بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

احسان‌الله مهدی‌زاده

درباره

سن: ۳۲
ملیت: ايران
مذهب: بهائی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۰
محل: زندان مرکزی (عادل آباد)، شيراز، استان فارس، ايران
نحوه کشته‌شدن: تيرباران
اتهامات: اتهام نامعلوم
سن در زمان ارتکاب جرم: ۳۱

ملاحظات

خبر و اطلاعات در خصوص اعدام آقای احسان‌الله مهدی‌زاده فرزند خان‌آقا به همراه ۲ نفر دیگر*، در روزنامه‌های کیهان (۱۲ و ۱۵ اریبهشت ۱۳۶۰)، خبرجنوب (۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰)، اطلاعات (۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۰) و جمهوری اسلامی (۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۰) منتشر شد. اطلاعات تکمیلی در این خصوص از وب‌سایت خانه‌ی اسناد بهایی ستیزی در ایران، صفحه‌ی فیس‌بوک گلشن عشق (۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸) و همچنین مدارک و اسناد موجود در بنیاد عبدالرحمن برومند شامل نامه‌های نوشته‌شده توسط آقای مهدی‌زاده در زندان و گواهی دفن جسد به تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۶۰ صادره از سوی دادگستری استان فارس و بنادر به دست آمده است.

آقای مهدی‌زاده یکی از ٢٠۶ نفری است که نامش در گزارش سال ١٩٩٩ جامعه جهانی بهائی منتشر شده است. عنوان این گزارش «طرح مخفیانه ایران برای نابودی یک جامعه مذهبی» است که در آن به آزار اعضای جامعه بهائیان ایران توسط جمهوری اسلامی اشاره شده و لیستی از بهائیانی که از سال ١٣۵٧ در ایران کشته شده‌اند را شامل می‌شود.

آقای مهدی‌زاده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۲۷ در یک خانواده‌ی بهایی در شهر شیراز متولد شد. بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی در یک داروخانه مشغول به کار شد و چند سال بعد، به استخدام شرکت پپسی‌کولا درآمد. اما پس از به آتش کشیده شدن کارخانه‌ی پپسی‌کولا در پی وقایع ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، بی‌کار شد و در دفتر محفل روحانی محلی** بهائیان شهر شیراز مشغول به کار شد. آقای مهدی‌زاده در سال ۱۳۴۶ ازدواج کرد و ۲ سال بعد به همراه همسر و نوزاد ۶ ماهه‌اش به شهر رأس‌الخیمه در امارات متحده‌ی عربی مهاجرت کرد و پس از مدتی مجدداً به ایران بازگشت. او عضو لجنه‌ی*** گلستان جاوید در شیراز بود.

وضعیت بهائیان در جمهوری اسلامی

جمهوری اسلامی جامعه بهائیان ایران را (که با حدود سیصد هزار عضو در سال ۱٣۵٧**** یکی از پر‌شمارترین اقلیت‌های مذهبی کشور است) به صورت مداوم و سیستماتیک تحت آزار و سرکوب قرار داده و بهاییان را از اساسی‌ترین حقوق بشر محرومشان کرده است. قانون اساسی دین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد و مقامات کشور، این دین را الحادی تلقی می‌کنند. در نتیجه بهائیان از حقوق رسمی یک اقلیت مذهبی برخوردار نیستند. آنها نمی‌توانند مذهب‌شان را آشکار کنند و یا مراسم مذهبی خود را به جا آورند. آنان ازهرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع شده‌اند و از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و حق اشتغال در ادارات دولتی یا وابسته به دولت محرومند.*****

دستگیری و بازداشت

در روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۹، آقای مهدی‌زاده در دفتر محفل روحانی شیراز بازداشت و به بازداشتگاه کمیته‌ی شیراز منتقل شد. (خانه‌ی اسناد بهایی ستیزی در ایران، صفحه‌ی فیس‌بوک گلشن عشق) از سایر جزئیات این دستگیری و بازداشت اطلاعی در دست نیست.

پس از مدتی آقای مهدی‌زاده از بازداشتگاه کمیته‌ی شیراز به زندان عادل‌آباد انتقال داده شد و به مدت حدود یک سال در سلول شماره‌ی ۱۱ در بند ۴ این زندان نگهداری شد. (خانه‌ی اسناد بهایی ستیزی در ایران)

دادگاه

از تاریخ و جزئیات جلسه یا جلسات دادگاه اطلاعی در دست نیست. 

