بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مه داد قرشی

درباره

سن: ۲۱
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۹ مهر ۱۳۶۱
محل: تهران، استان تهران، ايران، زندان اوين
نحوه کشته‌شدن: مرگ در دوران بازداشت/زندان
اتهامات: جرم ضد انقلاب نامشخص

ملاحظات

اطلاعات درباره آقای مه‌داد (عبدالله) قرشی فرزند شاهرخ از طریق فرم الکترونیکی ارسالی به سایت بنیاد برومند توسط فردی آشنا با ایشان گردآوری شده است.

بنابراین اطلاعات، وی متولد  تهران و دانشجوی سال سوم رشته مهندسی برق دانشگاه علم و صنعت ایران بود. آقای قرشی در سال ۱۳۵۷ دیپلم ریاضی-فیزیک گرفت و در هر دو کنکور اعزام دانشجو به خارج و کنکور دانشگاه‌های داخل قبول شد. ایشان به دلائل خانوادگی به موقع موفق به گرفتن پاسپورت و خروج از ایران نشدند و در دانشگاه علم و صنعت مشغول به تحصیل شدند. پس از بسته شدن دانشگاهها در سال ۱۳۵۹ در دوران انقلاب فرهنگی، او به تدریس ریاضیات در مدارس راهنمایی مشغول شد و همزمان به سازمان مجاهدین خلق ایران علاقمند شد. 

بنا به اطلاعات موجود، مشاهده وضعیت کشور پس از انقلاب و خلع اولین رییس جمهور کشور در ۱۳۶۰ به همراه اصرار حکومت بر تداوم جنگ با عراق پس از آزادی خرمشهر موجب خشم مه داد نسبت به مسببین این سیاست‌ها شد. او علیرغم خطرها تا هنگام دستگیری بسیار تلاش می کرد مواضع خود را برای اطرافیانش توضیح دهد و آنها را به حمایت از سازمان مجاهدین خلق تشویق کند. 

سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۱۳۴۴ پایه گذاری شد که از نظر ایده‌ئولوژی، تشکیلاتی مذهبی و معتقد به اصول و مبانی اسلام بود. این سازمان، با تفسیری انقلابی از اسلام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم محمد رضا شاه پهلوی (١٢٩٨- ١٣۵٩) اعتقاد داشت و مارکسیسم را به عنوان روشی علمی برای تحلیل اقتصادی و اجتماعی از جامعۀ ایران می‌پذیرفت و در عین حال، اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ و ایده‌ئولوژی خود می‌دانست. در دهه ١٣٥٠، زندانی شدن و اعدام بسیاری از کادرها باعث تضعیف سازمان مجاهدین شد. در سال ١٣۵۴ این سازمان با یک بحران ایده‌ئولوژیک عمیق مواجه شد که در طی آن تعداد زیادی از کادرهای سازمان به نقد و نفی اسلام پرداختند و، پس از حذف فیزیکی چند تن از کادرها و تصفیه اعضای مسلمان، مارکسیسم را به عنوان ایده‌ئولوژی خود برگزیدند. این اقدام در سال ١٣۵۶ منجر به انشعاب و ایجاد  بخش مارکسیست لنینیست سازمان مجاهدین خلق شد.  در بهمن ماه سال ١٣۵٧، رهبران زندانی سازمان مجاهدین که هنوز معتقد به ایده‌ئولوژی اسلامی بودند، همراه با دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شدند و به بازسازی سازمان و عضوگیری پرداختند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، مجاهدین که رهبری آیت الله خمینی را پذیرفته، و به دفاع از انقلاب اسلامی  برخاسته بودند، حضور در ارگانهای حکومتی و شرکت فعال در حیات سیاسی جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. در دو سال اول انقلاب، آن‌ها هواداران بسیاری، به ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، یافتند ولی تلاششان برای کسب قدرت سیاسی، چه از طریق انتصاب  توسط مقامات و چه از طریق انتخاب توسط مردم با مخالفت شدید رهبران جمهوری اسلامی روبه رو شد.* 

انقلاب فرهنگی در فروردین ١٣۵٩ با فرمان آیت‌الله خمینی برای تصفیه دانشگاه‌ها از نیروهای مخالف وتبدیل دانشگاه به محیط علم برای تدریس علوم عالی اسلامی آغاز شد.  نخستین موج خشونتها در ۲۶ فروردین هنگام سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز رخ داد.  دانشجویان طرفدار رژیم ساختمان مرکزی دانشگاه را به تصرف در آوردند و خواستار «پاکسازی دانشگاه» از کسانی شدند که «عناصر وابسته به رژیم شاه و دیگر خودفروختگان» می‌خواندند. 

