نموده‌اند.

حکمی از آیت‌الله روح‌الله خمینی که در خاطرات حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری در آن زمان، به چاپ رسیده است، اظهارات خانواده‌های قربانیان را در رابطه با اتهامات وارده تأئید می‌کند. در این حکم آیت‌الله خمینی از اعضای سازمان مجاهدین خلق به عنوان "منافقانی" یاد نموده که به اسلام اعتقاد ندارند و نوشته است: "کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند."

مدارک و شواهد

ماشین پیکان سفیدرنگ آقای بهنیا و اعتراف یک شخص علیه او، از مدارک ارائه شده در دادگاه علیه این متهم بود. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع)

دفاعیات

آقای بهنیا از حق داشتن وکیل محروم بود. از دفاعیات آقای بهنیا در دادگاه اطلاعی در دست نیست.

خویشان قربانیان در نامه خود یادآورمی‌شوند که به عزیزان‌شان در دادگاه فرصت دفاع داده نشده است. در همین نامه، در پاسخ این اتهام که زندانیان با اعضای مسلح سازمان مجاهدین خلق در حمله به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همکاری داشته‌اند چنین آمده که این ادعا‌ها : "با توجه به اوضاعی که در زندان‌ها حاکم بوده، به طور کلی باطل است، چرا که فرزندان ما در سخت‌ترین شرایط به سر می‌‌‌بردند، ملاقات‌های پانزده روز یک بار آن هم به مدت ده دقیقه از پشت شیشه و به وسیله تلفن و محرومیت اینان از داشتن هرگونه وسیله ارتباط با خارج زندان، که ما آن را در هفت سال اخیر تجربه کرده‌ایم، حقانیت ادعای ما را به اثبات می‌رساند".

حکم

دادگاه آقای یعقوب بهنیا را ابتدا به اعدام محکوم کرد. این حکم بعدا به ۱۴ سال حبس و سپس به هفت سال زندان تغییر کرد. تنها هفت ماه به پایان دوره محکومیت آقای بهنیا مانده بود که دوباره به بهانه تعمیر ساختمان زندان گچساران به زندان عادل‌آباد منتقل شد. آقای یعقوب بهنیا در جریان اعدام‌های سراسری سال ۱۳۶۷ اعدام شد. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع)

خانواده آقای بهنیا مدت ۶ ماه هیچ خبری از او نداشتند و از اعدامش بی‌خبر بودند. در یکی از مراجعه‌های برادر آقای بهنیا به همراه یکی از اقوامشان به زندان عادل‌آباد برای پی‌گیری وضعیت او، ماموران زندان به آنها گفتند «متاسفانه او اعدام شده است» و یک ساک حاوی وسایل شخصی او را به برادرش دادند. در میان وسایل شخصی او، یک ساعت مچی بود که یادگاری دوست‌دختر آقای بهنیا بود. ماموران زندان مزاری را در گورستان شیراز به عنوان محل دفن آقای بهنیا به برادر او نشان دادند که روی آن نوشته شده بود «یعقوب بهنیا، ۱۳۶۷». ماموران زندان به برادر آقای بهنیا گفتند که آنها حق پوشیدن لباس سیاه و برگزاری مراسم سوگواری ندارند. به گفته یک فرد آشنا، آقای بهنیا احتمالا در شهریور ماه ۱۳۶۷ اعدام شده است. به گفته یک فرد مطلع، علت اعدام آقای بهنیا در حالی که تنها هفت ماه از پایان دوران محکومیتش مانده بود، «سر موضع» ماندن او اعلام شد. (گفت‌وگوی بنیاد برومند با یک فرد مطلع)

