بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

محمدرضا رفیع‌نیا

درباره

سن: ۳۵
ملیت: ايران
مذهب: احتمال قوی اسلام
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۵ آذر ۱۳۸۵
محل: کرمان، استان کرمان، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: سرقت; همجنسگرایی; فحشا و/يا گرداندن مراکز فساد; تجاوز
سن در زمان ارتکاب جرم: ۳۲

ملاحظات

خبر اعدام آقای محمدرضا رفیعی‌نیا فرزند محمود معروف به محمدخان رفیعی، در وبسایت کرنانیوز- وبسایت خبری شهر کرمان (۵ آذر ١٣٨۵)، روزنامه کیهان، روزنامه جمهوری اسلامی (۶ آذر ١٣٨۵) و به نقل از معاون دادستان کرمان در روزنامه جوان (۶ آذر ١٣٨۵) انتشار یافت. اطلاعات تکمیلی در این باره از وبلاگ شخصی آقای رفیع‌نیا به نام یادداشت من (١٩ و ٢١ فروردین ١٣٨٧) جمع‌آوری شده است. او در وبلاگ خود، در مورد چگونگی دستگیری، دادگاه خود نوشته است و احکام دادگاه و دیوان عالی کشور را نیز در این وبلاگ انتشار داده است.

آقای رفیعی‌نیا، یکی از افراد شناخته شده کرمان بود. بر اساس اطلاعات رسمی، او بین سالهای ١٣٧۶ تا ۱۳۸۲، در رابطه با درگیری و نزاع خیابانی چندین بار دستگیر شده بود. او یک بار به دلیل شکایت مادری که ادعا کرد، دخترش توسط آقای رفیعی‌نیا ربوده شده است، در ٢٧ دی ماه ١٣٨٠ با نقشه پلیس و به کمک مادر دستگیر شد. به مدت یک ماه در بازداشت و زندان بود و با شهادت دختر که دوست دختر وی بود، با حکم شعبه دهم دادگاه عمومی آزاد شد.

اطلاعات دیگری در باره آقای رفیعی‌نیا، او را فردی مهربان و کمکی برای دیگران معرفی می‌کنند. مردم برای گوشمالی دادن افرادی که آنها را اذیت می‌کردند، به او رجوع می‌کردند.

بر اساس اطلاعات موجود، پرونده او و ٣٢ نفر دیگر به جرائم موادمخدر، جنسی، شرکت در سرقت مسلحانه و اخلال در نظم عمومی ارتباط دارد. پرونده آخر آقای رفیعی‌نیا به حکم دادگاهی در سال ١٣٨٢ ارتباط دارد که بدون حضور وی تشکیل شده است.

دستگیری و بازداشت

آقای رفیعی‌نیا در ١٩ آبان ١٣٨٢ توسط اداره کل اطلاعات کرمان و شیراز، در شیراز دستگیر و به زندان کرمان منتقل شد.

بر اساس اطلاعات موجود، در خرداد ماه ١٣٨١ ماموران سپاه مقاومت کرمان جهت دستگیری وی و سایر همدستانش اقدام نمودند که آقای رفیعی‌نیا متواری شد اما ١٣ نفر دستگیر شدند. ماموران پس از مدتی موفق به شناسائی محل اختفای وی در شیراز شدند و او را دستگیر کردند. (حکم شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان) او مدتی در زندان کرمان بود و سپس به زندان جیرفت منتقل شد. آقای رفیعی‌نیا در روز ۴ آذر ١٣٨۵ بدون اطلاع به خانواده‌اش به زندان کرمان انتقال یافت. او به مدت ٣ سال در زندان‌های کرمان بود.