در ۲۹ فروردین شورای انقلاب در بیانیه‌ای گروه‌های سیاسی را متهم به تبدیل مراکز آموزش عالی به «ستاد عملیات سیاسی تفرقه آور» و مانعی در مقابل دگرگونی بنیادی دانشگاه‌ها کرد.  این بیانیه به این گروه‌ها سه روز (از شنبه ٣٠ فروردین  تا دوشنبه  اول اردیبهشت ۵٩) مهلت داد که دفتر فعالیت خود در دانشگاه‌ها را تعطیل کنند.  شورای انقلاب همچنین تأکید کرد که این تصمیم شامل کتابخانه‌ها، دفترهای هنری و ورزشی نیز هست.  گروه‌های سیاسی مخالف حاضر به بستن دفاتر خود نشدند ودر طول این سه روز درگیری میان دانشجویان چپ‌گرا و انجمنهای اسلامی که با حمایت نیروهای دولتی و شبه نظامیان طرفدار حکومت، دانشگاه‌ها را تحت کنترل خود در آوردند ادامه داشت. 

در پایان ضرب الاجل شورای انقلاب خشونتها به اوج رسید و دردانشگاه‌های سراسر کشور صدها تن زخمی و تعدادی کشته شدند.  روز اول اردیبهشت پیروزی انقلاب فرهنگی اعلام و دانشگاه‌ها برای دو سال تعطیل شد. در نتیجه انقلاب فرهنگی عده زیادی از اساتید دانشگاه پاکسازی شده و تعداد کثیری از دانشجویان به دلیل اعتقادات سیاسیشان از ادامه تحصیل محروم شدند. 

دستگیری و بازداشت

بنابر اطلاعات ارسالی برای بنیاد برومند، آقای مه‌داد قرشی در بعدازظهر روز ۲۲ مهرماه ۱۳۶۱ از خانه خارج شده ولی بنا به عادت همیشگی که شب بازمی گشت، آن شب از او خبری نشد و برنگشت. روز بعد  پاسداران ابتدا در نبودن کسی به تفتیش خانه ایشان پرداختند و سپس بدون ارائه حکم قضایی به خانه مراجعه کرده و خبر دستگیری و بازداشت آقای قرشی در زندان اوین را به خانواده می‌دهند. وی از دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده محروم بوده است. مقامات زندان اوین بعدا به خانواده ایشان گفته بودند که او «از همکاری با مامورین خودداری کرده و هر چه به او گفتیم به جوانیت رحم کن و به فکر خانواده‌ات باش توجه نکرده است. او موقع دستگیری نیز شعارهایی داده و مدارکی را که در اختیار داشته از بین برده است». امری که موجب عصبانیت بازجویان شده بود. یکبار مادر آقای قرشی را که برای دیدن او به زندان اوین مراجعه کرده بود، برای چند ساعت بازداشت کردند.     

دادگاه

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه آقای مه‌داد قرشی در دست نیست.    

اتهامات

از اتهامات عنوان شده علیه آقای مه‌داد قرشی اطلاعی در دست نیست اما مقامات زمانی که خانواده را از مرگ وی مطلع کردند به آنها گفته بودند:‌ «کشتیمش چون منافق بود.» بنا به اطلاعات ارسالی به بنیاد برومند، وصیتنامه آقای قرشی نیز نشان می‌دهد که او تا پایان به شدت بر مواضع خود ایستاده بوده است.

در شرایطی که حداقل تضمین های دادرسی رعایت نمی شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد  

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای مه‌داد قرشی اطلاعی در دست نیست.

