بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

محمد ربیعی

درباره

سن: ۶۴
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (سنی)
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۲ آذر ۱۳۷۵
محل: استان کرمانشاه، ايران، کرمانشاه
نحوه کشته‌شدن: اعدام فراقضایی
اتهامات: اتهام نامعلوم

ملاحظات

آقای ملامحمد ربیعی (ماموستا ربیعی) امام جمعه اهل سنت کرمانشاه و از مفتیان مذهب شافعی، از قربانیان سلسله قتل های سیاسی موسوم به «قتلهای زنجیره ای» است. اطلاعات درباره زندگی، فعالیتها و قتل او از منابع متعددی از جمله وبلاگ آثار ایشان، روزنامه جمهوری اسلامی (آذرماه ۱۳۷۵)، مصاحبه همسرش با روزآنلاین (۵ دی ۱۳۹۰) و پایگاه های اینترنتی زندگینامه بزرگان اهل سنت، سنی نیوز، مکتب قران، کتاب تراژدی دموکراسی در ایران  نوشته عمادالدین باقی و گزارش نماینده ویژه سازمان ملل متحد در ٢٨ دی ١٣٧٨ جمع آوری شده است.

زندگی نامه

آقای محمد ربیعی در سال ۱۳۱۱ شمسی در روستای دراسب از توابع شهرستان دیواندره در استان کردستان به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را نزد استادانی در مناطق مختلف کردستان ایران و عراق دنبال کرد و در سال ۱۳۴۳ به اجازه فتوا و تدریس علوم دینی دست یافت. در سال ۱۳۴۵ بعنوان نماینده ایران، مقام دوم قرائت قرآن را به دست آورد. پس از بازگشت به ایران در رادیو، برنامه دینی به زبان کردی اجرا می نمود و در مدرسه «اردبیلی ها» و مسجد «عمادالدوله»  به آموزش قرآن و تجوید به علاقمندان می پرداخت. در سال ۱۳۵۱ امام جماعت مسجد شافعی شهر کرمانشاه شد. ایشان از علمای برجسته مذهبی شافعی در کردستان به شمار می آمد. در پائیز ۱۳۵۷ با درخواست مردم، خطیب و امام جمعه مسجد شافعی در کرمانشاه شد. آقای ربیعی متاهل و دارای دو فرزند پسر و یک فرزند دختر بود. (وبلاگ معرفی و آثار ملاربیعی و زندگینامه بزرگان اهل سنت)

زندگی حرفه ای

آقای ربیعی از ده سالگی شعر می سرود و به زبانهای فارسی، کردی و عربی تسلط داشت. او صدای دلنشینی داشت و قرآن و مناجات مذهبی با صدای ایشان در رمضان از رادیو و مساجد کرمانشاه پخش می شد. از ایشان آثار متعددی به زبانهای کردی، فارسی و عربی به جا مانده است از جمله کتاب باقیات الصالحات كه یك دوره كامل فقه مذهب شافعی است. هشت اردیبهشت،حضرت عثمان، دکانداران طریقت، عالیجناب گوریل(رمان) و دیوان اشعاری مشتمل بر چهارهزار بیت از جمله آثار ایشان است. (زندگینامه بزرگان اهل سنت)
به گفته همسرش، آقای ربیعی انسانی  مردم دوست و ایران دوست  بود و به آگاهی جوانان و وحدت بین شیعه و سنی اهمیت زیادی قائل بود. (روزآنلاین ۵ دی ۱۳۹۰)  تسلط او به دانش و اطلاعات روز و نفوذ کلام او در میان اهل سنت منطقه، خصوصا در شهر کرمانشاه موجب اتحاد وهمبستگی زیادی شده بود و اهل سنت و حتی تعدادی از شیعیان برای حل مسائل خود به ایشان مراجعه می کردند. در دوران امامت جمعه ایشان در كرمانشاه گروه زیادی از مردم به مسجد جامع امام شافعی روی آوردند. وی از یاران نزدیک علامه احمد مفتی زاده*   در اوایل انقلاب به شمار می رفت و همراه با او  از نمایندگان اهل سنت در مذاکرات پس از انقلاب با آقای طالقانی و هیات همراه بود. (وبلاگ آثار ملا ربیعی)

