بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

عرفان زمانی

درباره

سن: ۲۴
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی مسلمان (شیعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۲ آبان ۱۴۰۱
محل دفن مشخص است: بله
محل: استان گيلان، ايران، خیابان کاشف، لاهيجان
نحوه کشته‌شدن: از فاصله نزدیک
سن در زمان ارتکاب جرم انتسابی: ۲۴

ملاحظات

از نوجوانی اهل کار بود و از کابینت‌سازی تا ساختمان‌سازی، شغل‌های مختلفی را تجربه کرده بود. هم‌زمان درس هم می‌خواند و دانشجو بود

اطلاعات در خصوص اعدام خودسرانه آقای عرفان زمانی فرزند سمیه ابراهیم‌پور، از تماس بنیاد عبدالرحمن برومند با یک منبع مطلع (۲۳ آبان ۱۴۰۲) به دست آمده است. اطلاعات تکمیلی درباره این اعدام از وبسایت‌های ایران وایر (۱۶ آبان ۱۴۰۱)، خبرگزاری هرانا- ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (سپتامبر- دسامبر ۲۰۲۲)، سرخط (۲۱ آبان ۱۴۰۱)، صفحه اینستاگرام آقای محمد حسین (از دسترس خارج شده است) و رسانه‌های اجتماعی جمع‌آوری شده است.

بر اساس اطلاعات موجود، آقای زمانی، مجرد و دیپلمه بود. او در سه سالگی پس از جدایی پدر و مادرش از تهران به شهرستان سیاهکل رفت و با مادرش زندگی می‌کرد. «او از نوجوانی اهل کار بود و از کابینت‌سازی تا ساختمان‌سازی، شغل‌های مختلفی را تجربه کرده بود. هم‌زمان درس هم می‌خواند و دانشجو بود.» او به بازی فوتبال علاقه داشت و طرفدار تیم پرسپولیس بود.

آقای زمانی در روز ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۱ در خیابان کاشف شرقی در محله شعربافان شهرستان لاهیجان، در تظاهرات سراسری پاییز ۱۴۰۱ که در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی که به بهانه «بدحجابی» در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی آغاز شده بود، شرکت داشت.  

پیش‌زمینه اعتراضات سال ۱۴۰۱

کشته شدن خانم ژينا مهسا  امینی، زن ۲۲ ساله کُرد در بازداشت، اعتراضات سراسری دیگری را در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۱ در ایران کلید زد. امینی روز ۲۲ شهریور به دلیل بدحجابی توسط پلیس امنیت اخلاقی تهران بازداشت و در حالی که دچار مرگ مغزی شده بود به بیمارستان منتقل شد. اعتراضات به لحاظ خشم و استیصال مردم از رفتارهای گشت ارشاد، اظهارات گمراه کننده مقامات در خصوص علت کشته شدن ژینا مهسا، مصونیت مسببینِ اقدامات خشونت‌آمیز علیه بازداشتی‌ها از مجازات و کلاً در مخالفت با حجاب اجباری مقابل بیمارستان آغاز شد و در شهرستان سقز واقع در استان کردستان (محل دفن ژینا مهسا) ادامه یافت. در بدو امر، دختران جوان و زنانی که روسری‌های خود را آتش می‌زدند، و کلاً نسل جوانی که شعار «زن، زندگی، آزادی» سر می‌داد، هدایت این اعتراضات را بر عهده داشتند، اعتراضاتی که به سرعت ویژگی ضد حکومتی به خود گرفت و طی آن معترضان خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شدند. گستره و استمرار این اعتراضات بی‌سابقه بود. اقدامات حکومت در جمع کردن پلیس امنیت اخلاقی از خیابان‌ها و دستگیری پیشگیرانه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی، نتوانست مانع از تداوم اعتراضات شود. تا اواسط آذر ماه ۱۴۰۱، اعتراضات به ۱۶۴ شهر و شهرستان، از جمله در محل‌هایی که هرگز هیچگونه اعتراضی به چشم ندیده بود، تسری یافت . قریب به ۱۵۰ دانشگاه، دبیرستان، کسب و کار، و گروه‌های صنفی مختلف، از جمله کارکنان صنعت نفت، تجار بازار تهران (و دیگر بازرگانان)، آموزگاران، وکلای دادگستری (که تا تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۱۴۰۱ ، دست کم ۴۹ تن از آنان بازداشت شده بودند)، هنرمندان، ورزشکاران، و حتی پزشکان نیز به نحوی از انحاء به اعتراضات پیوستند. علی‌رغم سرکوب خشونت‌آمیز و بازداشت‌های گسترده اعتراضات با شدت هرچه تمام‌تر هفته‌ها ادامه داشت (دست کم تا اواسط آذر ماه ۱۴۰۱)، و فعالیت‌های اعتراضی نیز به تناوب تا اواخر دی‌ماه، در جریان بود.

