بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
ترویج مدارا و عدالت به کمک دانش و تفاهم
شلاق

شلاق زده شده، محمد ابوالحسنی، قزوین، ۶ آبان ۱۴۰۳، هرانا

هرانا
۶ آبان ۱۴۰۳
مقاله از تارنما

هرانا

۶ آبان ۱۴۰۳

۲۷ اکتبر ۲۰۲۴

خبر اختصاصی

زندان چوبیندر قزوین؛ حکم شلاق محمد ابوالحسنی اجرا شد

خبرگزاری هرانا – روز جاری، حکم ۱۲ ضربه شلاق محمد ابوالحسنی، فعال مدنی که دوران محکومیت خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان چوبیندر قزوین سپری میکند، در این زندان به اجرا درآمد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم شلاق محمد ابوالحسنی به اجرا درآمد.

پدر محمد ابوالحسنی با انتشار مطلبی در این خصوص اعلام کرد که حکم شلاق فرزندش امروز یکشنبه ششم آبان ۱۴۰۳ [۲۷ اکتبر ۲۰۲۴]در زندان چوبیندر قزوین به اجرا درآمده است.

در آذرماه سال گذشته آقای ابوالحسنی در خصوص این پرونده که در دوران حبس برای وی گشوده شد، توسط دادگاه انقلاب قزوین به سه ماه حبس و تحمل ۱۲ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده بود. حکم حبس صادره به پرداخت سی میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

محمد ابوالحسنی که با پرونده های قضایی متعددی مواجه است، در تاریخ ۲۳ آذرماه ۱۴۰۰، طی ابلاغیه‌ای جهت اجرای حکم حبس به شعبه اول واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار و در تاریخ ۱۱ دیماه همان سال جهت تحمل دوران محکومیت خود راهی زندان اوین شد. وی در تاریخ ۱۷ بهمن ماه ۱۴۰۱، بدون اطلاع قبلی، همراه با ضرب و شتم از زندان اوین به زندان قزوین منتقل شد.

وی در بهمن ماه ۹۹، زمانی که دوران محکومیت خود را از بابت پرونده پیشین سپری می‌کرد، در پرونده‌ای جدید به همراه دو هم پرونده ای خود محاکمه شد و در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به پانزده ماه حبس تعزیری و چهار ماه کار اجباری در سازمان جهاد کشاورزی به مدت روزی چهار ساعت محکوم شد. فروردین‌ ماه ۱۴۰۰ این محکومیت توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

این زندانی در مهرماه سال ۱۴۰۱ نیز از بابت پرونده دیگری که آن هم در ایام حبس علیه وی گشوده شده، توسط دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس محکوم شد.

محمد ابوالحسنی، شهروند اهل قزوین پیشتر نیز به دلیل فعالیت‌های خود سابقه بازداشت و محکومیت را داشته است.

تذکر بنیاد برومند

ماهیت احکام مجرمیت در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران

در نظام دادرسی کیفری در جمهوری اسلامی ایران ضوابط پذیرفته شدۀ دادرسی، از جمله بی طرفی، انصاف و سرعت در کار قضا، مدام شکسته می شوند. زندانیان اغلب از هر نوع ارتباط با دنیای خارج محروم اند و از دلائل بازداشت خویش بی خبر و پیش از آغاز دادرسی نیز به بررسی مدارک و شواهد مورد استناد دادستان مجاز نیستند. در مواردی وکلای متهم از حضور در دادگاه محروم می شوند. افزون بر این، اقرار ناشی از عنف و شکنجه به عنوان سند مثبِتۀ جرم متهم تلقی می شود. از آن جا که دادگاه های جمهوری اسلامی ایران اغلب خود را ملزم به رعایت موازین و ضوابط ضروری برای انجام یک دادرسی منصفانه نمی دانند، در اعتبار قانونی احکام مجرمیتی که از سوی این گونه دادگاه ها صادر می شود تردید رواست.

کیفر بدنی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران

در قانون کیفری جمهوری اسلامی برای طیفی گسترده از جرائم کیفر بدنی مقرّر شده است از آن جمله: مصرف نوشابه های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفّت عمومی، آمیزش زن و مرد در علن. تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، قبل از اجرای حکم اعدام کیفر شلّاق به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود. افزون بر کیفر شلّاق، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به سرقت را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم حتی به کمک عصا یا چوب بغل نیز دشوار خواهد بود.

تخطّی مستمرّ جمهوری اسلامی از تعهدات ناشی از حقوق بین الملل

استفاده از کیفرهای بدنی نه تنها منافی با اصول حقوق بین الملل است در شماری از معاهدات بین المللی نیز ممئوع شناخته شده. طبق مادۀ 5 «اعلامیۀ جهانی حقوق بشر»- اعلامیه ای که ایران آن را پذیرفته و تصویب کرده است- «هیچ کس نباید آماج شکنجه یا کیفرهای بی رحمانه، غیربشری، یا تحقیرآمیز شود. «میثاق حقوق مدنی و سیاسی بشر نیز - میثاقی که به تصویب ایران رسیده است- با زبانی مشابه اِعمال چنین کیفرهائی را تحریم کرده. مخالفت ژرف جامعۀ جهانی با این گونه کیفرها و رفتارها در «میثاق علیه شکنجه و دیگر کیفرها و رفتارهای بی رحمانه، غیربشری و تحقیرآمیز» (میثاق علیه شکنجه) بازتابی روشن یافته است. این میثاق شکنجه را چنین تعریف می کند: «هر رفتار عمدی که به قصد مجازات فرد برای عملی که از اوسرزده، یا ممکن است سرزده باشد، و به درد و رنج شدید جسمانی یا روانی اش منجر شود. گرچه جمهوری اسلامی ایران تا کنون به میثاق علیه شکنجه نپیوسته، ممنوعیت استفاده از شکنجه امروز از سوی اکثر اعضای جامعۀ بین المللی به عنوان یک اصل مسلم حقوقی و در نتیجه یکی از موازین مسلم عرف بین المللی شناخته شده است. افزون براین، گرچه اصل تحریم کیفر بدنی هنوز در حقوق بین الملل عمومی به تصریح تأئید نشده، قرائن و امارات روزافزون حاکی از آن است که اِعمال این گونه کیفرها ناقض حقوق بین الملل بشری شمرده می شود. [1] در قضیۀ آزبورن علیه جامائیکا، کمیتۀ علیه شکنجه (مرکب از گروهی از متخصصان مأمور نظارت بر اجرای اصول مندرج در «میثاق شکنجه») تأئید کرد که باید «هرنوع کیفر بدنی را باید رفتاری بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز، و در نتیجه ناقض اصل هفتم «میثاق علیه شکنجه»، شمرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد تخطّی مستمر جمهوری اسلامی ایران را از تعهداتی که در مورد اجرای اصول حقوق بین الملل بر عهده گرفته است بارها مورد رسیدگی قرار داده است, از جمله در دسامبر سال ۲۰۰۷. در قطعنامۀ شماره ۶۲/۱۶۸، مجمع نامبرده نگرانی عمیق خود را نسبت به تخطی مدام این دولت از موازین حقوق بین المللی بشر اعلام کرد به ویژه با اشاره به «موارد مسلم شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز با متهمان و مجرمان و سنگسار کردن، شلّاق زدن و قطع دست و پای آنان.»


[1] ن. ک. به: Rodley, The Treatment of Prisoners Under International Law, p. 309