مذهب شافعی

شافعی نام یکی از مذاهب فقهی سنی از دین اسلام است که پیرو ابوعبدالله محمد ادریس شافعی از ائمه چهار گانه سنت  و جماعت است. مذهب شافعی ازنظر قدمت سومین مذهب فقهی اهل سنت است که از محمد، ابوبکر، عمر، عثمان و علی پیروی می کنند.
ماموستا عنوانی است که در کردستان برای نامیدن مجتهدان دینی استفاده می شود.

شرح کوتاه در باره قتلهای زنجیره ای   

قتلهای زنجیره ای به مجموعه‌ای از ناپدید شدنها و قتلهای فراقضایی نویسندگان و دگراندیشان سیاسی گفته می شود که عمدتا در دهه هفتاد شمسی اتفاق افتادند. در دی ماه ۱۳۷۷ وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه ای مسولیت ۴ قتل از این نوع (داریوش و پروانه فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده) را بر عهده گروه خودسری در این وزارتخانه گذاشت اما هیچ توضیحی درباره علل قتل و چگونگی قتل دهها نفر از دگراندیشان و نویسندگان نداد. تعدادی از ماموران وزارت اطلاعات که متهم به قتل چهار نفر ذکر شده بودند، بازداشت شدند. در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۷۸ اعلام شد که متهم اصلی، سعید امامی در زندان خودکشی کرده است. بنا به گفته وکلای قربانیان، چندین صفحه از اعترافات امامی نیز از پرونده قتل های زنجیره ای حذف شده بود. با این حال، بنا به تحقیقات مستقل و اعترافات متهمان، حذف دگراندیشان -که ابعاد واقعی آن هنوز روشن نیست- بیش از یک دهه سیاست رسمی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بوده است.
نام آقای ربیعی بعنوان یکی از قربانیان قتلهای زنجیره ای در مطبوعات سالهای ۷۷ تا ۸۰ مکرر ذکر شده است، در گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل در ۲۸ دی ۱۳۷۸ نیز به کشته شدن علمای اهل سنت اشاره شده است: «...از مسئولین خواسته شد که این پرونده گسترده تر شود و مرگ مشکوک بیش از ۵٠ نفر از دگراندیشان سیاسی را، که از سال ١٣٧٣ به بعد کشته شده بودند، در برگیرد، از جمله، قتل سه کشیش مسیحی که توسط دولت به سازمان مجاهدین خلق نسبت داده شد، کشته شدن علمای اهل سنت و رشته بمب گذاریهایی که موجب مرگ مخالفان سیاسی در اروپا گردید.»  (گزارش نماینده ویژه سازمان مل متحد E/CN.4/2000/35، ٢٨ دی ١٣٧٨)

قتل

آقای محمد ربیعی ساعت ۱۲:۳۰ ظهر روز یکشنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۷۵ به قصد رفتن به محل کارش در صدا و سیمای کرمانشاه از خانه خارج شد و هرگز به خانه برنگشت. حوالی یک شب نزدیک ترمینال سنندج ـ تهران، جنازه او کنار ماشین اش پیدا شد در حالیکه عمامه اش زیر سرش بود و عینک و عبایش روی سینه اش و  او را رو به قبله قرار داده بودند. (روزآنلاین، ۵ دی ۱۳۹۰)
در اعتراض به کشته شدن آقای ربیعی و در روز خاکسپاری ایشان در ۱۳ آذر ماه، پیروان آقای ربیعی در شهر کرمانشاه دست به اعتراض زدند که با دخالت یگان های نظامی و ضد شورش، این اعتراضات به خشونت کشیده شده و به سایر شهرهای کردنشین گسترده شد.  چندین شهر کردنشین برای چند روز به حالت تعطیل در آمد و تعداد زیادی از معترضین بازداشت و مجروح شدند. در کرمانشاه یک افسر پلیس و در شهرستان روانسر از توابع استان کرمانشاه، دانشجوی جوانی به ضرب گلوله کشته شدند. (روزنامه جمهوری اسلامی  ۱۷ و ۲۶ آذر ۱۳۷۵، وبسایت آثار، سخنرانی سعید امامی در دانشگاه همدان، تراژدی دموکراسی در ایران صفحه ۲۷۳)