اقدامات سرکوبگرانه حکومت، قاطعانه و با قطع متناوب شبکه تلفن و اینترنت و تلفن‌های همراه، و نیز تهدید و بازداشت اعضای خانواده‌های قربانیان، همراه بود. این مسائل چالش‌هایی جدی در امر نظارت و پیگیری اعتراضات و جمع آوری اسناد و مدارک درباره قربانیان ایجاد کرد. نیروهای امنیتی با توسل به اقدامات خشونت‌آمیزِ غیرقانونی و مرگبار و با استفاده از تپانچه، تفنگ ساچمه‌ای و سلاح‌های جنگی با معترضان مقابله می‌کردند. آنها در بسیاری موارد سر و سینه معترضان را هدف قرار داده و از فاصله نزدیک و از پشت سر به آنان شلیک می‌کردند. نیروهای امنیتی همچنین با استفاده از تفنگ ساچمه‌ای به صورت معترضان شلیک کرده و باعث آسیب جدی به چشمان و در مواردی سبب نابینایی  شماری از آنان شدند. طبق برخی گزارشات، اندام جنسی  زنان را نیز هدف قرار دادند. در تاریخ  ۸ مهر ماه ۱۴۰۱ خونین‌ترین سرکوب این اعتراضات در زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان به وقوع پیوست؛ این اعتراضات در پایان نماز جمعه آغاز شد. تعداد تلفات آن روز بیش از ۹۰ تن گزارش شد. بسیاری از معترضانِ زخمی از بیم بازداشت به بیمارستان مراجعه نکردند: بنابر گزارشات دریافتی، نیروهای امنیتی بسیاری از آنان را پیش و پس از درمان در بیمارستان دستگیر کردند.

بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان‌های حقوق بشری، در جریان این اعتراضات دستکم ۴۵۰  معترض بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته و هزاران تن هم مجروح یا بازداشت شدند. در همین حال، طی سال گذشته (مهر ۱۴۰۱ تا مهر۱۴۰۲)٬ دستکم ۷ شهروند در ارتباط با این اعتراضات بدون رعایت معیارهای حداقلی دادرسی عادلانه، محاکمه و اعدام شدند و تعدادی دیگر نیز با اتهاماتی روبرو هستند که بالقوه می‌توانند مجازات اعدام  به دنبال داشته باشد.  

بر اساس گزارش‌های موثق منتشر شده،‌ تعدادی از خانواده‌های معترضان کشته شده از سوی نهادهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته تا هویت عزیزان خود را به دروغ در زمره این نیروها به ثبت برسانند یا اینکه مسئولیت را به عهده معترضان بگذارند. در مناطقی مانند کردستان نهادهای امنیتی با احضار برخی خانواده‌ها آنها را مجبور کرده‌اند که مسئولیت قتل بستگان خود را به عهده احزاب مخالف کُرد بگذارند. از سوی دیگر رسانه‌های حکومتی ادعا کردند که حدود ۷۰ نفر از نیروهای امنیتی نیز در جریان این اعتراضات کشته شدند.

معترضان، گروه‌های حقوق بشری و رسانه‌ها، موارد متعدد ضرب و شتم، شکنجه (از جمله اجبار افراد به اعتراف)، و تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان را گزارش کرده‌اند. این افراد در خلال بازجویی از دسترسی به وکیل مدافع محروم بوده و از اعترافات آنان در دادگاه به عنوان ادله اثبات جرم استفاده شده است.

حمایت عمومی و همبستگی جهانیان با معترضان نیز بی‌سابقه بود (هشتگ #مهساامینی به زبان‌های فارسی و انگلیسی رکورد‌های جهانی را شکست) و در تاریخ ۳ آذر ماه ۱۴۰۱، شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای تصویب کرد و طی آن خواستار تشکیل یک کمیته حقیقت یاب شد «که مستقلاً و به طور جامع، در خصوص ادعاهای نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران در رابطه با اعتراضاتی که در روز ۲۵ شهریور ماه ۱۴۰۱ آغاز شد تحقیق کند، بالاخص درباره نقض حقوق زنان و کودکان.»