اتهامات

روزنامه‌های دولتی اتهامات مشترکی را برای هر سه متهم این پرونده عنوان کردند. این اتهامات شامل «(۱) کوشش و تلاش در راه تحکیم رژیم منحوس پهلوی، (۲) عضویت در سازمان جاسوسی غرب آسیا در رابطه با امپریالیزم و صهیونیسم، (۳) عضویت بسیار فعال در تشکیلات صهیونیستی بهائیت، (۴) کنترل علما و روحانیت شیراز در دوران انقلاب اسلامی، (۵) تلاش در گسترش فرهنگ کفر و [الحاد] بخصوص بین روستائیان و عشایر پاکدل، (۶) سعی در نبش قبر یکی از مسلمانان به منظور فرستادن باقیمانده‌ی جسد به اسرائیل با همکاری سرسپردگان رژیم سابق، استاندار وقت و تولیت آستانه‌ی شاهچراغ، (۷) ارتباط با مهره‌های حساس امپریالیزم جهانی از جمله براند اسکات همکار نزدیک جیمی کارتر رئیس جمهور سابق امریکا، (۸) پخش پول‌های واصله از حیفا در اسرائیل جهت اشاعه کفر و دشمنی با اسلام و ایجاد بلوا و آشوب برای پیشبرد مقاصد شوم صهیونیستی بهائیت در منطقه، (۱۰) ارتباط با کشورهای خارج مانند انگلیس، هند، کویت و اسرائیل در رابطه با مسائل جاسوسی طی سفرهای متعدد، (۱۱) تهیه‌ی آمار و اطلاعات دقیق از مناطق روستائی و عشایرنشین منطقه و ارسال آنها به اسرائیل، (۱۲) سب و لعن علنی العیاذ بالله به نبی اکرم (ص) و ائمه‌ی اطهار (ع) و توهین به مقدسات اسلامی، (۱۳) برنامه‌ریزی‌های مهاجرتی و تبلیغی و غیره در مناطق مختلف کشور از جمله استانهای فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد، اصفهان، یزد، کرمان، آذربایجان و غیره و دهها جرائم دیگر» بود. (روزنامه‌های کیهان، خبرجنوب، اطلاعات و جمهوری اسلامی)

از اتهام یا اتهامات مشخص منتسب به آقای مهدی‌زاده اطلاعی در دست نیست.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه آقای مهدی‌زاده در دست نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای مهدی‌زاده اطلاعی در دست نیست.

بنا به اظهارات نمایندگان جامعه بهائیان، معتقدات دینی دلیل اصلی بازداشت و دادگاهی شدن پیروان مذهب بهایی است. اطلاعاتی که این نمایندگان در مورد هم‌کیشان خود کسب کرده‌اند، حاکی از این است که معمولاً درخواست متهمان برای مطالعه پرونده رد می‌شود و اگرچه متهمان قانوناً مجازند که از وکیل مدافع استفاده کنند، اما وکلای دادگستری تحت فشار قرار دارند تا موکل بهایی نپذیرند.

نمایندگان جامعه بهائیان اتهاماتی از قبیل فعالیت سیاسی ضد انقلابی یا جاسوسی را که همواره در دادگاه‌ها به بهائیان وارد می‌شود تکذیب کرده و یادآوری می‌کنند که اصول اساسی دین‌شان، وفاداری به حکومت و فرمانبرداری از آن را تکلیف شمرده و آ‌‌ن‌ها را از هرگونه دخالت در امور سیاسی منع می‌نماید. این منابع اضافه می‌کنند که جاسوسی برای اسرائیل نیز اتهامی بی‌اساس است  که مبنای آن استقرار مرکز جهانی بهائیان در اسرائیل است. حال آن که این مرکز سال‌ها قبل از تأسیس دولت اسرائیل دراواخر قرن نوزدهم میلادی در آن‌جا دایر شده است.

حکم

دادگاه انقلاب اسلامی شیراز آقای احسان‌الله مهدی‌زاده را به اعدام محکوم کرد. این حکم توسط شورای عالی قضائی تأئید شد.

آقای احسان‌الله مهدی‌زاده در ساعت ۷ بعدازظهر ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۰ به همراه ۲ نفر دیگر در زندان عادل‌آباد شیراز تیرباران شد. بنابر اطلاعات موجود، «مأموران دولتی ابتدا قصد داشتند اجساد اعدام‌شدگان را فوراً و بدون اطلاع خانواده‌های قربانیان در گورستان بهائیان شیراز دفن کنند. اما باغبان گورستان و چند نفر از بهائیان که باخبر شده بودند، با اصرار از مأموران خواستند تا مراسم خاکسپاری با آداب دیانت بهائی انجام شود. سرانجام مأموران با این درخواست موافقت کردند، اما به جز چند نفر از بستگان، به هیچ کس دیگری اجازه‌ی حضور در مراسم خاکسپاری داده نشد». (خانه‌‌ی اسناد بهائی ستیزی در ایران)

دادگاه انقلاب اسلامی شیراز آقای مهدی‌زاده را به مصادره‌ی اموال نیز محکوم کرد.