حکم

مقامات در مورد نحوه کشته شدن آقای مه داد قرشی اطلاع روشنی به خانواده ندادند و آنها را از دیدن جسد و یا وصیتنامه ایشان محروم کردند. بنابر اطلاعات ارسالی برای بنیاد برومند، معلوم نیست که آقای مه‌داد قرشی اعدام شده و یا زیر شکنجه کشته شده باشد. در گواهی فوت ایشان تاریخ ۲۹ مهرماه ۱۳۶۱ ثبت شده است. محل دفن وی نیز در همین تاریخ در گورستان بهشت زهرا به ثبت رسیده است. روز ۱۸ آبان ۱۳۶۱ مامورین زندان تلفنی به خانواده خبر کشتن او را می‌دهند. 

یکبار هم که در زمستان همان سال خانواده برای یافتن دلایل اعدام او به زندان اوین مراجعه کرده بودند، در سالنی که اسدالله لاجوردی، دادستان دادگاه انقلاب، پاسخ برخی از پرسشهای خانواده‌های قربانیان را می‌داد حضور یافتند بدون آنکه فرصتی برای طرح پرسش‌های خود بیابند. آنها قبل از خروج مورد پرسش قرار گرفتند و از عکس‌العمل لاجوردی به نظر آنها رسید که در مورد مه داد حساسیتی بوده. به هر حال تنها جوابی که آنها از لاجوردی گرفتند این بود که: «او منافق بود و کشته شده است.» چند روز بعد، برادر آقای قرشی احضار شده و پس از یک بازجویی مفصل کتبی، تنها پس از سپردن تعهد برای عدم فعالیت سیاسی اجازه خروج از زندان را یافت.   

_________________________

*  كنار گذاشتن كامل مجاهدین از نهادهای دولتی و بستن نشریات و دفاترشان از طرفی، و تناقض بین تفسیر مجاهدین و تفسیر حكومت از اسلام از طرف دیگر، اختلافات بین آن دو را تشدید كرد به طوری که  رهبران جمهوری اسلامی مجاهدین را «منافق» می‌نامیدند و طرفداران حزب اللهی رژیم، هواداران این سازمان را در هنگام تظاهرات و پخش نشریاتشان آماج حمله خویش قرار دادند و حتی باعث کشته شدن تنی چند از آنها شدند. روز ٣٠ خرداد ١٣٦٠ مجاهدین برای اعتراض به برخورد رژیم با آنها و عزل بنی صدر، رئیس جمهور وقت، تظاهراتی را سازمان دادند که هزاران تن به خیابانها آمدند و برخی از آنان به مقابله با تهاجم پاسداران و افراد حزب اللهی پرداختند. تعداد تلفات آن روز روشن نیست اما تعداد زیادی از تظاهركنندگان دستگیر و در روزها و هفته‌های بعد اعدام شدند. جمهوری اسلامی پس از آن روز سركوب و كشتاری را آغاز کرد كه در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بوده است و در طی آن هزاران نفر از طرفداران مجاهدین زندانی یا اعدام شدند. سازمان مجاهدین از ٣١ خرداد قیام مسلحانه علیه رژیم را اعلام كرد و پس از آن تعدادی از مسئولان بلندپایه و طرفداران جمهوری اسلامی را ترور کرد.
در تابستان ٦٠، رهبر سازمان مجاهدین و رئیس جمهور مخلوع (ابوالحسن بنی صدر) از کشور گریختند و در فرانسه مستقر شدند و «شورای ملی مقاومت» را تشکیل دادند. این سازمان پس از اخراج رهبران و تعداد زیادی از هوادارانش از فرانسه، در خرداد سال ١٣٦٦ ارتش رهایی بخش ایران را در عراق پایه گذاری کرد که چندین بار وارد خاک ایران شد. آخرین حمله آن تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» در مرداد ١٣٦٧ شکست خورد. چند روز پس از شکست این عملیات هزاران نفر از هواداران سازمان که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌بردند در کشتار دسته جمعی سال ٦٧ اعدام شدند.  از تابستان ١٣٦٠ به بعد فعالیت های علنی  سازمان مجاهدین خلق ایران در خارج از کشور ادامه یافته است. از دامنۀ فعالیت ها و تعداد اعضا و هواداران کنونی سازمان در داخل کشور اطلاع دقیقی در دست نیست.
به رغم اعلام مبارزۀ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق در فردای ٣٠ خرداد ١٣٦٠، بسیاری از هواداران این سازمان، تعلیمات نظامی ندیده بودند، مسلح نبودند و در عملیات نظامی شرکت نداشته‌اند.

 

تصحیح و یا تکمیل کنید