عکس العمل مقامات رسمی

مقامات هیچگاه مسئولیت این قتل را بطور رسمی قبول نکردند. پس از قتل آقای ربیعی، ماموران بدون موافقت خانواده و قبل از اینکه آنان موفق به دیدن جسد شوند، آن را برای کالبدشکافی به پزشکی قانونی منتقل کردند و به فاصله چند ساعت علت مرگ را سکته قلبی اعلام کرده و خانواده را تحت فشار قرار دادند تا نتیجه کالبد شکافی را امضا کنند. اجازه برگزاری مراسم و حضور و عزاداری بر سر مزار هم به آنها داده نمی شد. (روزآنلاین، ۵ دی ۱۳۹۰)
با امتناع خانواده از تایید نظر نیروهای امنیتی در مورد سکته قلبی و پس از اعتراضات گسترده مردمی در شهرهای مختلف استان، تحت فشار نیروهای امنیتی بیانیه ای از سوی ۱۵ نفر از رجال سرشناس اهل سنت منطقه صادر شد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: « در پی تحقیقات دقیقی که از چگونگی فوت مرحوم ملا محمد ربیعی بعمل آمده کاملأ مشخص گردیده که فوت آن مرحوم هر چند ثلمه ای بر اسلام وارد آورده لکن بطور طبیعی (سکته قلبی) بوده و جای هیچ ابهامی وجود ندارد.» (روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۶ آذر ۱۳۷۵)
چندی پس از قتل آقای ربیعی، سعید امامی یکی از متهمان اصلی قتلهای زنجیره ای در سخنرانی خود در دانشگاه همدان، با اشاره به اعتراضات مردمی پس از مرگ آقای ربیعی، آن را نتیجه "تحرکات طرفداران مکتب قران و اخوانیها و وهابی ها" ذکر کرد. (تراژدی دموکراسی در ایران، صفحه ۲۷۳) طبق گفته همسر آقای ربیعی پیگیریهای متعدد خانواده پس از افشای قتلهای زنجیره ای از ریاست جمهوری وقت، و آقای شوشتری وزیر وقت دادگستری برای بررسی قتل ایشان بعنوان بخشی از قتلهای زنجیره ای، بدون نتیجه ماند.

