بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مسعود انصاری

درباره

سن: ۳۰
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۶۶
محل: تهران، استان تهران، ايران، زندان اوين
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: اتهام نامعلوم

ملاحظات

اطلاعات در باره آقای مسعود انصاری بر مبنای مصاحبه با خواهرش تهیه شده است. وی متولد ۱۳۳٦ در خرم آباد و دارای دو فرزند بود. او دانشجوی پلی تکنیک تهران و از هواداران سازمان چریکهای فدائی خلق بود. یک بار در شهریور ۱۳۵۹ در خرم آباد دستگیر شد وبه خاطر عضویت در سازمان اکثریت به ٦ ماه زندان محکوم گردید که پس از گذراندن چهار ماه حبس از زندان آزاد شد.

در سال ۱۳۴۹ "سازمان چریکهای فدائی خلق ایران"، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فداییان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ١٣٦٢ از آن حمایت می‌کرد، از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

دستگیری و بازداشت

آقای مسعود انصاری در ۲۸مهر ماه ۱۳٦۳ در تهران، هنگام رفتن به خانه‌ای که محل جلسه‌ای بود، دستگیر شد. پاسدارن که خانه را در محاصره خود داشتند او را با ضرب و شتم فراوان دستگیرکردند و با خود بردند. به گفته مصاحبه شونده، وی ماجرای دستگیری اش را بعد ها در ملاقات با خانواده گفته بود. محلهای بازداشت وی به ترتیب کمیته مشترک، زندان خرم آباد و زندان اوین بوده است. پنج ماه پس از دستگیری یک بار با مادرش ملاقات داشته است. در این ملاقات نشانه‌های شکنجه و زندان انفرادی در جسم او آشکار بوده است. بعد از شکنجه‌های شدید در کمیته مشترک، در زندان خرم آباد هم او را از نظر روحی و جسمی شدیدا شکنجه کرده بودند به طوری که تعادل روحیش را از دست داده و دچار فراموشی شده بود و از سر دردهای شدید رنج می‌برد. در ملاقاتی که پس از بازگشت از خرم‌آباد با همسرش داشته، همسر خود را نشناخت و نامربوط صحبت می‌کرد. به گفته‌ یکی از همبندانش داروهای آرام‌بخش به او داده می‌شد چنان که بسیاری مواقع در خواب بود.

دادگاه

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست. به گفته خواهرش و به نقل از یکی از همبندانش، آقای انصاری یک بار که از بازجویی برگشته به همبندش گفته بود که بازجویش را کتک زده است. چندی پس از آن به طور ناگهانی صدایش کردند و اعدامش کردند.

اتهامات

از اتهامات عنوان شده علیه آقای مسعود انصاری اطلاعی در دست نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست. وی از داشتن وکیل مدافع محروم بوده است.

حکم

از جزئیات این حکم اعدام اطلاعی در دست نیست. به گفته مصاحبه شونده به نقل از همبندش، آقای مسعود انصاری در ۱۴ اردیبهشت سال ١٣٦٦ در زندان اوین تیرباران شد. مسؤلان زندان به مادرش كه برای ملاقات به اوين رفته بود، گفتند در گورستان خاوران به خاک سپرده شده است. مادرش به خاوران رفته و با دستهايش خاکهای تازه را كنار زد تا بالاخره در جايی پاچه شلوار فرزندش را ‌شناخت، خاکها را كنار ‌زد تا این که صورت فرزندش را دید. او چند روز بعد قطعه‌ای فلزی كه نام او در آن حک شده بود در زير خاکها بر روی جسدش مي‌گذارد. چندی بعد مأموران رژيم با بولدوزر همه قبرها را به هم ریختند. خانواده اش امروز از محل دفن فرزندش اطلاعی ندارند.

تصحیح و یا تکمیل کنید