در گزارش دیگری آمده است، بعد از دستگیری و بازداشت عده‌ای از افرادی که با آقای رفیعی‌نیا در ارتباط بودند، بسیج مقاومت کرمان پرونده‌ای علیه آقای رفیعی‌نیا تشکیل داد. او برای مخفی شدن در ابتدا به تهران و سپس به شیراز رفت تا نزدیک دوست دخترش باشد. اما مادر دختر با خبر شد و به مامورین خبر داد. ماموران او را زمانی که از تعمیرگاهی بر می گشت، محاصره کردند و او را با قنداق تفنگ مورد ضرب و شتم قرار دادند که بینی وی شکست. ماموران او را بازداشت و از شیراز به کرمان منتقل کردند. (وبلاگ آقای رفیعی‌نیا)

دادگاه

شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان آقای رفیعی‌نیا را محاکمه کرد. او وکیل داشت. این پرونده با «صدور ابلاغ ویژه و دستور مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی»، در شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان که بعدا به شعبه هفتم تغییر کرد، بررسی شد. جلسات دادگاه در تاریخ‌های ٣ مرداد، ٢٠ آبان و ١۵ دی ماه ١٣٨۵ تشکیل شد. (حکم دیوان عالی کشور- ١٩ مهر ١٣٨۵)

شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان، در تاریخ ٢٨ آبان ١٣٨١ به پرونده آقای رفیعی‌نیا و ١٣ نفر دیگر بدون حضور وی رسیدگی کرد. هر ١٣ نفر محاکمه شده و حکم گرفتند. دادگاه دیوان عالی کشور احکام صادره در مورد جرائم نسبت داده شده به متهمان از جمله تجاوز به عنف، سرقت مسلحانه، سرقت توام با آزار و آدم ربائی به دلیل نقض در تحقیقات، شکل دادرسی و نبودن شکات در دادگاه به استناد بخش ب ماده ٢۶۵ قانون آئین دادرسی کیفری را ناقص دانست اما اعلام کرد که در رابطه با سایر موارد اتهامات قرائن و شواهد کافی وجود دارد و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان فرستاد. (حکم دیوان عالی کشور- ٣٠ مهر ١٣٨٢)

اتهامات

معاون دادستان کرمان، اتهامات آقای رفیعی‌نیا را «ایجاد رعب و وحشت، سلب آزادی و امنیت مردم، سرقت غیرحد، شرب خمر، آدم‌ربائی و رابطه نامشروع» عنوان کرد. (حکم دیوان عالی کشور- ١٩ مهر ١٣٨۵)

در شرایطی که حداقل تضمین‌های دادرسی رعایت نمی شود و متهمان از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. سازمان‌های بین المللی حقوق بشر به گزارش‌هایی اشاره می کنند مبنی بر اینکه مقامات جمهوری اسلامی ایران، در برخی موارد اتهامات کاذبی از قبیل قاچاق مواد مخدر یا ارتکاب جرائم عمومی و جنسی را به مخالفان خود (از جمله فعالان سیاسی، مدنی، صنفی و یا اقلیت‌های قومی و مذهبی) نسبت داده و آنان را همراه با محکومان عادی دیگر اعدام می کنند. هر سال صدها نفر در دادگاه‌های ایران به اعدام محکوم می‌شوند اما شمار افرادی که بر اساس اینگونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده‌اند معلوم نیست.

مدارک و شواهد

مدارک علیه آقای رفیعی‌نیا «گزارش اداره کل اطلاعات استان کرمان در تاریخ ١۵ مهر ١٣٨٠، گزارشات متعدد مراجع رسمی اعم از انتظامی و اطلاعاتی، گزارش ستاد مشترک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و داشتن پرونده‌های متعدد در شعب کیفری استان کرمان و خارج از استان» عنوان شد. (حکم شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان)

دفاعیات

وکیل آقای رفیعی‌نیا در دادگاه از او دفاع کرد. در دادگاه هیچ کس به عنوان شاکی حاضر نشد. (حکم شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان) وکیل آقای رفیعی‌نیا موکل خود را در همه موارد بی گناه خواند و در لایحه‌ای بیست و شش صفحه‌ای به موارد محکومیت آقای رفیعی‌نیا اعتراض کرد. آقای رفیعی‌نیا  در ٢ آذر ماه ١٣٨۵ در دادنامه‌ای به حکم دیوان عالی کشور اعتراض کرد. دیوان عالی کشور به این دادنامه پرداخت و اعلام کرد: «صدور حکم در مورد آدم ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و سرقت توام با آزار به علت نقص تحقیقات و عدم ذکر منشا علم و عدم استماع اظهارات و شکایت شکات در محضر دادگاه و عدم توجه به اعلام رسیم برخی از شکات دایر بر منتفی بودن مسئله ربایش و تجاوز قابل ابرام نیست.» و پرونده را برای بررسی به شعبه دهم دادگاه کرمان ارجاع داد. (حکم دیوان عالی کشور- ١٩ مهر ١٣٨۵)