اعدام فراقضایی آقای عرفان زمانی

بنا بر اطلاعات موجود، آقای زمانی در عصر پنج‌شنیه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۱ از فاصله نزدیک به ضرب گلوله ساچمه‌ای ماموران لباس شخصی روبروی دبیرستان عبدالرزاق، در خیابان کاشف شرقی در محله شعربافان لاهیجان به قتل رسید.

گلوله از پشت به پهلو و کلیه آقای زمانی آسیب زد. به گفته شاهدان اگر او زودتر به بیمارستان می‌رسید امکان زنده ماندنش وجود داشت.پس از رفتن ماموران، مردم آقای زمانی را پشت یک وانت گذاشتند و به بیمارستان منتقل کردند. اما دیگر دیر شده بود و او به دلیل شدت جراحات و خونریزی در گذشت.

روز جمعه ۱۳ آبان اقوام درجه یک پس دادن تعهد به مامورین اجازه یافتند که در مراسم خاکسپاری فرزندشان شرکت کنند. پیکر آقای زمانی در «بقعه برفجان» سیاهکل به خاک سپرده شد.محل کشته شدن آقای زمانی را مردم بارها گلباران کردند.

واکنش مسئولان

ماموران بعد تیراندازی به آقای زمانی مانع شدند که مردم او را به بیمارستان منتقل کنند. به گفته یکی از شاهدان: از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و می‌شد جان عرفان را نجات داد، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خون‌ریزی بود، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید کردن مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.» (ایران وایر) 

فرد دیگری که در صحنه حضور داشت، درباره واکنش ماموران می‌نویسد: «کل ماجرا اینه ن [نه] حرفی زیاد کنین [نه] اخباری و باور کنین من خودم داشتم با ماشین می‌چرخیدم دیدم شلوغه پیاده شدم دیدم یکی تیر خورده وسط شلوغی افتاده مامورا هم دورش کردن نمی‌زارن کسی بره جلو از دور فوش [فحش] دادم بی‌ناموس نزن گناه داره. مامورا دیدن داره جون می‌ده خیالشون راحت شد، رفتن ما ریختیم دورش دیدم داداشمه پاره تنمه نشستم روی زمین می‌زدم تو سر خودم که دوباره مامورا ریختن رومون اسلحه تو چشممون می‌گرفتن تهدید می‌کردن که برین ما هم باز رفتیم عقب‌تر هر چی ناله می‌کردم بزارین برم جلو رفیقمه داداشمه زار می‌زدم گریه می‌کردم بازم اسلحه تو صورتم بود و تهدید می‌شدم نه می‌ذاشتن به دادش برسیم نه خودشون به دادش می‌رسیدن تا و باز خلوت شد.» (صفحه اینستاگرام آقای محمد حسین)

ماموران به مردمی که جلوی در بیمارستان جمع شده بودند، با پینت‌بال تیراندازی کردند و چند نفر زخمی شدند. ماموران به مادر آقای زمانی اجازه ندادند که او برای دیدن فرزندش وارد بیمارستان شود. (صفحه اینستاگرام آقای محمد حسین)

به گفته کادر درمانی بیمارستان، «دادستان وقت لاهیجان به همراه چند مامور حدود ساعت ۱۱:۳۰ شب پیکر بیجان آقای زمانی و یک بسیجی کشته شده را از سردخانه خارج کرده و با خود بردند.» (ایران وایر)

ماموران برای تحویل پیکر آقای زمانی از خانواده وی تعهد گرفتند که مراسم خاکسپاری او در خفا برگزار شود. با اینکه تعداد شرکت کنندگان کم بود اما حدود ۲۰ مامور لباس شخصی با تهدید و ارعاب مانع ورود مردم به قبرستان شدند و تا حیاط خانه وی نیز فضایی امنیتی حکم بود. (ایران وایر)

در روز ۱۶ آبان در مراسم سوم آقای زمانی با وجود بارش شدید باران عده زیادی برای شرکت در مراسم وی به سیاهکل آمده بودند. اما ماموران با تیراندازی و پرتاب گاز اشک‌آور آنها را متفرق کردند و مانع برگزاری این مراسم شدند. (ایران وایر)  

واکنش خانواده

از واکنش خانواده آقای زمانی در رابطه با اعدام فراقضایی اطلاعی در دست نیست. اما خانواده آقای زمانی از رسانه‌ای کردن اعدام خودسرانه فرزندشان خودداری کردند. (فرد مطلع)

تأثیرات بر خانواده

از تاثیرات اعدام فراقضایی آقای زمانی بر خانواده اطلاعی در دست نیست. 

تصحیح و یا تکمیل کنید