اظهارات خانواده

خانواده آقای ربیعی که در جستجوی عدالت در چارچوب جمهوری اسلامی تلاش کرده بودند، بر این باورند که از رسیدن به عدالت محروم شده اند. آنها توجه عموم را به تناقضات اساسی در اظهارات مسئولین پرونده، عدم دسترسی‌شان به اسناد و شواهد، و عدم توجه و رسیدگی قضایی به پرونده وی علی رغم مراجعات مکرر، جلب کرده‌اند.
به گفته همسر آقای ربیعی، اداره اطلاعات مرتبا ایشان را تحت فشار می گذاشته است. هر ۱۰-۱۵ روز یک مامور امنیتی با نام دانشی ایشان را برای بازجویی به اداره اطلاعات می برد. یکی از این بازجویی ها، مدتی قبل از کشته شدن ایشان، آقای ربیعی را بخصوص نگران کرده بود. وی که به گفته خودش  به زیرزمینی در محوطه منطقه تاریخی بیستون منتقل شده بوده، پس از بازگشت به منزل به همسرش گفته بود: «خدارحم کرد که امروز زنده برگشتم. تا به حال هیچ وقت به خودم نلرزیده بودم اما امروز تنم لرزید. مرا به اداره اطلاعات نبردند به بیرون از شهر بردند به یک زیر زمینی که نزدیک بیستون بود سوار ماشین که کردند پرده های ماشین را کشیدند و مرا بردند و سئوالات عجیبی می کردند. فکر کردم این بار می میرم و زنده بیرون نخواهم آمد. » ) مصاحبه با روزآنلاین، ۵ آذر ۱۳۹۰ (
همسر ماموستا ربیعی به اعتراضاتی اشاره می کند که در آبان ماه ۱۳۷۵ همزمان با پخش سریال امام علی** از تلویزیون ایران، در مناطق سنی نشین نسبت به پخش این سریال صورت گرفت. آقای ربیعی بعنوان امام جمعه اهل سنت، نامه ای خطاب به مسئولین اطلاعات،‌ آموزش و پرورش و دیگر مسئولین نوشته و نسبت به عواقب اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و ایجاد آشوب و تفرقه هشدار داده بود.  آقای ربیعی در روز قتل و پیش از ترک منزل به مدت طولانی در رابطه با نامه مذکور با دانشی تلفنی صحبت کرده بود. در فاصله بین ترک منزل و پیدا شدن جسد، حوالی ۵ عصر آقای ربیعی با حالتی آشفته با خانه اش تماس می گیرد و سخنانی مشوش می گوید. همسرش درباره این تماس می گوید: «می پرسید اینجا کجاست شما کی هستید؟ گفتم حاج اقا اتفاقی افتاده؟ یعنی چی اینجا کجاست چرا مرا نشناختید؟ گفت من دیزل آباد هستم دیزل آباد هستم و چند بار این را تکرار کرد و گفت ماشینم را داده ام تعمیر. بعد یکباره گفت بچه ام را بیاور اینجا ببینم. آن موقع دختر من یک سال بیشتر نداشت. خیلی ترسیدم گفتم چرا اینجوری حرف میزنی چه اتفاقی افتاده؟ فقط گفت خیلی هلاکم هلاکم و بعد گفت 20 دقیقه دیگر خودم می آیم و تلفن قطع شد. این آخرین باری بود که ما صدای حاج اقا را شنیدیم.»  (مصاحبه با روز، ۵ آذر ۱۳۹۰) این تماس بر نگرانی خانواده می افزاید مخصوصا که فرد ناشناسی نیز مکررا با منزل ایشان تماس تلفنی گرفته و سراغشان را از خانواده می گیرد.
خانم مفاخری در مصاحبه با روز به تناقضات اظهارات مسئولان و فشارهای وارده بر خانواده آقای ربیعی اشاره کرده و می گوید مامورانی که به منزل آنها آمده بودند درابتدا اظهار می کردند که آقای ربیعی با خوراندن سم سیانور در شهرک تعاونی کشته شده اشت، اما در نهایت با تهدید و به زور از خانواده می خواهند که زیر برگه ای را امضا کنند که علت مرگ را سکته قلبی نشان می داد. همسر آقای ربیعی تاکید می کند که ایشان از سلامت کامل برخوردار بوده و ورزشکار نیز بود. پس از گذشت سالها، فشار مقامات امنیتی بر خانواده چنان بوده که آنها دیگر برای گرفتن اجازه مراسم در سالگرد مرگ ایشان نیز اصرار نمی کنند.
______________________________
*علامه احمد مفتی زاده، اسلام‌شناس، مجتهد اهل سنت و از رهبران و شخصیت‌های مذهبی سیاسی کردستان ایران به شمار می رفت. او موسس مکتب قران کردستان و شورای شمس( شورای مرکزی سنت) بود و مدت طولانی را در زندان‌های حکومت محمدرضا شاه پهلوی و جمهوری اسلامی سپری کرد. از بارزترین خواسته‌های او پس از انقلاب، اصلاح قانون اساسی و احیا نمودن حکومت شورایی در ایران بود. (پایگاه اینترنتی مکتب قران، شمس‌ و ویکی پدیا)

** سریال امام علی عنوان سریالی تاریخی و مذهبی بود که در طول سال ۱۳۷۵ از تلویزیون ایران پخش می شد. این سریال که با بودجه دولتی ساخته شده بود، ۵ سال حکومت امام اول شیعیان را به گونه ای جانبدارانه و براساس روایتهای شیعی به تصویر کشیده بود که باعث اعتراض پیروان و علمای اهل سنت شد.

تصحیح و یا تکمیل کنید