خلاصه‌ای از ایرادات حقوقی دادرسی آقای محمدرضا رفیعی‌نیا 

با توجه به رای شعبه شانزدهم دیوان عالی:

«شعبه دهم دادگاه عمومی کرمان به علم خود استناد کرده است لیکن منشاء علم بصورت صریح و روشن مشخص نشده است و در پرونده قرائن و شواهدی که بتوان به استناد آن به آدم‌ربائی و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه و یا سرقت توام با آزار و اذیت واقعا علم پیدا کرد ملاحظه نمی‌شود. همچنین هیچ یک از شکات در دادگاه حضور نداشته‌اند و دادگاه در حضور متهمین اظهارات و شکایات آنان را استماع و بررسی نکرده است. برخی از شکات با تسلیم رضایت‌نامه رسمی موضوع آدم ربائی و تجاوز را منتفی دانسته‌اند و اعلام کرده‌اند که چنین مسئله‌ای اتفاق نیفتاده است.» شعبه شانزدهم همچنین در قسمتی از رای خود بیان داشته است که: «با بررسی پرونده و سوابق ضمیمه شده معلوم شد که تعدادی از زنان و دخترانی که ادعا شده ربوده شده و مورد تجاوز به عنف قرار گرفته‌اند خود دارای انحراف و فساد اخلاق و سابقه فرار از منزل بوده‌اند و به آسانی نمی‌توان اظهارات آنان را پذیرفت و حداقل از موارد شبهه است.»

با توجه به موارد مذکور مشخص است که هیچ یک از ادله اثبات در این پرونده وجود نداشته و به همین دلیل دادگاه به علم قاضی استناد کرده است حال آنکه منشاء علم را صرفا گزارش نیروی انتظامی، بسیج و وزارت اطلاعات بیان داشته این در حالی است که گزارش‌های اینگونه نهادها به تنهایی نمی‌تواند پدیدآورنده علم و یقین برای قاضی باشد.

حکم

شعبه هفتم دادگاه عمومی کرمان، در تاریخ ١٢ مرداد ١٣٨۴ آقای محمدرضا رفیعی‌نیا را به استناد ماده ١٨٣ قانون مجازات اسلامی «محارب و مفسدفی‌الارض» شناخت و به اعدام محکوم کرد.

همش دروغه آقا. به کسی باج ندادم آقا. زیر بار حرف زور نرفتم

هم چنین دادگاه او را به اتهام شرب خمر به ٨٠ ضربه شلاق، به اتهام روابط نامشروع به استناد ماده ۶٣٧ قانون مجازات اسلامی به تحمل ٩٩ ضربه شلاق، به اتهام آدم‌ربائی به استناد ماده ۶٢١ به ١۵ سال حبس و به اتهام سرقت غیرحدی موضوع ماده ۶۵٢ به تحمل ده سال حبس و ٧۴ ضربه شلاق محکوم کرد. این حکم توسط شعبه ١۶ دیوان عالی کشور تائید شد.

آقای رفیعی‌نیا در صبح روز یکشنبه ۵ آذر ١٣٨۵ در محل میدان خواجوی کرمان با حضور نمایندگان دادستانی، دیوان عالی کشور، نیروی انتظامی و نمایندگان اداره کل زندان‌ها، در ملاعام به دار آویخته شد.

آقای رفیعی‌نیا پیش از اجرای حکم گفت، «به کسی باج ندادم آقا. زیر بار حرف زور نرفتم. مردونه هم میرم بالا. همش دروغه آقا.»

در بنرهایی که بعد از مرگ وی افراشته شد، از فراق او ابراز ناراحتی کردند.

تصحیح و یا تکمیل کنید