ترویج مدارا و عدالت به کمک دانش و تفاهم
شلاق

۲۰ روزه خوار در قزوین به شلاق و جزای نقدی محکوم شدند

خبرگزاری مهر
حبرگزاری مهر
۲۱ خرداد ۱۳۹۶
مقاله از روزنامه

قزوین- دادستان عمومی و انقلاب قزوین گفت: ۲۰ روزه خوار در قزوین به شلاق و جزای نقدی محکوم و حکم آنان اجرا شد.

حجت الاسلام اسماعیل صادقی نیارکی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ایام پربرکت ماه مبارک رمضان در حال سپری شدن است که امیدوارم همه بتوانیم از این فرصت بهره مند شویم همچنین فرصتی بیابیم که ماه رمضان دیگری را درک و از فیوضات آن بهره ببریم.

این مقام قضایی افزود: تا کنون قریب به ۹۰ پرونده برای افراد روزه خوار تشکیل گردیده که از این تعداد ۲۰ پرونده در روز دستگیری با صدور کیفرخواست به شعبه ویژه ای که به همین منظور در دادسرا مستقر است ارسال و در همان روز بصورت ویژه به پرونده اتهامی آنان رسیدگی و مرتکبین به شلاق و جزای نقدی محکوم و حکم صادره نیز به مرحله اجرا در آمده است.

وی ادامه داد: اقدام بی نظیری که ماه مبارک رمضان امسال همچون سال های گذشته از سوی دادستانی قزوین انجام شد و مورد استقبال مومنان و شهروندان نیز قرار گرفت، برخورد با روزه خواری علنی بود.

دادستان عمومی و انقلاب قزوین اضافه کرد: براساس موازین و احکام اسلامی روزه بر افرادی واجب است و سایر افرادی که بنا به دلایلی نمی توانند روزه بگیرند می بایست حرمت ماه مبارک رمضان را حفظ نمایند و حفظ این حرمت بر همه واجب است از این رو کسی نباید در ملاءعام اقدام به روزه خواری کند.

وی تصریح کرد: متأسفانه افرادی بدون توجه به این موضوع اقدام به روزه خواری می کنند که از ابتدای ایام ماه مبارک رمضان تدابیر لازم برای برخورد با موارد اینچنینی انجام شده و افرادی که در ملاءعام روزه خواری کنند، دستگیر و در صورت احراز عامدیت در این کار، با تشکیل پرونده به اتهام آنها رسیدگی و مجازات خواهند شد.

تذکر بنیاد برومند

ماهیت احکام مجرمیت در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران

در نظام دادرسی کیفری در جمهوری اسلامی ایران ضوابط پذیرفته شدۀ دادرسی، از جمله بی طرفی، انصاف و سرعت در کار قضا، مدام شکسته می شوند. زندانیان اغلب از هر نوع ارتباط با دنیای خارج محروم اند و از دلائل بازداشت خویش بی خبر و پیش از آغاز دادرسی نیز به بررسی مدارک و شواهد مورد استناد دادستان مجاز نیستند. در مواردی وکلای متهم از حضور در دادگاه محروم می شوند. افزون بر این، اقرار ناشی از عنف و شکنجه به عنوان سند مثبِتۀ جرم متهم تلقی می شود. از آن جا که دادگاه های جمهوری اسلامی ایران اغلب خود را ملزم به رعایت موازین و ضوابط ضروری برای انجام یک دادرسی منصفانه نمی دانند، در اعتبار قانونی احکام مجرمیتی که از سوی این گونه دادگاه ها صادر می شود تردید رواست.

کیفر بدنی در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران

در قانون کیفری جمهوری اسلامی برای طیفی گسترده از جرائم کیفر بدنی مقرّر شده است از آن جمله: مصرف نوشابه های الکلی، سرقت، زنا، رفتار منافی با عفّت عمومی، آمیزش زن و مرد در علن. تعیین کیفر بدنی بر محکوم به اعدام با قاضی دادگاه است. در چنین مواردی، قبل از اجرای حکم اعدام کیفر شلّاق به قصد تشدید درد مجرم جاری می شود. افزون بر کیفر شلّاق، نظام حقوقی جمهوری اسلامی قطع دست یا پای مرتکب به سرقت را نیز مجاز می داند. در چنین مواردی، دست یا پای محکوم پس از انتقال وی به بیمارستان و بی حس کردنش بریده می شود. پس از اجرای این کیفر، راه رفتن محکوم حتی به کمک عصا یا چوب بغل نیز دشوار خواهد بود.

تخطّی مستمرّ جمهوری اسلامی از تعهدات ناشی از حقوق بین الملل

استفاده از کیفرهای بدنی نه تنها منافی با اصول حقوق بین الملل است در شماری از معاهدات بین المللی نیز ممئوع شناخته شده. طبق مادۀ 5 «اعلامیۀ جهانی حقوق بشر»- اعلامیه ای که ایران آن را پذیرفته و تصویب کرده است- «هیچ کس نباید آماج شکنجه یا کیفرهای بی رحمانه، غیربشری، یا تحقیرآمیز شود. «میثاق حقوق مدنی و سیاسی بشر نیز - میثاقی که به تصویب ایران رسیده است- با زبانی مشابه اِعمال چنین کیفرهائی را تحریم کرده. مخالفت ژرف جامعۀ جهانی با این گونه کیفرها و رفتارها در «میثاق علیه شکنجه و دیگر کیفرها و رفتارهای بی رحمانه، غیربشری و تحقیرآمیز» (میثاق علیه شکنجه) بازتابی روشن یافته است. این میثاق شکنجه را چنین تعریف می کند: «هر رفتار عمدی که به قصد مجازات فرد برای عملی که از اوسرزده، یا ممکن است سرزده باشد، و به درد و رنج شدید جسمانی یا روانی اش منجر شود. گرچه جمهوری اسلامی ایران تا کنون به میثاق علیه شکنجه نپیوسته، ممنوعیت استفاده از شکنجه امروز از سوی اکثر اعضای جامعۀ بین المللی به عنوان یک اصل مسلم حقوقی و در نتیجه یکی از موازین مسلم عرف بین المللی شناخته شده است. افزون براین، گرچه اصل تحریم کیفر بدنی هنوز در حقوق بین الملل عمومی به تصریح تأئید نشده، قرائن و امارات روزافزون حاکی از آن است که اِعمال این گونه کیفرها ناقض حقوق بین الملل بشری شمرده می شود. [1] در قضیۀ آزبورن علیه جامائیکا، کمیتۀ علیه شکنجه (مرکب از گروهی از متخصصان مأمور نظارت بر اجرای اصول مندرج در «میثاق شکنجه») تأئید کرد که باید «هرنوع کیفر بدنی را باید رفتاری بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز، و در نتیجه ناقض اصل هفتم «میثاق علیه شکنجه»، شمرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد تخطّی مستمر جمهوری اسلامی ایران را از تعهداتی که در مورد اجرای اصول حقوق بین الملل بر عهده گرفته است بارها مورد رسیدگی قرار داده است, از جمله در دسامبر سال ۲۰۰۷. در قطعنامۀ شماره ۶۲/۱۶۸، مجمع نامبرده نگرانی عمیق خود را نسبت به تخطی مدام این دولت از موازین حقوق بین المللی بشر اعلام کرد به ویژه با اشاره به «موارد مسلم شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیرانسانی و توهین آمیز با متهمان و مجرمان و سنگسار کردن، شلّاق زدن و قطع دست و پای آنان.»


[1] ن. ک. به: Rodley, The Treatment of Prisoners Under International Law, p. 309