بنیاد عبدالرحمن برومند

برای حقوق بشر در ایران

https://www.iranrights.org
امید، یادبودی در دفاع از حقوق بشر در ایران
یک سرگذشت

بهمن حقیقت‌خواه

درباره

سن: ۲۳
ملیت: ايران
مذهب: اسلام (شيعه)
وضعیت تأهل: مجرد

مورد

تاریخ کشته‌شدن: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۳
محل: تبريز، استان آذربايجان شرقی، ايران
نحوه کشته‌شدن: حلق آویز
اتهامات: جرم ضد انقلاب نامشخص
سن در زمان ارتکاب جرم: ۲۲

ملاحظات

خبر اعدام آقای بهمن حقیقت‌خواه فرزند مولود و رجبعلی، توسط یکی از نزدیکان وی از طریق ایمیل به بنیاد عبدالرحمن برومند ارسال شد. (٧ اسفند ١٣٩٩) همچنین خبر این اعدام توسط یک شاهد که در صحنه اعدام آقای حقیقت‌خواه حضور داشت، از طریق ایمیل به بنیاد برومند رسیده است. (٢٠ مرداد ١۴٠٠)  

آقای حقیقت‌خواه یکی از۲۸۲ نفریست که نامش در گزارش سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران به تاریخ ۱۳ نوامبر ۱۹۸۵منتشر شده است. این گزارش حاوی لیستی است تحت عنوان :«اشخاصی که گفته می شود خودسرانه یا بدون محاکمه در جمهوری اسلامی اعدام شده اند: ۱۹۸۴-۱۹۸۵.»

همچنین خبر اعدام آقای حقیقت‌خواه در ضمیمۀ شمارۀ ۲۶۱ نشریۀ مجاهد، چاپ سازمان مجاهدین خلق ایران، به تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۶۴ به چاپ رسید. این ضمیمه شامل فهرست ۱۲٠۲۸ نفر است که اکثراً وابسته به گروه‌های سیاسی مخالف رژیم بوده‌اند. این اشخاص از تاریخ ۳٠ خرداد ۱۳۶٠ تا زمان چاپ نشریه مجاهد اعدام شده و یا در درگیری با قوای انتظامی جمهوری اسلامی کشته شده‌اند.

بر اساس اطلاعات موجود، آقای حقیقت‌خواه، ٢٣ ساله، متولد شهرستان آستانه اشرفیه در استان گیلان در یک خانواده‌ی کشاورز، مجرد و دیپلمه رشته اقتصاد بود.

آقای حقیقت‌خواه در بین همشهری‌هایش محبوب بود: «با همه مهربان بود و شخصیتی دوست داشتنی و کاریزماتیک داشت. همه اهالی محل با او دوست بودند و رابطه بسیار حسنه و صمیمانه با دیگران داشت و بخاطر همین اخلاق نیکویش در محل و شهر آستانه دوستان بسیاری داشت.» به ورزش علاقه داشت: «هر روز ورزش می‌کرد و بچه‌ها را به ورزش کردن دعوت می‌کرد.» 

آقای حقیقت‌خواه در سال ١٣۵٨ به سازمان مجاهدین خلق ایران پیوست. او پس از مدتی یکی از فرماندهان این سازمان شد و مدتی به دلیل شناسائی توسط عوامل سپاه پاسداران در شهر سکونتش، به همراه دوستان و همرزمانش، به زندگی مخفی در جنگل روی آورد و به دلیل خطر دستگیری، مجبور به تغییر مکان به شهرهای تهران، شیراز و سرانجام تبریز شد. او با خانواده‌ی خود نیز ارتباط نداشت.

سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ١٣۴۴ پایه گذاری شد که از نظر ایده‌ئولوژی، تشکیلاتی مذهبی و معتقد به اصول و مبانی اسلام بود. این سازمان، با تفسیری انقلابی از اسلام به مبارزه مسلحانه علیه رژیم محمدرضا شاه پهلوی (١٢٩٨- ١٣۵٩) اعتقاد داشت و مارکسیسم را به عنوان روشی علمی برای تحلیل اقتصادی و اجتماعی از جامعۀ ایران می‌پذیرفت و در عین حال، اسلام را سرچشمه الهام فرهنگ و ایده‌ئولوژی خود می‌دانست. در دهه ١٣۵٠، زندانی شدن و اعدام بسیاری از کادرها باعث تضعیف سازمان مجاهدین شد. در سال ١٣۵۴ این سازمان با یک بحران ایده‌ئولوژیک عمیق مواجه شد که در طی آن تعداد زیادی از کادرهای سازمان به نقد و نفی اسلام پرداختند و، پس از حذف فیزیکی چند تن از کادرها و تصفیه اعضای مسلمان، مارکسیسم را به عنوان ایده‌ئولوژی خود برگزیدند. این اقدام در سال ١٣۵۶ منجر به انشعاب و ایجاد بخش مارکسیست لنینیست سازمان مجاهدین خلق شد. در بهمن ماه سال ١٣۵٧، رهبران زندانی سازمان مجاهدین که هنوز معتقد به ایده‌ئولوژی اسلامی بودند، همراه با دیگر زندانیان سیاسی، آزاد شدند و به بازسازی سازمان و عضوگیری پرداختند. پس از استقرار جمهوری اسلامی، مجاهدین که رهبری آیت الله خمینی را پذیرفته، و به دفاع از انقلاب اسلامی برخاسته بودند، حضور در ارگانهای حکومتی و شرکت فعال در حیات سیاسی جامعه را در دستور کار خود قرار دادند. در دو سال اول انقلاب، آن‌ها هواداران بسیاری، به ویژه در مدارس و دانشگاه‌ها، یافتند ولی تلاششان برای کسب قدرت سیاسی، چه از طریق انتصاب توسط مقامات و چه از طریق انتخاب توسط مردم با مخالفت شدید رهبران جمهوری اسلامی روبه رو شد.

دستگیری و بازداشت

آقای حقیقت‌خواه در آذر ماه ١٣۶٢ توسط یکی از عوامل سپاه به نام رضا خوش‌سیرت که از هم شهری‌ها و هم محله‌ای‌های او بود، در تبریز شناسایی شد.

آقای حقیقت‌خواه مسلحانه به دفاع از خود پرداخت و پس از محاصره توسط پاسداران، دستگیر شد. او به مدت شش ماه در زندان سپاه تبریز بود. «در زندان سپاه تبریز در زیر شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت و حتی از وی یک اعتراف اجباری نیز گرفتند که در تلویزیون تبریز به نمایش گذاشته شد.»

خانواده آقای حقیقت‌خواه، پس از پنج سال دوری از فرزندشان، در روز ٢٩ اردیبهشت ١٣۶٣ با او در زندان ملاقات کردند.

دادگاه

آقای حقیقت‌خواه در یک دادگاه بدون دسترسی به وکیل محاکمه شد. اما اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه وی در دست نیست.

اتهامات

اتهام آقای حقیقت‌خواه «عضویت در شاخه مجاهدین خلق» عنوان شد. (ایمیل یکی از نزدیکان)

مدارک و شواهد

در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه آقای حقیقت‌خواه نیست.

دفاعیات

از دفاعیات آقای حقیقت‌خواه اطلاعی در دست نیست.

حکم

آقای بهمن حقیقت‌خواه «محارب» شناخته شد و به اعدام محکوم گردید. او در روز ٣١ اردیبهشت ماه ١٣۶٣ با جرثقیل در میدان اصلی شهر تبریز، در ملا عام به دار آویخته شد.

«پیکر بی جان بهمن را برای زهرچشم گرفتن از سایرین، ٢ شبانه روز از جرثقیل آویزان نگاه داشتند و روزنامه ها با تیتر درشت، نوشتند: فرمانده تروریست در تبریز اعدام شد.»

پیکر آقای حقیقت‌خواه به خانواده او تحویل داده نشد و «بنا به تصمیم سپاه پاسداران در گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.»