بنا برتحقیقات بنیاد برومند، زندانیانی که در سال ۱۳۶۷ اعدام شدند، مرتد شناخته شده بودند. مسئولان زندان خبر اعدام این زندانیان را به همراه وسائلشان بعد از ماه‌ها به خانواده آنها دادند ولی اجسادشان را به آنها تحویل ندادند. زندانیان در گورهای جمعی به خاک سپرده شده‌ و مقامات به خانواده زندانیان هشدار دادند که برای عزیزانشان مراسم سوگواری برگزار نکنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*کتاب "جنایت علیه بشریت" گزارشی در مورد اعدام‌های دسته جمعی زندانیان سیاسی در سال های ۱۳۶۷ و ١٣۶٨است که توسط سازمان مجاهدین خلق در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسیده است. گزارش نماینده ی ویژه ی سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران که در تاریخ ۲۶ ژانویه ی سال ۱۹۸۹ به چاپ رسید حاوی فهرست نام هزار نفر از افرادی است که در سال ۱۳۶۷ اعدام شدند. این فهرست تحت عنوان "نام و مشخصات افرادی که گفته می شود توسط جمهوری اسلامی ایران از ژوئیه تا دسامبر ۱۹۸۸ اعدام شده اند" تدوین شده است. بنا به گزارش مذکوربه رغم اینکه فقط نام هزار نفر در این فهرست به ثبت رسیده است، "به احتمال قوی" تعداد قربانیان چندین هزار نفر بوده، که اکثر آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق بوده اند. تعدادی از این قربانیان به سازمان هایی چون سازمان فدائیان خلق، راه کارگر، کومله و حزب توده وابستگی داشتند. گفته می شود که یازده تن از قربانیان روحانی بوده اند.

**كنار گذاشتن كامل مجاهدین از نهادهای دولتی و بستن نشریات و دفاترشان از طرفی، و تناقض بین تفسیر مجاهدین و تفسیر حكومت از اسلام از طرف دیگر، اختلافات بین آن دو را تشدید كرد به طوری که  رهبران جمهوری اسلامی مجاهدین را «منافق» می‌نامیدند و طرفداران حزب اللهی رژیم، هواداران این سازمان را در هنگام تظاهرات و پخش نشریاتشان آماج حمله خویش قرار دادند و حتی باعث کشته شدن تنی چند از آنها شدند. روز ٣٠ خرداد ١٣۶٠ مجاهدین برای اعتراض به برخورد رژیم با آنها و عزل بنی صدر، رئیس جمهور وقت، تظاهراتی را سازمان دادند که هزاران تن به خیابانها آمدند و برخی از آنان به مقابله با تهاجم پاسداران و افراد حزب اللهی پرداختند. تعداد تلفات آن روز روشن نیست اما تعداد زیادی از تظاهركنندگان دستگیر و در روزها و هفته‌های بعد اعدام شدند. جمهوری اسلامی پس از آن روز سركوب و كشتاری را آغاز کرد كه در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بوده است و در طی آن هزاران نفر از طرفداران مجاهدین زندانی یا اعدام شدند. سازمان مجاهدین از ٣١ خرداد قیام مسلحانه علیه رژیم را اعلام كرد و پس از آن تعدادی از مسئولان بلندپایه و طرفداران جمهوری اسلامی را ترور کرد. 

در تابستان ۶٠، رهبر سازمان مجاهدین و رئیس جمهور مخلوع (ابوالحسن بنی صدر) از کشور گریختند و در فرانسه مستقر شدند و «شورای ملی مقاومت» را تشکیل دادند. این سازمان پس از اخراج رهبران و تعداد زیادی از هوادارانش از فرانسه، در خرداد سال ١٣۶۶ ارتش رهایی بخش ایران را در عراق پایه گذاری کرد که چندین بار وارد خاک ایران شد. آخرین حمله آن تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» در مرداد ١٣۶٧ شکست خورد. چند روز پس از شکست این عملیات هزاران نفر از هواداران سازمان که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌بردند در کشتار دسته جمعی سال ۶٧ اعدام شدند.  از تابستان ١٣۶٠ به بعد فعالیت های علنی  سازمان مجاهدین خلق ایران در خارج از کشور ادامه یافته است. از دامنۀ فعالیت ها و تعداد اعضا و هواداران کنونی سازمان در داخل کشور اطلاع دقیقی در دست نیست.

به رغم اعلام مبارزۀ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق در فردای ٣٠ خرداد ١٣۶٠، بسیاری از هواداران این سازمان، تعلیمات نظامی ندیده بودند، مسلح نبودند و در عملیات نظامی شرکت نداشته‌اند. 

تصحیح و یا تکمیل کنید