بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

مجتبی مطلع سراب

درباره

سن: ۳۶
ملیت: ايران
مذهب: بدون باور مذهبی
وضعیت تأهل: متاهل

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۲۱ فروردین ۱۳۶۸
محل: استان آذربايجان شرقی، ايران، تبريز
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: اتهام نامعلوم

ملاحظات

اطلاعات درباره آقای مجتبی مطلع سراب از اعضای سازمان فدائیان خلق (اکثریت) از طریق گفتگو با خواهر همسرش به عمل آمده است. اطلاعات تکمیلی را یکی همبندان سابق آقای مطلع سراب، از راه فرم الکترونیکی به بنیاد برومند ارسال کرده است.

آقای مطلع سراب فعالیت سیاسی خود را در زمان شاه شروع کرد و در ارتباط با سازمان چریکهای فدائی خلق قرار گرفت. در آن زمان برای اولین بار دستگیر و به ۵ سال حبس محکوم شد. وی در زمان انقلاب ١٣۵٧ با آزاد شدن زندانیان سیاسی، از زندان رهایی یافت. بعد از انقلاب هم به فعالیت با این سازمان ادامه داد و با انشعاب در این سازمان، مجتبی به جناح اکثریت پیوست. در زمان دستگیری او عضو مشاور کمیته سازمان در پلنوم تاشکند (ازبکستان) بود.

آقای مطلع سراب دانشجوی پزشکی دانشگاه اصفهان بود. دوره درسی را به پایان رسانده بود و دوره انترنی را می‌گذراند. با شروع انقلاب فرهنگی، وی از دانشگاه اخراج شد، بدون اینکه توانسته باشد مدرک پزشکی خود را بگیرد. آقای مطلب سراب دارای یک فرزند است که مدت کوتاهی پس از بازداشت وی و همسرش به دنیا آمد و به دست خانواده سپرده شد. او در نامه‌ای که مخفیانه از زندان به خانواده‌‌اش فرستاده بود، اظهار داشت که در زندگی سه آرزو داشته، که یکی از که آنها داشتن همسر خوب بود، برآورده شده است.

در سال ۱۳۴۹ "سازمان چریکهای فدائی خلق ایران"، متأثر از انقلاب کوبا و جنبش چریکی آمریکای لاتین، با ایدئولوژی مارکسیسم - لنینیسم و با اعتقاد به مبارزه مسلحانه شهری، از ادغام دو گروه چریکی مخالف رژیم شاه به وجود آمد. این سازمان بلافاصله پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به نفی مشی چریکی پرداخت و بر سر حمایت یا عدم حمایت از جمهوری اسلامی و شوروی، منشعب شد. سازمان فداییان خلق (اکثریت) جمهوری اسلامی را انقلابی و ضد امپریالیست دانسته و تا اوایل سال ۱۳۶۲ از آن حمایت می‌کرد، از این تاریخ به بعد اعضای این حزب صرفاً به دلیل اعتقادات سیاسیشان هدف حملات و سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفتند.

انقلاب فرهنگی در فروردین ١٣۵٩ با فرمان آیت الله خمینی برای تصفیه دانشگاه‌ها از نیروهای مخالف وتبدیل دانشگاه به محیط علم برای تدریس علوم عالی اسلامی آغاز شد. نخستین موج خشونت‌ها در ۲۶ فروردین هنگام سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز رخ داد. دانشجویان طرفدار رژیم ساختمان مرکزی دانشگاه را به تصرف در آوردند و خواستار "پاکسازی دانشگاه" از کسانی شدند که "عناصر وابسته به رژیم شاه و دیگر خودفروختگان" می‌خواندند.

در ۲۹ فروردین شورای انقلاب در بیانیه‌ای گروه‌های سیاسی را متهم به تبدیل مراکز آموزش عالی به "ستاد عملیات سیاسی تفرقه‌آور" و مانعی در مقابل دگرگونی بنیادی دانشگاه‌ها کرد. این بیانیه به این گروه‌ها سه روز (از شنبه ۳۰/۱/۵۹ تا دوشنبه ۱/۲/۵۹) مهلت داد که دفتر فعالیت خود در دانشگاه‌ها را تعطیل کنند. شورای انقلاب همچنین تـأکید کرد که این تصمیم شامل کتابخانه‌ها، دفترهای هنری و ورزشی نیز هست. گروه‌های سیاسی مخالف حاضر به بستن دفاتر خود نشدند ودر طول این سه روز درگیری میان دانشجویان چپگرا و انجمنهای اسلامی که با حمایت نیروهای دولتی و شبه نظامیان طرفدار حکومت دانشگاهها را تحت کنترل خود در آوردند ادامه داشت.