شاهدی که در آن روز به همراه مادرش در بازار حضور داشت، شنیده‌های خود را اینگونه می‌نویسد: «من با وجود سن کمم نخواستم که اسمش را فراموش کنم. آن‌هایی که صحنه به دار آویختنش را دیده بودند، گفتند که حدود ١٧ یا ١٨ سال سن داشت و قبل از اعدام نفس خیلی عمیقی کشید و خیلی آرام بود و لبخند می‌زد و همان تبسم را هم بالای دار به چهره داشت. در ضمن اتهام او سیاسی بود و روز قبل هم در تلویزیون خبر به دار آویختن او را داده بودند. من و مادرم اسم گلی را که نمی‌دانستیم و مدتها منتظر گل دادن آن بودیم و بعد از برگشتن ما به خانه در آن روز گل داده بود را بهمن حقیقت‌خواه گذاشتیم.»

آقای حقیقت‌خواه ٢٣ ساله بود.

_________________________

* كنار گذاشتن كامل مجاهدین از نهادهای دولتی و بستن نشریات و دفاترشان از طرفی، و تناقض بین تفسیر مجاهدین و تفسیر حكومت از اسلام از طرف دیگر، اختلافات بین آن دو را تشدید كرد به طوری که رهبران جمهوری اسلامی مجاهدین را «منافق» می‌نامیدند و طرفداران حزب اللهی رژیم، هواداران این سازمان را در هنگام تظاهرات و پخش نشریاتشان آماج حمله خویش قرار دادند و حتی باعث کشته شدن تنی چند از آنها شدند. روز ٣٠ خرداد ١٣۶٠ مجاهدین برای اعتراض به برخورد رژیم با آنها و عزل بنی صدر، رئیس جمهور وقت، تظاهراتی را سازمان دادند که هزاران تن به خیابانها آمدند و برخی از آنان به مقابله با تهاجم پاسداران و افراد حزب اللهی پرداختند. تعداد تلفات آن روز روشن نیست اما تعداد زیادی از تظاهركنندگان دستگیر و در روزها و هفته‌های بعد اعدام شدند. جمهوری اسلامی پس از آن روز سركوب و كشتاری را آغاز کرد كه در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر بوده است و در طی آن هزاران نفر از طرفداران مجاهدین زندانی یا اعدام شدند. سازمان مجاهدین از ٣١ خرداد قیام مسلحانه علیه رژیم را اعلام كرد و پس از آن تعدادی از مسئولان بلندپایه و طرفداران جمهوری اسلامی را ترور کرد.
در تابستان ۶٠، رهبر سازمان مجاهدین و رئیس جمهور مخلوع (ابوالحسن بنی صدر) از کشور گریختند و در فرانسه مستقر شدند و «شورای ملی مقاومت» را تشکیل دادند. این سازمان پس از اخراج رهبران و تعداد زیادی از هوادارانش از فرانسه، در خرداد سال ١٣۶۶ ارتش رهایی بخش ایران را در عراق پایه گذاری کرد که چندین بار وارد خاک ایران شد. آخرین حمله آن تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» در مرداد ١٣۶٧ شکست خورد. چند روز پس از شکست این عملیات هزاران نفر از هواداران سازمان که در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می‌بردند در کشتار دسته جمعی سال ۶٧ اعدام شدند. از تابستان ١٣۶٠ به بعد فعالیت های علنی سازمان مجاهدین خلق ایران در خارج از کشور ادامه یافته است. از دامنۀ فعالیت ها و تعداد اعضا و هواداران کنونی سازمان در داخل کشور اطلاع دقیقی در دست نیست.
به رغم اعلام مبارزۀ مسلحانه از سوی سازمان مجاهدین خلق در فردای ٣٠ خرداد ١٣۶٠، بسیاری از هواداران این سازمان، تعلیمات نظامی ندیده بودند، مسلح نبودند و در عملیات نظامی شرکت نداشته‌اند.

تصحیح و یا تکمیل کنید