بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

جهانگیر بهتاجی

درباره

ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۲ مرداد ۱۳۶۴
محل: تهران، استان تهران، ايران، زندان اوين
نحوه کشته‌شدن: نحوه اعدام نا مشخص
اتهامات: نگهداری اسلحه; افساد فی‌الارض

ملاحظات

اطلاعات در مورد آقای جهانگیر بهتاجی از طریق مصاحبه با یکی از نزدیکانش گرد آوری شده است. (مصاحبه بنیاد) اطلاعات تکمیلی در این یادبود از تحقیقات بنیاد عبدالرحمن برومند برگرفته شده است.(تحقیقات بنیاد)

آقای بهتاجی ابتدا در دانشگاه شیراز در رشته کشاورزی تحصیل می‌کرد. در آنجا از دانشجویان فعال و مخالف سلطنت بود و به همین دلیل در اوائل دهه ۵٠ دستگیر و مدتی را در زندان کازرون سپری کرد. پس از آزادی از دانشگاه اخراج و به سربازی در مهریز یزد فرستاده شد- سرباز صفر. بعد از خدمت سربازی دوباره دستگیر شد و مدت کوتاهی را در زندان گذراند. پس از آن بار دیگر وارد دانشگاه شد. دانشجوی دانشگاه تهران، رشته زیست شناسی، که بعدها در انقلاب فرهنگی در بهار ۱۳۵۹ پاکسازی شد. (مصاحبه بنیاد)

انقلاب فرهنگی در فروردین ۱۳۵۹ با فرمان آیت‌الله خمینی برای تصفیه دانشگاه‌ها از نیروهای مخالف وتبدیل دانشگاه به محیط علم برای تدریس علوم عالی اسلامی آغاز شد. نخستین موج خشونت‌ها در ۲۶ فروردین هنگام سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز رخ داد. دانشجویان طرفدار رژیم ساختمان مرکزی دانشگاه را به تصرف در آوردند و خواستار «پاکسازی دانشگاه» از کسانی شدند که «عناصر وابسته به رژیم شاه و دیگر خودفروختگان» می‌خواندند. در ۲۹ فروردین شورای انقلاب در بیانیه‌ای گروه‌های سیاسی را متهم به تبدیل مراکز آموزش عالی به «ستاد عملیات سیاسی تفرقه آور» و مانعی در مقابل دگرگونی بنیادی دانشگاه‌ها کرد. این بیانیه به این گروه‌ها سه روز (از شنبه ۳۰/۱/۵۹ تا دوشنبه ۱/۲/۵۹) مهلت می‌داد که دفتر فعالیت خود در دانشگاه‌ها را تعطیل کنند. شورای انقلاب همچنین تـأکید کرد که این تصمیم شامل کتابخانه‌ها، دفترهای هنری و ورزشی نیز هست. گروه‌های سیاسی مخالف حاضر به بستن دفاتر خود نشدند ودر طول این سه روز درگیری میان دانشجویان چپ‌گرا و انجمنهای‌ اسلامی که با حمایت نیروهای دولتی و شبه نظامیان طرفدار حکومت دانشگاه‌ها را تحت کنترل خود در آوردند ادامه داشت. در پایان ضرب الاجل شورای انقلاب خشونت‌ها به اوج رسید و دردانشگاه‌های سراسر کشور صدها تن زخمی و تعدادی کشته شدند. روز اول اردیبهشت پیروزی انقلاب فرهنگی اعلام و دانشگاه‌ها برای دو سال تعطیل شد. در نتیجه انقلاب فرهنگی عده زیادی از اساتید دانشگاه پاکسازی شده و تعداد کثیری از دانشجویان به دلیل اعتقادات سیاسی‌شان از ادامه تحصیل محروم شدند. (تحقیقات بنیاد)

در زمان دانشجوئی آقای بهتاجی طرفدار سازمان چریکها و در دوره انقلاب فعالیتش گسترده‌تر شد. فعالیت عمده او در آن زمان شامل نشر و پخش اعلامیه و کتب مارکسیستی بود. بعد از انقلاب به عضویت سازمان فدائیان درآمد و در انشعاب راه اکثریت را انتخاب کرد. آقای بهتاجی معروف بود به مردم دوستی و فروتنی. از کمک به مردم هیچگاه دریغ نداشت. بنا به اطلاعات موجود، بعد از اینکه خبر اعدام او دهان به دهان گشت، تا ۴٠ روز مردم برای ادای تسلیت به خانه همسر و مادر او می‌آمدند.(مصاحبه بنیاد)

در سال ۱۳۴۹ «سازمان چریکهای فدائی خلق ایران»، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فدائیان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ۱۳٦۲ از آن حمایت می‌کرد، از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.(تحقیقات بنیاد)