دستگیری و بازداشت

بنا به اطلاعات موجود، آقای مطلع سراب روز ٢ مهر ١٣۶۵ در منزل مسکونیش در تبریز به همراه همسرش دستگیر شد.

آقای مجتبی مطلع سراب در نامه‌ای که به طور مخفیانه از زندان به خانواده‌اش داده بود، نوشته بود که او را مدتی برای بازجویی به تهران (زندان کمیته مشترک یا زندان توحید که حالا به موزه عبرت تبدیل شده است) برده و آنجا او را شکنجه کرده بودند. در تهران به آقای مطلع سراب اجازه ملاقات با خواهر همسرش داده شده بود. این ملاقات سه روز بعد از دستگیری او بوده است. خواهر همسرش به یاد می‌آورد که در این دیدار "قسمت بالای بدن و لباس آقای مطلع سراب خونین بوده، رنگ صورتش به شدت زرد و ماهیچه‌های صورتش پرش داشت." این علائم برای شاهد نشان این بود که وی را شکنجه کرده بودند. همبند آقای مطلع سراب نیز شکنجه شدن وی را تایید می‌کند و گزارش می‌کند که پاهای وی در اثر شلاق بسیار ورم کرده بود. همچنین خانواده وی مطلع شدند که پس از اعدام جثه او بسیار ضعیف بود در حالی که آقای مطلع سراب پیش از زندانی شدن، آدمی بسیار قوی هیکلی بود.

در مدت حدود دو سال بازداشت، آقای مجتبی مطلع سراب دو یا سه بار ملاقات داشت. در ملاقات هیچوقت او را تنها نمی‌گذاشتند هر بار دو تواب (زندانیانی که توبه کرده بودند و با ماموران زندان همکاری می‌کردند) در کنارش می‌ایستادند. همسرش، بعد از آزادی از زندان همیشه جلوی زندان می‌رفت و اگر ملاقات نداشت برای شوهرش لباس و خوراکی می‌فرستاد. آقای مطلع سراب از داشتن وکیل محروم بود.

دادگاه

اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست، جز این که دادگاه در تبریز تشکیل شد.

اتهامات

از اتهامات آقای مجتبی مطلع سراب اطلاع دقیقی در دست نیست. خانواده او از اتهامش بیخبر بودند. همبند سابق وی اظهار داشته که اتهام علیه او محاربه با خدا بوده است.

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای مطلع سراب در دادگاه اطلاعی در دست نیست. اما در نامه‌ای که او قبلا به طور مخفیانه از زندان به خانواده‌اش فرستاده بود، نوشته بود که در برگه بازجوئی نوشته است که وی به "صلح، آزادی و عدالت اجتماعی" اعتقاد دارد. در آن نامه همچنین نوشته بود که موضع جدید سازمان را مبنی بر سرنگونی رژیم، قبول ندارد؛ و نیز نوشته بود که فکر نمی‌کند زنده بیرون بیاید.

حکم

آقای مجتبی مطلع سراب را روز ٢١ فروردین ١٣۶٨ در زندان تبریز اعدام کردند. همسر وی از گفته‌های او در آخرین ملاقات، که اوائل فروردین آن سال بود، حدس زده بود که او را اعدام خواهند کرد. بر اساس حدس خانواده آقای مطلع سراب، وی را به دار آویختند. او را در گورستان وادی تبریز دفن کردند. مرده شور این گورستان به مادر زن مطلع سراب گفته بود که بدن او خون آلود نبود. در گواهی فوت نوشته بودند: "نوع بیماری: دارآویختگی."

بعد از اعدام مجتبی مطلع سراب یکی از خویشان نزدیکش یک آگهی ترحیم در روزنامه کیهان برای او داد، البته بدون قید علت مرگ. تعدادی از دوستان مجتبی آگهی را دیدند و برای شرکت در مراسم آمدند. نه وصیت نامه، نه لباس و نه وسائل شخصی، که می توانست یادگاری از آقای مطلع سراب باشد، به خانواده داده نشد.

تصحیح و یا تکمیل کنید