_____________________________

* سایر افراد اعدام شده به همراه آقای مهدی زاده آقایان یدالله‌ وحدت و ستار خوشخو بودند.
** در دیانت بهائی، وظایف اداری جامعه -که در ادیان دیگر به‌ طور سنتی در حوزه‌ی مسئولیت طبقه‌ی روحانیون قرار دارد- از طریق «محافل روحانی» انجام می‌شود. محافل روحانی، شوراهایی ۹ نفره هستند که اعضای آن هر سال از طریق انتخابات برگزیده می‌شوند و اداره‌ی امور جامعه‌ی بهائی را در دو سطح «محلی» و «ملی» بر عهده دارند.
*** در سلسه‌ مراتب اداری جامعه‌ی بهائی، «لجنه» انجمنی است که به صورت ناحیه‌ای و زیر نظر «محفل روحانی محلی» فعالیت می‌کند.
**** «مرگ تدریجی بهائیان ایران» نوشته ریچارد ن. اوستلینگ، مجله تایم به تاریخ ٢۰ فوریه ۱٩٨۴؛ و «تضییقات بهائیان ایران ۱۹٨۴־۱٨۴۴» نوشته داگلاس مارتین، پژوهش بهائی جلد ١٣/١۲ چاپ سال ۱۹٨۴، ص ۳. تعداد جمعیت فعلی بهائیان در ایران مشخص نیست.
*****در قوانین کیفری ایران برای بهائیان هیچ حقی پیش‌بینی نشده است و آنان همواره در معرض سوءاستفاده و اعمال خشونت قرار دارند. چنانچه قربانی آزار و حمله شوند و مورد سرکوب قرار‌گیرند یا به قتل برسند، دادگاهی برای آنها حق تظلم و دادخواهی قائل نیست. مقامات قضایی ایران با استناد به فتوا‌ی بعضی مراجع تقلید که به موازات مجلس از منابع قانون گذاری محسوب می‌شوند، بهائیان را در زمره‌ مرتدین که تحت حمایت قانون نیستند قرار می‌دهند. یکی از این مراجع، آیت‌الله روح‌‌‌‌الله خمینی است که برای جرم ارتداد حکم اعدام تعیین کرده است و اعلام کرده که یک مسلمان نباید به جرم کشتن مرتد اعدام شود.
قوانینی که بهائیان را از شرکت در هرگونه فعالیت در عرصه عمومی منع می‌کند به زندگی حرفه‌ای، اجتماعی و اقتصادی آن‌ها صدمات سنگینی زده است. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، وزارت کار جمهوری اسلامی دستور داد که افراد وابسته به «فرق منحرف» و یا اعضاء سازمانهایی که به زعم مسلمین پیرو «مکاتب الحادی»اند و یا در اساسنامه خود وحی و ادیان توحیدی را نفی می‌کنند باید از همه مشاغل دولتی برکنار شوند. از طرف دیگر ضرورت اعلام مذهب، در درخواست‌نامه‌ها، فرمها و مدارک رسمی (که اخیراً در بعضی موارد، تحت فشار بین المللی حذف شده است)، آزادی بهائیان را به صورت جدی محدود کرده وآنها را از فرصت‌های موجود درهمه ابعاد زندگی خصوصی از جمله ازدواج، طلاق، ارث، راه‌یابی به دانشگاه وانجام سفر محروم می‌نماید.
در عمل از سال ١٣۵٨ تا کنون هزاران بهائی شغل، مقرری و حقوق بازنشستگی، اموال، کسب و کار و بالاخره امکان تحصیل را از دست داده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی با انحلال تشکیلات بهائیان، آنها را از حق گردهم‌آیی، انتخاب و اداره مؤسسات دینی خود در سطح منطقه‌ای و ملی محروم کرده‌اند.  پس از وقوع انقلاب اسلامی حد اقل دویست بهائی اعدام شده و تعداد زیادی از آنها زندانی و تحت شکنجه و فشار قرار گرفته اند تا شاید از دین خود بازگشته به اجبار به اسلام بگروند.
به سبب اعتراض‌های شدید بین‌المللی به آزار و سرکوب این اقلیت مذهبی غیر سیاسی و آرام، مقامات دولت ایران در بیشتر اوقات علت اصلی فشار و اعدام بهائیان را پنهان کرده و ادعا می‌کنند که اینان به اتهاماتی نظیر «فعالیتهای ضد انقلابی»، «حمایت از رژیم سابق»، «جاسوسی برای صهیونیسم» و «فحشا، زنا و فساد اخلاقی» محکوم و مجازات می‌شوند.

تصحیح و یا تکمیل کنید