دستگیری و بازداشت

آقای بهتاجی در شب ۳۱ خرداد ۱۳۶۲ دستگیر و به اوین برده شد. محل نگه‌داری او را به خانواده اعلام نکردند. آنها پس از پرس و جوی فراوان و مراجعه به ادارات و زندانها دانستند که او در درمانگاه اوین است. این هم از طریق برگشت قبض پول بر خانواده روشن شد (پولی که خانواده زندانی مجاز بود از طریق لوناپارک ارسال دارد، پس از یک یا دو هفته با قبضی که امضای زندانی و مهر زندان را داشت، باز می‌گشت و این راهی بود برای اطلاع از زنده بودن زندانی و محل بازداشت.) (مصاحبه بنیاد)

در ماههای اول دستگیری که در اوین و احتمالا زیر بازجوئی بود، ملاقات نداشت. بعد به گوهردشت منتقل شد و حدود یک سال در آنجا در انفرادی بود. بعد دوباره به اوین برگردادنده شد. این نقل و انتقال‌ها به خانواده اطلاع داده نمی‌شد و خانواده پس از مدتی دربدری خبر را دریافت می‌کرد و می‌توانست ملاقات بگیرد. ملاقات‌ها از پشت شیشه بود. چند بار برای تنبیه ملاقات را قطع کردند. یک بار به این دلیل که خواسته بود یک تکه استخوان کنده کاری شده را از طریق جاسازی در لباس پسرش به بیرون بفرستد. (مصاحبه بنیاد)

در ملاقات‌ها آقای بهتاجی با ایما و اشاره به خانواده فهمانده بود که شکنجه شده است. در اولین ملاقاتی که خانواده با او داشت، آنها متوجه شده بودند که او بشدت لاغر و رنجور شده است. بعدها یک هم سلولی- یک کمونیست عراقی بود- او به دوستان جهانگیر در بند تعریف کرد که جهانگیر را مدتها آویزان کرده‌اند. او به غیر از چند ماه آخر قبل از اعدام در سلول انفرادی بود. آقای بهتاجی دو سال و ۲۳ روز در بازداشت بود. (مصاحبه بنیاد)

دادگاه

تاریخ دادگاه آقای بهتاجی احتمالا اوائل سال ۱۳۶۴ بود ومحل آن در اوین. طبق اظهار آقای بهتاجی، آنطور که او بعدا در ملاقات به خانواده اش فهمانده بود، وی با چشمان بسته محاکمه شده بود. اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست. (مصاحبه بنیاد)

اتهامات

از اتهامات وارده به آقای جهانگیر بهتاجی دقیقا اطلاعی در دست نیست. اما در دیداری که خانواده او با اسدالله لاجوردی، دادستان وقت تهران، داشت، لاجوردی که پرونده زندانی را جلو روی خود داشت، از جمله اتهامات را «مفسدفی الارض، داشتن اسلحه و مسئول سلاحهای سازمان اکثریت» برشمرده بود. (مصاحبه بنیاد)

در شرایطی که حداقل تضمینهای دادرسی رعایت نمی شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای بهتاجی اطلاعی در دست نیست.

حکم

آقای بهتاجی در روز ۲۲ مرداد ۱۳۶۴ در اوین اعدام شد. از جزئیات حکم اعدام وی اطلاعی در دست نیست. از شنیده های زندانیان احتمالا زمان اعدام ۹ شب بوده است. (مصاحبه بنیاد)

مقامات زندان پس از اعدام آقای بهتاجی به خانواده وی اطلاع دادند که برای گرفتن حکم او به اوین بروند. پدر همسر وی در آنجا حاضر شد. چشمان او را بستند و به داخل اوین بردند. در آنجا خبر اعدام آقای جهانگیری و وسائل شخصی او را به وی دادند. (مصاحبه بنیاد)

خانواده از طریق مراجعه به اداره کفن و دفن بهشت زهرا فهمیدند که محل دفن در خاوران است. در گواهی مرگ، علت مرگ نه اعدام بلکه خفگی ذکر شده بود.خانواده هائی که فردای روز اعدام در خاوران برای عزاداری برای وابستگان اعدام شده خودشان جمع بودند، برای خانواده آقای بهتاجی تعریف کردند که آنها جسد خون آلودی را که مامورین برای دفن آورده بودند، دیده اند. اگر جسد مربوط به آقای بهتاجی بوده باشد، پس معلوم می شود که او تیرباران شده است. وصیت نامه وی که با خط خوردگی به خانواده رسید با این جملات پایان می یابد: «اندوه رفتنم را با عشق به فردا و آینده های تابناک بشریت ترقی خواه بیامیزید و از – خط خوردگی- بسیاری آن بکاهید که بدان دلشادم. ترا (خطاب به همسر) از صمیم دل می بوسم به همه نیکی ها و آرمانهای مقدس انسانی می اندیشم و به همه انسانهای راستین درود می فرستم. با ایمان به صلح و. . . .» (مصاحبه بنیاد)

تصحیح و یا تکمیل کنید